تاريخ : چهارشنبه 1405/8/6 تاریخ ایجاد:
کد خبر: 78702
جمع میان حق‌طلبی و حفظ وحدت جامعه در سیره فاطمی

جمع میان حق‌طلبی و حفظ وحدت جامعه در سیره فاطمی

پژوهشگر سیره و تاریخ اهل‌بیت(ع) با تبیین مؤلفه‌های وحدت فاطمی گفت: درس فاطمی به جریان‌های فکری، نخبگان و جناح‌های سیاسی امروز این است که می‌توان نقد داشت، مطالبه‌گری کرد و منکر و انحراف را متذکر شد، اما نباید ستون فقرات و امنیت امت و جامعه را هدف گرفت؛ دادخواهی و بیان حقیقت باید با منطق، استدلال و اخلاق صورت گیرد، نه با لجن‌پراکنی، برچسب‌زنی و دوقطبی‌سازی‌های ویرانگر.

ایام فاطمیه فراتر از یک موسم آیینی، فرصتی بی‌نظیر برای بازخوانی اندیشه سیاسی و اجتماعی اهل‌بیت(ع) است. یکی از چالش‌های بنیادین تاریخ بشر و به‌ویژه جهان اسلام، مسئله همبستگی و زیست مؤمنانه در بستر تفاوت‌هاست. وحدت در منظومه معرفتی اسلام اصلی راهبردی، جوهری تمدنی و ضامن بقای ملت و امت است و در حافظه تاریخی شیعه، بازخوانی سیره سیاسی و اجتماعی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(س)، همواره با نماد مظلومیت و جهاد تبیین گره خورده است؛ اما آنچه کمتر در تراز تمدنی بازشناسی شده، نقش بی‌بدیل آن بانوی عصمت به‌عنوان معمار انسجام اسلامی و دیده‌بان وحدت حقیقی است.

حضرت فاطمه زهرا(س) نخستین پرچمداری بود که مرز باریک میان اعتراض روشنگرانه و تبیینی را با شورش‌های تفرقه‌افکن و کور آشکار ساخت و نشان داد چگونه می‌توان برای صیانت از کیان اسلام، تمام سرمایه وجودی را به میدان آورد، بی‌آنکه امت دچار زوال گردد. امروز در شرایطی که جبهه استکبار جهانی کیان اسلام و ایران مقتدر را هدف هجمه ترکیبی، شناختی و تفرقه‌افکنانه قرار داده است، بازخوانی سیره زهرای مرضیه(س) از زاویه‌ وفاق ایمانی، عدالت اجتماعی و مقاومت در برابر تحریف، فراتر از یک بحث تاریخی، یک ضرورت عاجل و حیاتیِ راهبردی است.
گفت‌وگوی پیش‌رو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر سیره و تاریخ اهل‌بیت(ع) تلاشی است برای بررسی و تحلیل مؤلفه‌ها و موانع وحدت بر پایه عقلانیت و سیره فاطمی تا نشان دهد چگونه می‌توان در امتداد آن الگوی الهی، بر شکاف‌های اجتماعی غلبه کرد و بر مدار ولایت، راه پیروزی امت را هموار ساخت. متن این گفت‌وگو در ادامه از نظر می‌گذرد:

وحدت و مهم‌ترین مؤلفه‌های آن در سیره و اندیشه حضرت فاطمه زهرا(س) چه جایگاهی دارد؟

