ایام فاطمیه در کنار مناسبتهایی چون غدیر و عاشورا، از جایگاه ویژهای در تاریخ و فرهنگ تشیع برخوردار است؛ مناسبتهایی که بزرگداشت آنها علاوه بر پاسداشت شعائر دینی، فرصتی برای بازخوانی تاریخ اسلام، تبیین معارف اهلبیت(ع) و عبرتگیری از حوادث گذشته به شمار میرود. در همین راستا، آیتالله ابوالقاسم علیدوست، با تأکید بر بزرگداشت فاطمیه، این مناسبت را فرصتی برای بیان مستند حقایق تاریخی دانست و بر لزوم پرهیز از خرافهگویی، افراط و برداشتهای جانبدارانه از تاریخ تأکید کرد.
آیتالله علیدوست استاد درس خارج حوزه علمیه، در گفتوگو با ایکنا با تأکید بر اهمیت بزرگداشت ایام فاطمیه، این مناسبت را نهتنها فرصتی برای ذکر مصائب حضرت زهرا(س)، بلکه بستری برای تبیین تاریخ اسلام، تقویت معارف اهلبیت(ع) و عبرتگیری از حوادث صدر اسلام دانست و گفت: وقایع پس از رحلت پیامبر(ص) و حادثه عاشورا در امتداد یکدیگر قرار دارند. وی همچنین بر ضرورت بیان مستند و منصفانه حقایق تاریخی، پرهیز از تحریک احساسات مذهبی و اولویتبخشی به تبیین معارف و سنت اهلبیت(ع) در مجالس فاطمیه تأکید کرد.
مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانیم:
جایگاه و اهمیت فاطمیه در تاریخ تشیع چگونه است؟ علت مخالفت برخی با بزرگداشت مناسبتهایی چون فاطمیه، عاشورا و غدیر چیست؟
بزرگداشت ایامی چون فاطمیه یک کار لازم و ضروری است؛ بزرگداشت فاطمیه ذکر اهل بیت(ع) و بیان مصیبتهایی است که به اهل بیت(ع) وارد شده و مورد سفارش اهل بیت(ع) هم بوده است. امام صادق(ع) و امام باقر(ع) و سایر ائمه(ع) بر آن تأکید داشتهاند. همچنین بزرگداشت فاطمیه بیان تاریخ است نه تنها برای شیعه بلکه برای نسل مسلمان اعم از شیعه و سنی که باید این مقطع از تاریخ را مطالعه کنند و اطلاع داشته باشند اما متأسفانه برخی که واهمه دارند میگویند مطالعه این بخش تاریخ حرام است. این از عجایب روزگار است که کسی مطالعه این بخش از تاریخ را حرام بداند در حالی که بخشی از معتقداتش در این مقطع شکل میگیرد.
در چند سال اخیر متأسفانه چنین باورهایی مطرح میشود و حال آن که اگر این بزرگداشت و بیان وقایع آن نباشد افرادی طلبکار خواهند شد. چند سال قبل یکی از مولویهای داخل ایران گفت شیعیان دروغ میگویند که حضرت زهرا(س) شهید شده است و ایشان شش ماه بعد از وفات پیامبر(ص) بیمار شد و فرد بیمار هم یا میمیرد و یا زنده میماند و ایشان مرده است. اگر بخواهد اینطور پیش برود متهم طلبکار میشود. البته طلبکاری این افراد به جای خود اما نسل موجود به اشتباه و خطا خواهد افتاد لذا بزرگداشت این ایام از این جهت هم اهمیت زیادی دارد.
بسیاری از این بزرگداشتها ولو مذهبی است اما رمز وحدت ملی ما ایرانیان است؛ گاهی نگاه ما به فاطمیه، غدیر و تاسوعا و عاشورا نگاه مذهبی است و گاهی ممکن است کسی باور چندانی نداشته باشد اما از نگاه ملی به آن اهتمام دارد زیرا این بزرگداشتها در طول تاریخ سبب انسجام ملی شده است. بنابراین بزرگداشت فاطمیه ذکر اهل بیت(ع) است که خودش ارزش و بیان تاریخ سرنوشتساز است و برای رفع برخی اتهامات باید آن را مورد توجه قرار داد.
آیا بیان حقایق تاریخی شیعه در تضاد با وحدت اسلامی نیست؟
خیر. چون هیچ گاه نباید به دلیل مسائل و واقعیات تاریخی دهان به ناسزاگویی باز کرده و احساسات مذهبی پیروان اقوام دیگر را تحریک کنیم. نباید عناصری که لازمه وحدت در کشور است مخدوش و زخمی شود البته گاهی برخی حتی بیان صرف مستندات و واقعیات تاریخی را برنمیتابند که البته این مشکل از این افراد است که نمیتوانند حقایق را بپذیرند اما مبلغان ما به خصوص در ایام فاطمیه باید این نوع امور را مدیریت و دقیق بیان کنند.
