تاريخ : سه شنبه 1405/6/10 تاریخ ایجاد:
پديدآورنده : عبد الکریم بهجت پور
کد خبر: 78524
تحریف معنوی قرآن،‌ بدون تبیین ائمه علیهم السلام

تحریف معنوی قرآن،‌ بدون تبیین ائمه علیهم السلام

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور: برای جلوگیری از تحریف معنوی قرآن و تثبیت هر مکتب الهی، وجود شبکه‌ای از تبیین‌کنندگان نورانی (عترت) در کنار متن وحی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و مفهوم «بینات» ، فراتر از معجزات، به معنای ابزارهای رفع تناقض و آشکارساز حق است.


حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، مفسر تفسیر تنزیلی قرآن کریم، در تاریخ نهم شهریورماه در ادامه سلسله جلسات تفسیر سوره بقره، به بررسی آیه ۸۷ پرداخت. متن سخنان ایشان به شرح زیر است:
«وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ۖ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ»(۸۷)
برخی میلادها و زاده‌شدن‌ها، باعث عقب راندن انسان و انسانیت و گرفتار شدن مردم در پیچ‌های تند سقوط و بازگشت به انحرافات و تباهی‌هاست. ما در طول عمر خود، کسانی چون صدام، ترامپ، نتانیاهو و دیگرانی از این دست را دیدیم که چه تأثیرات تاریخی و اجتماعی [منفی] گذاشتند؛ آنان بشریت را از مسیر اسلام ناب محمدی(ص) دور کرده و دور می‌کنند و تلاششان این است که مردم دنیا معنویت را نپذیرند، باور نکند و از اسلام متنفر شوند.
آن‌ها در حال حاضر بخشی از جهان را دچار ناآرامی کرده‌اند و به بخشی دیگر، این باور را القا نموده‌اند که مسیر انحرافی و غفلت‌زده آنان، مسیر درستی است. در مقابل، کسانی نیز زاده شده‌اند که بشر را به سوی فطرت و انسانیت سوق می‌دهند؛ امید دارم پیامبر رحمت و مهربانی، نظر رحمت خود را از ما دریغ نکند و در برزخ و قیامت نیز دستگیر ما باشند و توفیق یابیم که همنشین ایشان در بهشت برین و فردوس باشیم.
امام صادق(ع) شخصیت بزرگی هستند که در زمانی که جامعه و امت اسلامی فاصله‌ای با معارف اسلامی و ولایت صحیح علی بن ابیطالب(ع) گرفته بود و حتی بسیاری از شیعیان دچار استضعاف فکری شده بودند، دست امت اسلامی را گرفتند و معارف نبوی و علوی را به مردم آموختند. با این اقدام، بسیاری از بن‌بست‌های فکری گشوده شد و عرصه‌های ارجمند به روی شیعیان باز گردید. در مورد آیه مورد بحث، توضیح دادیم که این آیه اشاره به تورات دارد و اینکه رسولانی برای شما فرستادیم.
یک مکتب از دو راه تثبیت می‌شود: نخست از طریق قوانین تدوین‌شده و دوم در کنار این قوانین، شبکه‌ای از رسولان که کتاب خدا را تبیین کنند. لذا نمی‌توانیم بگوییم «حسبنا کتاب الله» (کتاب خدا برای ما کافی است)؛ زیرا اگر کتاب خدا توسط شبکه‌ای از انسان‌های نورانی حمایت نشود، ضایع شده و در میان مردم گم خواهد شد.
قرآن چون الفاظ الهی و وحی است، کسی نمی‌تواند آن را تحریف لفظی کند، در حالی که این امر برای تورات، انجیل و کتب دیگر ممکن بود. اما در نبود پیامبر(ص) و ائمه(ع) در کنار قرآن، امکان تحریف معنوی وجود دارد. تا زمانی که حضرت موسی(ع) زنده بود، حافظ تورات بود و کسی جرئت دست‌اندازی در آن را نداشت و رسولانی که پس از ایشان آمدند نیز از بخش بزرگی از دستورات تورات حفاظت کردند، هرچند که باز هم تحریفات لفظی و معنوی رخ داد.
پیامبر اسلام(ص) نیز در هنگام رحلت فرمودند: «من دو ثقل را برای شما به یادگار گذاشتم؛ قرآن و عترت و مادامی که به آن دو تمسک کنید، گمراه نخواهید شد». تمسک به اهل بیت(ع) بدون قرآن و تمسک به قرآن بدون اهل بیت(ع)، انسان را به حقیقت نمی‌رساند. ما در میان علمای بزرگ، کسانی را دیده‌ایم که ماندگار شدند؛ زیرا هم اندیشه‌شان تدوین شد و هم شاگردانی تربیت کردند که این اندیشه را تقویت، تکمیل و به نسل‌های بعد منتقل کنند. اما بزرگی که صرفاً اندیشه خود را مکتوب کرد، پس از مدتی اندیشه‌اش به حاشیه رفت و از دیده‌ها دور شد.

مفهوم بینات و روح القدس

مطلب دیگر در آیه، طرح یک زوج است؛ بدین معنا که ما به حضرت عیسی(ع) «بینات» دادیم و ایشان را به واسطه «روح‌القدس» تأیید کردیم. مشهور مفسران، مراد از «بینات» را معجزات دانسته‌اند؛ اما در اینجا عرض شد که «بینات» به معنای هر چیزی است که بین دو یا چند چیز، «بینونت» (جدایی و تمایز) ایجاد کند؛ یعنی اگر اختلافی وجود دارد، شما چنان سخن بگویید که اختلافات برطرف شده و حق آشکار گردد. بنابراین، «بینات» مفاهیمی چون کتاب آسمانی، وحی و موارد دیگر را نیز در بر می‌گیرد.
خداوند در سوره نحل (که هفتادمین سوره نازله است)، در آیات ۴۴ و ۴۵ این حقیقت بزرگ را بیان کرده است که شما یک قرآن دارید و یک وحی برای تبیین آن؛ و با ترکیب این دو، زمینه برای تفکر بشریت آماده می‌شود. همچنین خداوند در سوره قیامت فرمود:«إنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ»؛ یعنی جمع‌آوری کلمات در آیه و آیات در سوره بر عهده ماست و هنگامی که آن را خواندیم، تابع قرائت ما باش. سپس فرمود:«ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ»؛ یعنی بیان و تبیین این کتاب نیز بر عهده ما است. از آنجا که سوره نحل بعد از سوره قیامت نازل شده است، می‌توان نتیجه گرفت که «بینات» منحصر به معجزات نیست.
به این ترتیب، حضرت موسی(ع) اصل کتاب را آورد و حضرت عیسی(ع) تبیین آن کتاب را بر عهده داشت. در آیه ۶۳ سوره زخرف نیز بیان شده است که حضرت عیسی(ع) بنی‌اسرائیل را مخاطب قرار داد و فرمود: «من دانش راستین برای شما آورده‌ام». اگر دانش به مرز «حکمت» نرسد، در آن تناقض و تضاد ایجاد خواهد شد؛ اما حکیم، مفاهیم را در کنار هم قرار می‌دهد و تناقضات را از بین می‌برد.

حکیم، تناقض نماهای قرآن را رفع می‌کند

در قرآن نیز آیات «محکم» و «متشابه» داریم؛ اگر کسی به مرتبه حکمت نرسیده باشد، قرآن را دچار تناقضاتی اولیه می‌بیند و در برخی موارد، میان محکمات و متشابهات اختلاف می‌یابد. برای نمونه، در حالی که محکمات قرآن بیان می‌کنند خداوند در همه جا حاضر است، برخی متشابهات به‌گونه‌ای به‌نظر می‌رسند که گویی خدا مکانی را اشغال کرده است.
حضرت موسی(ع) با رفتار و تبیین خود، این اختلافات را کنار می‌زد؛ بنابراین، وقتی در آیه آمده است که «ما به عیسی(ع) بینه دادیم»، این تعبیر دقیقاً در جای خود به کار رفته است. این «بینات» صرفاً معجزه نیست، بلکه همان تبیین درست حضرت عیسی (ع) از تورات و انجیل برای رفع تناقض‌نماها و اختلافات بنی‌اسرائیل است.
در ادامه آیه فرمود:«أَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ». «قُدس» به معنای چیزی است که از پلیدی، تیرگی و نواقص پاک و منزه باشد؛ و در اینجا، روحی با این ویژگی‌ها مؤیّد حضرت عیسی(ع) است. برخی گفته‌اند مراد از «روح‌القدس»، انجیل است؛ چرا که در سوره شوری نیز به قرآن، «روح» گفته شده است. دلیل این نام‌گذاری آن است که قرآن و انجیل به جهان حیات می‌بخشند و نسیم تحرک برای جامعه و مردم هستند؛ همان‌طور که در آیه مربوط به دعوت به سوی چیزی که حیات می‌بخشد(لِمَا يُحْيِيكُمْ)، بر این نکته تأکید شده است.