در مکتب معرفتی حضرت صدیقه طاهره(س)، وحدت یک «اصل راهبردی و زیرساخت حیات طیبه جامعه» است؛ منظومه‌ای تمدنی که بر چهار ستون «توحید، امامت، عدالت و اخوت» بنا شده است و از منظر حضرت، وحدت جامعه اسلامی مانند دانه‌های تسبیح است که اگر نخی استوار و پیونددهنده از میان آن عبور نکند، با کوچک‌ترین تلاطم روزگار از هم می‌پاشد.
ایشان در فراز درخشان و جاودانه خطبه فدکیه، دقیقاً همین نخ تسبیح و لنگرگاه مصونیت را آشکار ساخته و می‌فرمایند: «فَجَعَلَ اللَّهُ… إِطَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ؛ خداوند پیروی از ما را مایه نظم و انسجام آیین و پیشوایی عادلانه ما را سپری پولادین در برابر تفرقه و گسست اجتماعی قرار داد.» (طبرسی، الاحتجاج، ج ۱)؛ بنابراین بدون یک نقطه کانونی و هادی الهی، جامعه دچار تشتت آرا، انحراف و هرج‌ومرج خواهد شد.
در واقع حضرت فاطمه زهرا(س) حقیقت وحدت را در پرتو منظومه توحیدی و عدالت‌محور اسلام معنا کردند؛ رویکردی که خط بطلانی است بر دوگانه کاذب «وحدت یا دفاع از حق». در مکتب فاطمی، وحدت نه سکوت در برابر انحراف، نه کرنش در برابر تحریف و نه چشم‌پوشی از حقیقت است؛ بلکه انسجام پایدار بر محور ولایت الهی و ایستادگی آگاهانه در برابر بدعت‌ها است، اما اگر بخواهیم با ژرف‌اندیشی در سیره و بیانات حضرت فاطمه(س)، مهم‌ترین مؤلفه‌های تحقق این همبستگی را در ساحت عمل بازخوانی کنیم، چند مؤلفه اساسی خودنمایی می‌کند.
نخست اینکه وحدت، بدون عدالت پایدار نمی‌ماند، حضرت زهرا(س) در همان تبیین فلسفه احکام، پیوندی معجزه‌آسا میان حقوق، اقتصاد و روان‌شناسی جامعه برقرار کرده و می‌فرمایند: «وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ»؛ یعنی خداوند عدالت را مایه هماهنگی، الفت و پیوند دل‌ها قرار داد که از نگاه فاطمی، تا زمانی که تبعیض، ویژه‌خواری و ناعدالتی بر جامعه سایه افکنده باشد، شعار وحدت به ثمر نمی‌نشیند و این نسیم عدالت است که کینه‌ها را از دل توده‌های مردم می‌شوید و جامعه را یکدست و هم‌دل می‌سازد، وحدت در مکتب فاطمی، سکوت در برابر انحراف یا اتحاد بر مدار باطل نیست، بلکه هم‌افزایی بر مدار حق و قسط است.
مؤلفه دیگر مدارا، رفق و شیوه زمامداریِ پدرانه است، ایشان در خطبه عیادت (دلائل‌الامامة) تصویر حاکم تراز و وحدت‌آفرین را با بیانی شگفت ترسیم می‌کنند که اگر مهار امور در دست پیشوای شایسته باشد:«لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لا یَکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لا یَکِلُّ سَائِرُهُ وَ لا یُمَلُّ رَاکِبُهُ وَ لاوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً نَمِیراً صَافِیاً رَوِیّاً»؛ یعنی جامعه را چنان نرم، هموار و صبورانه پیش می‌برد که نه بینی مرکبِ جامعه زخم بردارد و نه مردم خسته و رنجور شوند و همگان را سیراب از سرچشمه نیکی و آرامش بیرون می‌آورد. این درس بزرگی است که شیوه مدیریت جامعه باید همراه با کرامت‌بخشی، سعه‌صدر و نگاه مهرآمیز باشد، نه روش‌های فرساینده، خشن و فاصله‌انداز میان حاکمان و مردم.
از سوی دیگر، حضرت همواره بر پاسداشت نعمت برادری و عبرت از تشتت جاهلی تأکید می‌ورزند، ایشان بارها روزگار سیاه پیش از اسلام را به مردم یادآور می‌شوند؛ روزگاری که جامعه گرفتار کینه‌های کور قبیله‌ای و در آستانه پرتگاه آتش بود و به برکت بعثت پیامبر رحمت(ص) به ساحل امن اخوت و عزت رسید. پیام حضرت این است که جامعه اگر این موهبت بزرگ را فراموش کند و به تعصبات حزبی و منافع فردی بازگردد، دوباره به ورطه هلاکت و حقارت دوران جاهلیت سقوط خواهد کرد.
در ساحت اخلاق زیسته و روابط فردی و ستون فقرات وحدت، خدمت به دیگران و ایثار مؤمنانه است؛ همان قاعده طلایی و مشهور حضرت زهرا(س) که فرمودند: «الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ» (صدوق، علل‌الشرائع، ج ۲). وحدت ملی و ایمانی زمانی در بطن جامعه جوانه می‌زند که افراد؛ همسایه، هم‌وطن و برادر دینی خود را بر منافع شخصی خویش مقدم بدارند و خیرخواه دیگران باشند؛ چرا که جامعه‌ای که در آن همگان فقط به فکر «سهم خویش» باشند، همواره مستعد درگیری، شکنندگی و ازهم‌پاشیدگی است.

