صيغه غايب كه فرمود بگوييد ابتدا مى كنم به نام خدايى كه رحمان و رحيم است و حمد سزاوار خدايى است كه صاحب آن اوصاف است و نفرمود كه بگو خدايا، ابتدا مى كنم به اسم تو و حمد مى كنم تو را كه چنينى و چنانى، و امّا در اينجا فرمود بگو: ايّاك نعبد؛ يعنى تو را و بس مى پرستم و نگفت همان خدا و بس را مى پرستم.
و نكته اين است كه بايد نمازگزار يا قارى چنان حضور قلب داشته باشد و ملتفت باشد به جانب اين الفاظ و معانى و اينكه جناب اقدس الهى متّصف است به اين كمالات و مفرّى و مهربى از او نيست تا به اينجا كه رسيد، ماسواى الهى از نظر او محو شود و عظمت الهى چنان جلوه گر شود كه گويا آن جناب از پرده غيب به منصّه ظهور جلوه كرده و از ممكن غيب به شهود آمده رو به او آورده به صيغه خطاب با او تكلّم كند و بگويد: لايق نيست به عبادت جز تو بزرگى.
و كار به اينجا كه رسيد كه دانست كه عبادت غير او را سزوار نيست، معلوم او مى شود كه هر عبادتى هم لايق او نيست و اعتراف كند به عجز از معرفت طريقه عبادت او به انجام آوردن آن به نحوى كه لايق آن جناب باشد.
پس مى گويد: و ايّاك نستيعن؛ يعنى از تو و بس يارى مى خواهم در عبادت تو، كه اعانت كنى كه عبادتى كنم كه لايق تو باشد و اينكه شرور اعداى خودت را از ما دور كنى، خصوصاً شيطان لعين را.
و عمده كمك اين است كه ما را راهنمايى كنى به طريق راستى و راه آشكارى در مسلك بنده گى كه به آن اشاره شد به كلمه اهدنا الصراط المستقيم؛ يعنى راهنمايى كن ما را به ملازمت و مداومت راهى كه بكشاند به جانب محبّت تو و برساند به بهشت تو و مانع شود از آنكه متابعت هوى و هوس خود كنيم.
صراط الّذين انعمت عليهم؛ يعنى بنما به ما راه آن جماعتى را كه انعام كرده اى بر ايشان به توفيق از براى دين تو و اطاعت، تا رفيق شوم در اين راه با پيغمبران و صديقان؛ چنانكه حق تعالى مى فرمايد:
وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرسَُّولَ فَأُوْلَئكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَآءِِ وَالَّصَلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِيقًا۱