تحلیل قرآنی ـ روایی مرگ و حیات مجدد گروهی از بنیاسرائیل در آیۀ 243 سورۀ بقره با تأکید بر نقد دیدگاه محمد عبده
سال
1405 / شماره پیاپی
5 /
صفحه
30-51
چکیده :
خدای متعال در قرآن، رسول خود را از سرگذشت پیشینیان آگاه میکند و آن را مایۀ عبرت بندگان خود میداند. در آیۀ 243 سورۀ بقره، سرگذشت گروهی از بنیاسرائیل را بیان کرده و از مرگ و حیات دوبارۀ آنها سخن گفته است. توجه به تفاسیر، روشن میکند که دانشمندان در تفسیر این آیه اختلاف دارند. برخی از مفسران در دورۀ معاصر و در رأس آنان عبده در تفسیر المنار، برخلاف اکثر قریب به اتفاق مفسران، به غیرواقعی بودن بعضی قصههای قرآن نظر دادهاند. یکی از این قصهها، میراندن هزاران نفر از بنیاسرائیل و احیای دوباره در آیۀ 243 سورۀ بقره است. عبده با انکار مرگ و احیای جسمانی و حقیقی قوم مورد اشاره که در روایات تفسیری بیان شده، آیۀ یادشده را تمثیلی از سلطهپذیری و پذیرش سلطۀ فرهنگی یک ملت و جامعه در برابر دشمن و احیای آنها را نمادی از احیای آن ملت توسط مصلح الهی دانسته است. مقالۀ حاضر رویکرد روایی داشته و به روش توصیف و تحلیل، با هدف ارزیابی دیدگاه عبده در صدد پاسخ به این سؤال است که قصۀ مورد اشاره در آیۀ یاد شده، واقعی یا غیرواقعی است؟ در این مقاله، ظهور درونی آیه، سیاق آیات، دلالت صریح الفاظ، امکان مرگ و حیات در دنیا و واقعی بودن سایر قصص قرآن، واقعی بودن این قصه را تقویت کرد. روایات فریقین، با وجود ضعف سندی، استفاضه در محتوا دارند و بهطور اجمالی، داستان مرگ و حیات گروهی از مردم در گذشته را نقل کردهاند. بنابراین حاصل پژوهش، تأیید دیدگاه واقعی بودن قصه یاد شده و دفاع از کلیت روایات ـ و نه جزئیات آنها ـ است و میتوان دیدگاه عبده را نیز بهعنوان پیام آیه و عبرت از داستان واقعی دانست که کسی را توان مقابله با قدرت خدا نیست و نمیتوان با فرار، خود را از مرگ نجات داد.
کلیدواژههای مقاله :آیۀ 243 بقره، قصههای قرآن، محمد عبده، زبان نمادین، رویکرد روایی