بر اساس اين روايت و روايات ديگر - كه صريحتر از اين هستند - ، خداى تعالى دو علم دارد: قسمتى از اين علم را به مرحله تقدير نرسانده و نزد خود او مكنون و مخزون است و گاهى از اين علم به «غيب» تعبير مىشود. خداوند مىتواند آن را به مرحله تقدير برساند و سپس به اجرا بگذارد و مىتواند از اجراى آن سر باز زند. چنانچه اراده خداوند بر تقدير آن تعلّق گرفت، پيامبر و امام را از آن آگاه مىسازد. ۱
مرحوم عبد الجليل رازى نيز مىنويسد:
و پيش از حادثه، جبرئيل خود زهره ندارد كه رسول را خبر كند و خود نداند؛ كه علم غيب، إلّا خداى نداند.۲
ط. معجزه
از نظر شيعه، يكى از راههاى اثبات حقّانيت و الهى بودن مقام امامت در برابر مخالفان و معاندان، ارائه «بيّنه» (معجزه) است.۳ به اعتقاد شيعيان، امام قادر است براى اتمام حجّت در برابر منكران، قدرت الهى خويش را آشكار سازد. بر همين اساس، مرحوم عبد الجليل رازى مىنويسد:
پس اگر خداى تعالى براى معجزِ رسول يا براى نصرت اسلام و تقويت شريعت، او (على) را به كرامتى مخصوص گرداند كه بر شود يا فرو شود بيش از معتاد و معهود، روا بايد داشتن در مقدور بارى تعالى؛ كه مالك الملك است ... مانند اين از ولى خدا و وصى مصطفى قبول بايد كردن ... .
امّا آنچه [نويسنده سنّى] گفته است كه: «گويند آفتاب از بهر على باز گرديد»، درست است و مذهب همه شيعه است خلفاً عن سلفٍ به روايت ثقات و نقل امنا، و در همه كتب و اخبار اصحاب الحديث، مسطور است... پندارى خواجه، به عداوت على، نه خداى را قادر مىداند بر رجوع، نه
1.ر.ك: همان، ص۲۵۵.
2.نقض، ص۳۹۶.
3.شيخ مفيد، در الإرشاد (ج ۱، ص ۳۳۳ - ۳۵۲ و ج ۲، ص ۱۸۳، ۲۲۱، ۲۵۴، ۲۸۱، ۳۰۱ و ۳۲۱) براى هر يك از امامان اهل بيت عليهم السلام معجزات و كراماتى را نقل مىكند.