ممکن است کسی مورد ظلم و ستم قرار بگیرد و از این ظلم به قاضی مراجعه کند اما فرد بزهکار و مجرم از این مراجعه به قاضی ناراحت شود؛ اینجا مشکل از این فرد بی منطق است لذا بنده معتقدم مبلغان باید حقایق تاریخی را به صورت مستند، دور از خرافه، گزافهگویی و بدون خروج از جاده انصاف مطالب را بیان کنند. قرآن کریم فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ. مبلغان بدون دامن زدن و بیان برخی مسائل غیرضروری حقایق را به صورت فنی مؤدبانه بیان کنند.
در سخنان بزرگان ما تأکید شده که این ایام را به غفلت سپری نکنیم. توصیه حضرتعالی در این زمینه چیست؟
اگر ما اجتماع و موکب و هیئتی داریم اولین اهتمام ما باید به بیان معارف اهل بیت(ع) و اخلاق و سنت آن بزرگواران باشد و طوری نباشد که همه چیز در هیئات وجود داشته باشد جز بیان معارف اهل بیت(ع).
به سر و سینه زدن خوب است اما بیان معارف اهل بیت(ع) و احکام شریعت اولویت دارد. کار دیگری که به ما توصیه شده است توسل به آن حضرات است؛ قرآن کریم فرموده است: یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. برای رسیدن به خدا و برآورده شدن حاجات وسیله طلب کنید که ممکن است عمل صالح و با حاجت خواهی باذن الله از خداوند باشد. اینها همه با همدیگر قابل جمع است ولی تاکید بنده این است که بیان معارف، سنت و اخلاق اهل بیت(ع) باید در اولویت باشد .
رابطه فاطمیه و عاشورا را چگونه بیان میکنید؟
واقعه بعد از وفات پیامبر(ص) و عاشورا در طول همدیگر هستند و نه عرض یکدیگر و شک نکنید که اگر سقیفه و حوادث بعد از پیامبر(ص) نبود ما شهادت امیرمؤمنان(ع)، امام حسن مجتبی(ع) و واقعه عاشورا را نداشتیم. همینطور اگر سقیفه نبود شاید سرنوشت بشریت تغییر میکرد.
اگر امروز استکبار و آمریکا و اسرائیلی وجود دارد ناشی از همین سقیفه است. من از روی احساسات و عواطف این مطلب را بیان نمیکنم بلکه تحلیل دقیق و عاقلانه وقایع تاریخ است. اگر افرادی صالح و منصوب از سوی خدا نظام امت را برعهده گرفته بودند افرادی که از طرف خداوند و به دست پیامبر(ص) معرفی هم شدند بسیاری از مسائل ناگواری که بر بشریت و جهان اسلام رفته است رخ نمیداد بنابراین طبیعی است که حوادث سقیفه منشأ حوادثی چون عاشورا است. اگر سقیفه نبود بنی امیه و بنی عباس و بنی مروان هم حاکم نمیشدند و آن همه انحراف را شاهد نبودیم. البته بنده تحلیل تفصیلی را به متخصصان تاریخ واگذار میکنم.
انطباق حوادث روز بر حوادث تاریخی به خصوص حوادث صدر اسلام امری مورد پذیرش بوده و هست اما برخی در تطبیق مصادیق راه افراط و تفریط را میپیمایند، در این نوع انطباقها چه لوازمی باید رعایت شود؟
به نظر بنده پاسخ اجمالی به سؤال در خود سؤال وجود دارد؛ اینکه ما برای تحلیل حوادث کنونی از حوادث گذشته بهره ببریم مورد قبول هر انسان عاقلی است. عبرتگیری از گذشته و اینکه دوباره حوادث مشابه بر ما تحمیل نشود ضرورت عقلی دارد؛ مثلا ما از دوره مشروطه میتوانیم در تحلیل مسائل سیاسی روز استفاده کنیم همینطور اگر به عقبتر و حوادث صدر اسلام برگردیم مایه عبرت برای امروز است اما برخی در برداشت تاریخی و تطبیق مصادیق به صورت جانبدارانه رفتار میکنند.
بنده با صراحت عرض کنم اصل الگو و عبرت گرفتن از حوادث گذشته بسیار خوب است؛ حضرت امیر(ع) فرمودند: ما اکثر العبر. اما به شدت باید از برداشت جانبدارانه و منفعتگرایانه بپرهیزیم زیرا به شدت آسیبرسان و حتی خیانت است. مخاطبان هم باید با عقلشان بسنجند که هدف از این تطبیقات ناصواب چیست. زیرا گاهی ناقص نقل میشود که خودش یک دروغ بزرگ است و گاهی فرد برای تأمین منافع شخصی و حزبی دست به این کار میزند. در حال حاضر از این تطبیقات به نحو افراط و تفریط زیادی در جامعه شاهدیم اما اگر هدف حضرت زهرا(س) را دفاع از امامت و ولایت، اصل اسلام و نبوت و دین خدا بدانیم وظیفه امروز ما هم همین است.