در قرن هفتم، هشتم و نهم، شيعه در بسيارى از نقاط ايران مستقر شد و در حقيقت، شروع تشيّع در اين سه قرن، زمينهاى براى تشكيل حكومت صفويان گرديد. ۱
پراكندگى جغرافياى جمعيتى شيعيان
در تقسيمبندى شهرهاى شيعهنشين مىتوان سه حوزه جغرافيايى را در نظر گرفت:
1. حوزه عراق عجم، شامل: قم، كاشان، آوه (آبه)، رى، ورامين؛
2. حوزه حاشيه خزر، شامل: گرگان، استرآباد، دهستان، جربادقان (خربابقان)، سارى و اُرم و تقريباً تمامى بلاد مازندران و بعضى از ديار طبرستان؛
3. حوزه خراسان، شامل: سبزوار.
در حقيقت، در نگاه شيخ عبد الجليل، اهالى شهرهاى ياد شده، شيعه امامى و اصولى هستند و بدين ترتيب، در دايره شهرهاى شيعهنشين قرار مىگيرند. ۲ در مقابل، شهرهايى چون: اصفهان، همدان، ساوه، بلاد آذربايجان، و سيستان (سِگستان)، در حوزه شهرهاى سنّىنشين گزارش شدهاند و به تعبير نويسنده: «اينان در زمره شهرهايى هستند كه بوى شيعه به آنان نرسيده». ۳
در واقع، در هر ولايتى، يك قوم و طايفه خاص غلبه دارد و بدين ترتيب، خطبهها و سكّههاى آنها مختلفاند و احكام و فتاوى در هر ناحيه، بر اساس مذهب آن ناحيه تعيين مىشود. ولايتى كه پادشاه و مردم آن بر يك مذهب باشند، قدرت آنان بيشتر و غير آنان زبون و خوار مىگردند. مثلاً در آذربايجان، شيعه، زبون است و تيغ و قلم به دست شافعيان است و بالعكس در مازندران، شافعى، زبون و شيعه، دست به قلم است. ۴
شيخ عبد الجليل هر يك از شهرهاى شيعهنشين را با نام بزرگان آن ديار و صفت نيك مردمان آن شهر توصيف مىكند. او در پاسخ خواجه سنّى كه به طريق استهزا
1.جغرافياى تاريخى و انسانى شيعه در جهان اسلام، ص ۹۷.
2.ر.ك: نقض، ص ۱۱۱، ۱۲۷ و ۴۵۹.
3.ر.ك: همان، ص ۱۱۱ و ۱۲۲ - ۱۲۳.
4.ر.ك: همان، ص ۴۵۹.