با توجه به سیره حضرت زهرا(س)، مهم‌ترین موانع شکل‌گیری وحدت در جامعه اسلامی چیست و عواملی مانند اختلاف‌افکنی، تعصبات و منافع فردی چگونه می‌توانند همبستگی اجتماعی را تضعیف کنند؟

یکی از درخشان‌ترین بخش‌های خطبه فدکیه، تبارشناسی و آسیب‌شناسی نفاق و تفرقه است، حضرت در آن خطبه تاریخی، دست بر روی ریشه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی گسست اجتماعی می‌گذارند و از نگاه سرور زنان جهان، مهم‌ترین موانع وحدت عبارتند از بازگشت به تعصبات جاهلی و منفعت‌طلبی‌های قبیله‌ای؛ حضرت زهرا(س) به صراحت هشدار می‌دهند که پس از رحلت پیامبر(ص)، چگونه انگیزش‌های کهنه جاهلی، عصبیت‌های قومی و تقسیم غنائم قدرت جایگزین اخوت ایمانی شد.
هنگامی که منافع فردی یا حزبی بر منافع امت اسلام غلبه کند، نخستین قربانی، اتحاد و همبستگی ملی و دینی است. کینه‌توزی‌های پنهان و حقد و حسد سیاسی؛ مانعی دیگر برای ایجاد وحدت است، حضرت می‌فرمایند برخی کینه‌ها و حسادت‌های مدفون در دل‌ها پس از رحلت رسول خدا(ص) سر باز کرد: «نَطَقَ فِيكُمْ نَاطِقُ الشَّيْطَانِ»؛ زمانی که در جامعه‌ای گفت‌وگوهای مبتنی بر صدق تعطیل شود و تسویه‌حساب‌های شخصی و کینه‌های جناحی که منشأ وسوسه‌های شیطانی است، جایگزین انصاف شود، وحدت فرو می‌پاشد.
رفاه‌زدگی و عافیت‌طلبی و سکوت نخبگان عامل دیگری برای خدشه‌دار شدن وحدت است، حضرت در خطبه خود، انصار را با این تعبیر سرزنش می‌کنند: «أَلا وَ قَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ؛ می‌بینم که به عافیت‌طلبی و تن‌آسایی تمایل پیدا کرده‌اید.» وقتی نخبگان جامعه برای حفظ موقعیت و آسایش فردی خود سکوت می‌کنند و توده‌ها نسبت به سرنوشت جمعی بی‌تفاوت می‌شوند، رخوت اجتماعی زمینه را برای مصادره وحدت و تسلط بیگانگان هموار می‌سازد.

حضرت زهرا(س) چگونه میان دفاع از حق و حقیقت و حفظ انسجام جامعه اسلامی جمع می‌کردند و چه درس‌هایی از این رویکرد برای مواجهه با اختلافات اجتماعی و سیاسی امروز می‌توان گرفت؟