معنای دیگر برای «روح‌القدس»، اسم اعظم است؛ بدین معنا که حضرت عیسی(ع) به واسطه اسم اعظم، مردگان را زنده، کور مادرزاد را بینا و پیسی‌ها را درمان می‌کرد. فخر رازی و طبرسی و دیگران این نظر را دارند. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه مراد از روح‌القدس، همان روحی است که بر حضرت مریم(س) نازل شد و حضرت عیسی(ع) متولد گشت و همین روح، ایشان را از دیگران متمایز کرد؛ این نظر نیز در «مفاتیح الغیب» فخر رازی و «مجمع‌البیان» طبرسی آمده است. احتمال دیگر این است که خود خداوند (که پاک و مقدس است)، روح‌القدس باشد.
وجه دیگر، جبرئیل است؛ چنان‌که در آیه ۱۰۲ سوره نحل آمده است:«قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ...». در میان این نظرات، انتخاب «جبرئیل» به‌عنوان روح‌القدس صحیح‌تر است؛ زیرا در اینجا تأکید بر جبرئیل و مخاطبان آیه، بنی‌اسرائیل هستند. آیه به تأیید روح‌القدس بر عیسی(ع) اشاره دارد که از مریم متولد شده است؛ لذا از تعبیر «عیسی بن مریم» استفاده کرده است تا در پاسخ به متهم‌کنندگان مریم به زنا، تصریح کند که عیسی، فرزند مریم و پاک است. چون ایشان پاک بود، روح‌القدس و بینات او را تأیید کردند و جبرئیل همراه ایشان شد؛ در حالی که جبرئیل با هر کسی همدم نمی‌شود. اگر ما نیز خواهان الهامات پاک باشیم، باید مراقبت نفس کنیم؛ به همین دلیل گفته شده است که چهل روز مراقب طهارت نفس باشید تا الهام شود. عبارت«أَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»مؤید این است که حضرت عیسی(ع) چنان پاک بود که مؤید روح‌القدس شد.
این تعبیر مفهوم دیگری نیز دارد و آن اینکه تأکید بر روح‌القدس و تأیید حضرت عیسی(ع)، نشان می‌دهد نزول جبرئیل بر پیامبر اسلام(ص) اختصاری به ایشان نیست و بر انبیاء دیگر مانند حضرت عیسی(ع) نیز نازل شده است. پس از تأیید این دو پیامبر (موسی و عیسی) و ذکر انبیاء بعدی با تعبیر«وَقَفَّيْنَا»، خداوند خطاب به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: آیا هرگاه پیامبری بیاید و اوامر او با خواسته‌های نفسانی شما هماهنگ نباشد، علیه او می‌ایستید؟ شما بنی‌اسرائیل که گمان می‌کردید آتش جهنم تنها چند روز شما را در بر می‌گیرد، در برابر موسی و عیسی چه کردید جز اینکه استکبار ورزیدید و خود را برتر دیدید؟ حتی به موسی(ع) گفتید: «تو و خدایت بروید و بجنگید و هرگاه پیروز شدید، ما به دنبال شما می‌آییم» و وقتی گفته شد«قُولُوا حِطَّة»(بگویید آمرزش)، پاسخ دادید که توبه نمی‌کنیم و گندم می‌خواهیم!
شما موسی و عیسی و دیگر انبیاء بنی‌اسرائیل را تکذیب کردید و گروهی از آنان را کشتید؛ این رویه همیشگی شما بوده است و برای قتل پیامبر اعظم(ص) نیز برنامه داشتید؛ حتی تلاش برای مسموم کردن ایشان نیز در همین راستا قابل توجیه است. در برخی روایات بیان شده است که باطن این آیه اشاره به ما دارد؛ بدین معنا که تکذیب و کشتن، رویه مخالفان انبیاء و اوصیاء است و همین رفتارها در مورد ائمه(ع) نیز تکرار شد. گروهی که پیرو هوای نفس هستند، دستورات ایشان را به‌ صورت گزینشی انتخاب می‌کنند و اگر موردی مخالف نظر آنان باشد، در برابر ایشان می‌ایستند.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :