رساله فتحيه - صفحه 62

يا جنس حمد و ماهيت حمد مختص خداوندى است كه پروردگار عالَمها همه است از عالم علوى و سفلى و جماد و نبات و حيوان و غير آن، حتّى فرموده اند: هيجده هزار عالم.
و چنانكه ابتدا كردن به نام خدا و استعانت جستن به نام خدا معلّل بود به آنكه رحمان و رحيم است و همچنين است حمد كردن و ستايش و ثنا كردن او به جهت اين است كه پروردگار عالميان است و همه نعمتها از او رسيده است به همگى.
الرّحمن الرّحيم اين دو كلمه مكرّر شد به سبب آنكه تنبيه شود بر اينكه اين دو صفت از جمله صفاتى است كه خدا مستحقّ حمد است به سبب آنها؛ چنانكه بعضى گفته اند.
و محتمل است كه از رحمانِ اوّل در بسم اللّه خلقت و ايجاد و رزق اوّل بار باشد، در حين ابداع خلايق، و از رحيم اول هدايت و ارشاد ايشان به امر دين و مايه رستگارى و فلاح باشد. و از رحمان رحيم دويم. ايجاد ثانى بعد فناى موجودات و رزق دادن در دار آخرت و راضى شدن از ايشان و مقرّب كردن ايشان؛ چنانكه بعضى ديگر گمان كرده اند.
مالك يوم الدّين؛ صاحب اختيار و پادشاه روز جزاست در محاكمه بين العباد و رسيدن به عدل و داد و مكافات و انتقام.
پس از مجموع اين چهار آيه برآمد كه كار اوّل و آخر و مبدأ و معاد و ايجاد و تربيت و قوام امر و نظام عالم، من اوّله إلى آخره، از يد قدرت او بيرون نيست و گريزگاهى و مفرّى و ملجأى و ولى نعمتى به غير او نيست. پس نشايد روى نياز به جز درگاه آن بى نياز آوردن و نسزايد احدى را به جز آن واحد بى انباز ترسيدن.
پس سزاور شد كه گفته شود: ايّاك نعبد؛ يعنى تو را مى پرستيم و از براى تو خضوع و فروتنى مى كنيم، نه غير تو و شريكى از براى تو نمى آوريم، نه شرك جلّى و نه شرك خفىّ. پس بايد خود را از ريا و سمعه و متابعت عادت و هوا همه فارغ ساخته باشد تا اين لفظ را بر وجه كامل گفته باشد.
و نكته التفات از غيبت به خطاب در اين مقام، همان اِشعار بر ترقّى است كه پيش اشاره كرديم.
و تقرير آن به اين نحوست كه از ابتداى بسم اللّه تا به اينجا مدح و ثناى الهى است به

صفحه از 60