این نقطه، دقیق‌ترین بخش در فهم سیره فاطمی است، ممکن است این شبهه به ذهن آید که آیا اعتراض و دادخواهی حضرت فاطمه زهرا(س)، انسجام جامعه نوپای اسلامی را مخدوش نمی‌کرد؟ پاسخ مکتب فاطمی در این زمینه بسیار درس‌آموز و الگوپذیر است، تفکیک میان «اعتراض تبیینی و منطقی» با «فتنه‌انگیزی و شورش کور»؛ حضرت صدیقه طاهره(س) هرگز دست به شمشیر و خشونت نبردند و جامعه را به جنگ داخلی و برادرکشی نکشاندند.
سلاح ایشان اشک و مظلومیت و روش مبارزه‌شان جهاد تبیین در قالب‌های چهره‌به‌چهره و روشنگری عمومی بود؛ استدلال در بستر قرآن و سنت نبوی، مراجعه خانه به خانه انصار برای یادآوری عهد غدیر، و ایراد خطبه در مسجدالنبی(ع) از اقدامات عملی آن بانوی طاهره(س) بود که این نقد عالمانه و مطالبه‌گری مجدانه، ضد وحدت نیست و برعکس؛ احیاگر وحدت بر مدار حق و ولایت است.
در سیره امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)، وقتی پای اساس اسلام و خطر هجوم دشمنان خارجی مانند رومیان یا مرتدان پیش آمد، امام علی(ع) صبر پیشه کرد و فرمود: «فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذىً وَ فِي الْحَلْقِ شَجاً؛ پس صبر پیشه کردم، در حالی که در چشمم خاشاک بود و در گلویم استخوان گیر کرده بود.»؛ عبارتی جان‌سوز از خطبه شقشقیه نهج‌البلاغه که امیرالمؤمنین(ع) اوج مظلومیت و دلیل شکیبایی خود را برای حفظ اصل اسلام چنین به تصویر می‌کشند.
بدون تردید حضرت زهرا(س) نیز همراه و همگام با این سیره علوی بودند؛ خطوط قرمز ایشان، نابودی اسلام و تفرقه جبران‌ناپذیر بود، بنابراین درس فاطمی به جریان‌های فکری، نخبگان و جناح‌های سیاسی امروز این است که می‌توان نقد داشت، مطالبه‌گری کرد و منکر و تحریف و انحراف را متذکر شد، اما نباید ستون فقرات و امنیت امت و جامعه را هدف گرفت و دادخواهی و بیان حقیقت باید با منطق، استدلال و اخلاق صورت گیرد، نه با لجن‌پراکنی، برچسب‌زنی و دوقطبی‌سازی‌های ویرانگر.

در شرایطی که جامعه با اختلاف‌نظرهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مواجه است، چگونه می‌توان با الگوبرداری از سیره فاطمی، گفت‌وگو، احترام متقابل و همدلی را تقویت کرد و مانع تبدیل اختلاف‌نظرها به شکاف اجتماعی شد؟

سیره رفتاری و تعاملات اجتماعی حضرت زهرا اطهر(س) متضمن سه اصل کلیدی برای عبور از شکاف‌های اجتماعی امروز است، حضرت زهرا(س) در مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسائل و در سخت‌ترین شرایط و در مواجهه با مخالفان، زبان به دشنام و ناسزا نگشودند و سراسر خطبه فدکیه، اقامه براهین عقلی، استناد به آیات قرآن و یادآوری تاریخ است، جامعه امروز ما اگر می‌خواهد بر شکاف‌های نسلی و فکری غلبه کند، باید فرهنگ مناظره مؤدبانه و عقلانی را جایگزین تخریب و توهین کند.
سلوک حضرت فاطمه(س) نشان می‌دهد که ایشان پناه محرومان و مستمندان بودند؛ سوره مبارکه «انسان» سند تاریخی این نگاه است: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا؛ و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‏‌دادند.»(انسان/۸) این اطعام حتی شامل «اسیر نامسلمان» نیز شد. برای ترمیم گسست‌های فرهنگی و اجتماعی، باید خدمات اجتماعی و چتر محبت مؤمنانه را روی سر تمام طبقات جامعه، حتی کسانی که در برخی نگرش‌ها با ما هم‌عقیده نیستند، گشود.
حضرت زهرا(س) پیش از ورود به طرح هر مطالبه‌ای، ابتدا بیش از نیمی از سخن خود را به توحید، رسالت پیامبر و مواهب اسلام برای نجات از جاهلیت اختصاص دادند؛ یعنی ابتدا زمینه‌های مشترک وحدت‌آفرین را بازگو و زنده کردند و امروز نیز که در میانه جنگ همه‌جانبه تحمیلی هستیم، برای پرهیز از دوقطبی‌شدن جامعه، هنر رسانه‌ها و مبلغان و فعالان فرهنگی و سیاسی باید تکیه بر اصول هویتی مشترک، غیرت ملی و پیوندهای ایمانی باشد.

خانواده، نهادهای دینی، رسانه‌ها و مسئولان چه وظایفی در تحقق وحدت اجتماعی بر اساس آموزه‌های فاطمی دارند و برای تبدیل این آموزه‌ها به رفتارهای عملی در جامعه چه اقداماتی باید انجام شود؟

تحقق سیره فاطمی در زمینه وحدت اجتماعی، نیازمند یک منظومه هماهنگ میان افراد و عناصر اثرگذار و نهادهای فعال فرهنگی و رسانه و اجتماعی و سیاست‌گذاری است، خانه فاطمی باید کانون آموزش عملی قانونِ «الجار ثم الدار»؛ اول همسایه و دیگران، بعد خانه باشد و اگر فرزندان در خانه بیاموزند که کینه‌ها را ببخشند، انصاف داشته باشند و نسبت به بستگان و همسایگان اهل مواسات و صله رحم باشند، این روحیه در آینده به ساحت عمومی جامعه سرریز خواهد شد.
تریبون‌های دینی باید فاطمیه را نه میدان نفرت‌پراکنی و منازعات مذهبی بی‌پایان، بلکه دانشگاه معرفت، ولایت‌محوری، تبیین و عدالت‌خواهی معرفی کنند، همچنین هیئت فاطمی، باید هیئت وحدت‌آفرین، گره‌گشا از کار مردم و سنگر دفاع از ولایت و کیان حکمرانی توحیدی در جهان اسلام در برابر استکبار باشد.
رسانه‌ها باید از بازتولید برچسب‌های سیاسی، تمسخر جناح‌های رقیب و تبدیل سلایق متفاوت به دشمنی‌های آشتی‌ناپذیر به‌شدت بپرهیزند، روایت قصه‌های واقعی از همدلی مردم، ایثار اقشار گوناگون و خدمات متقابل اجتماعی، پادزهر جنگ شناختی دشمن برای پاره‌پاره کردن جامعه است.
حضرت فاطمه زهرا(س) ریشه ماندگاری حکومت را در عدالت می‌دانستند و بزرگ‌ترین عامل انسجام اجتماعی، احساس برابری مردم در برابر قانون، مقابله با فساد و رانت و رسیدگی به معیشت مستضعفان جامعه اسلامی است که مسئولان با الگوگیری از سیره اهل‌بیت(ع)، باید با سعه صدر به مطالبات برحق مردم گوش فرا دهند و ظرفیت نقد قانونی و سالم را باز بگذارند تا نقدها به کینه‌های متراکم و شکاف اجتماعی تبدیل نشود.
وحدت در سیره حضرت فاطمه زهرا(س) که ما از آن به «وحدت فاطمی» یاد می‌کنیم؛ نه انفعال است و نه چشم‌پوشی از حقیقت. وحدت فاطمی، هنر ایستادگی پای حق، همراه با فداکاری برای حفظ کیان اسلام و امر ولایت در جامعه اسلامی است.
اگر جامعه ما امروز می‌خواهد در برابر نبرد تمدنی غرب و توطئه‌های پیچیده خارجی و فتنه‌های شناختی دشمن آسیب‌ناپذیر بماند، ناگزیر است به نسخه حضرت صدیقه طاهره(س) بازگردد؛ همدلی بر مدار عدالت و انسجام در سایه‌سار ولایت. به‌ویژه در برهه سرنوشت‌ساز کنونی که ایران اسلامی درگیر یک جنگ وجودی و هویتی همه‌جانبه با جبهه استکبار است، هرگونه قرائت از وفاق و همبستگی که فاقد مرجعیت ولایت و حق‌محوری باشد، سرابی بیش نیست.
با تأسی به سیره فاطمی، بر آحاد جامعه، نخبگان و مسئولان فرض است که وفاق و انسجام اجتماعی را تنها و تنها «بر مدار و حول محور ولایت» فهم و معنا کنند و تمام توان خویش را در همین صراط مستقیم به میدان آورند.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :