منبع : مراقبات ماه رمضان، ص۲۱۸
دعای ابو حمزه ثمالی

دعای ابو حمزه ثمالی

امام سجّاد عليه السلام در ماه رمضان، همه شب را نماز مى خواند و چون سحر مى شد، اين دعا را مى خواند.

مصباح المتهجّد عن أبي حمزة الثمالي :كانَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ سَيِّدُ العابِدينَ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما ـ يُصَلّي عامَّةَ اللَّيلِ في شَهرِ رَمَضانَ ، فَإِذا كانَ ( فِي) السَّحَرِ دَعا بِهذَا الدُّعاءِ :

مصباح المتهجّد ـ به نقل از ابوحمزه ثمالی ـ :امام سجّاد علیه السلام در ماه رمضان، همه شب را نماز می‌خواند و چون سحر می‌شد، این دعا را می‌خواند:

إلهي لا تُؤَدِّبني بِعُقوبَتِكَ ، ولا تَمكُر بي في حيلَتِكَ ، مِن أينَ لِيَ الخَيرُ يا رَبِّ ولا يوجَدُ إلاّ مِن عِندِكَ ، ومِن أينَ لِيَ النَّجاةُ ولا تُستَطاعُ إلاّ بِكَ ، لاَ الَّذي أحسَنَ استَغنى عَن عَونِكَ ورَحمَتِكَ ولاَ الَّذي أساءَ وَاجتَرَأَ عَلَيكَ ولَم يُرضِكَ خَرَجَ عَن قُدرَتِكَ ، يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ ـ حَتّى يَنقَطِعَ النَّفَسُ ـ

خدایا! مرا با کیفرت ادب نکن و با عقوبت غافلگیرکننده‌ات، به من نیرنگ مزن. پروردگارا! برایم از کجا خیر توان بود، با آن که جز از پیش تو یافت نمی‌شود؛ و برایم از کجا رهایی خواهد بود، با آن که جز به یاری‌ات، در توان نیست؟ نه آن که نیکی کند، از یاری و رحمتت بی‌نیاز است و نه آن که بدی کند و بر تو گستاخ شود و تو را ناخرسند سازد، از قلمرو قدرتت بیرون. ای پروردگار من، ای پروردگار من، ای پروردگار من!....

بگوید تا آن که نفس قطع شود.

بِكَ عَرَفتُكَ وأنتَ دَلَلتَني عَلَيكَ ودَعَوتَني إلَيكَ ، ولَولا أنتَ لَم أدرِ ما أنتَ .

تو را با تو شناختم و تو خود، مرا بر خودت راهنمایی کردی و به سویت خواندی و اگر تو نبودی، نمی‌دانستم که تو چیستی.

الحَمدُ للّهِِ الَّذي أدعوهُ فَيُجيبُني وإن كُنتُ بَطيئاً حينَ يَدعوني ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي أسأَلُهُ فَيُعطيني وإن كُنتُ بَخيلاً حينَ يَستَقرِضُني ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئتُ لِحاجَتي وأخلو بِهِ حَيثُ شِئتُ لِسِرّي بِغَيرِ شَفيعٍ فَيَقضي لي حاجَتي .

سپاس، خدایی را که او را می‌خوانم، پس جوابم می‌دهد، هر چند وقتی مرا می‌خوانَد، کاهلم.

سپاس، خدایی را که از او می‌خواهم، پس عطایم می‌کند، هر چند وقتی از من وام می‌خواهد، بخیلم.

سپاس، خدایی را که هر گاه بخواهم، برای نیازم او را می‌خوانم و هر گاه بخواهم، برای راز و نیازم با او خلوت می‌کنم، بدون هیچ واسطه‌ای. او نیز حاجتم را برمی‌آورد.

الحَمدُ للّهِِ الَّذي لا أدعو غَيرَهُ ، ولَو دَعَوتُ غَيرَهُ لَم يَستَجِب لي دُعائي ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لا أرجو غَيرَهُ ، ولَو رَجَوتُ غَيرَهُ لَأَخلَفَ رَجائي، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي وَكَلَني إلَيهِ فَأَكرَمَني ولَم يَكِلني إلَى النّاسِ فَيُهينوني ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي تَحَبَّبَ إلَيَ وهُوَ غَنِيٌّ عَنّي ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي يَحلُمُ عَنّي حَتّى كَأَنّي لاذَنبَ لي،فَرَبّي أحمَدُ شَيءٍ عِندي وأحَقُّ بِحَمدي.

سپاس، خدایی را که جز او را نمی‌خوانم، و اگر جز او را بخوانم، دعایم را اجابت نمی‌کند.

سپاس، خدایی را که جز به او امید ندارم، و اگر جز به او امید بندم، امیدم را ناامید می‌کند.

سپاس، خدایی را که مرا به خودش واگذاشت. پس گرامی‌ام داشت و مرا به مردم وا نگذاشت تا خوارم سازند.

سپاس، خدایی را که با من اظهار دوستی کرد، با آن که او از من، بی‌نیاز است.

سپاس، خدایی را که نسبت به [گناهانِ] من بردباری می‌ورزد، چنان که گویی مرا گناهی نیست. پس، پروردگارم، پیش من ستوده‌ترین چیز و شایسته‌ترین کس به ستایش من است.

اللّهُمَّ إنّي أجِدُ سُبُلَ المَطالِبِ إلَيكَ مُشرَعَةً ، ومَناهِلَ الرَّجاءِ إلَيكَ مُترَعَةً ، وَالاِستِعانَةَ بِفَضلِكَ لِمَن أمَّلَكَ مُباحَةً ، وأبوابَ الدُّعاءِ إلَيكَ لِلصّارِخينَ مَفتوحَةً ، وأعلَمُ أنَّكَ لِلرّاجينَ بِمَوضِعِ إجابَةٍ ولِلمَلهوفينَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ ، وأنَّ فِي اللَّهفِ إلى جودِكَ وَالرِّضا بِقَضائِكَ عِوَضا مِن مَنعِ الباخِلينَ ومَندوحَةً عَمّا في أيدِي المُستَأثِرينَ ، وأنَّ الرّاحِلَ إلَيكَ قَريبُ المَسافَةِ ، وأنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ إلاّ أن تَحجِبَهُمُ الأَعمالُ دونَكَ ، وقَد قَصَدتُ إلَيكَ بِطَلِبَتي وتَوَجَّهتُ إلَيكَ بِحاجَتي ، وجَعَلتُ بِكَ استِغاثَتي وبِدُعائِكَ تَوَسُّلي مِن غَيرِ استِحقاقٍ لاِستِماعِكَ مِنّي ولاَ استيجابٍ لِعَفوِكَ عَنّي ، بَل لِثِقَتي بِكَرَمِكَ وسُكوني إلى صِدقِ وَعدِكَ ولَجَئي إلَى الإِيمانِ بِتَوحيدِكَ ، ويَقيني بِمَعرِفَتِكَ مِنّي ألاّ رَبَّ لي غَيرُكَ ، ولا إلهَ إلاّ أنتَ وَحدَكَ لا شَريكَ لَكَ .

خداوندا! من راه‌های نیازخواهی را به سوی تو باز می‌بینم و چشمه‌های امید به درگاهت را پُرآب می‌یابم و یاری جستن از احسان تو را برای امیدواران به تو روا می‌بینم و درهای دعا به پیشگاهت را برای فریادخواهان، گشوده می‌یابم؛ و می‌دانم که برای امیدواران، در جایگاه اجابتی و برای پریشان خاطران، در کمینِ فریادرسی، و [می‌دانم که] در نالیدن به درگاه جود تو و خرسندی از تقدیر تو، بهترین عوض از بخلِ بخیلان است و وسعت و بی‌نیازی از آنچه در دست دنیاطلبان است و [نیز می‌دانم] آن که به سوی تو کوچ کند، راهش نزدیک است و تو خود را از بندگانت نمی‌پوشانی، مگر آن که کارهای بدِ آنان، حجابی میان آنان و تو گردد. من خواسته‌ام را به درگاه تو آورده‌ام و نیازم را نزد تو باز می‌گویم و پناهجویی‌ام را به نزد تو و وسیله‌جویی‌ام را با دعا به آستان تو قرار داده‌ام، بی‌آن که شایسته آن باشم که از من بشنوی و یا از من درگذری؛ بلکه از آن رو که به بزرگواری‌ات اطمینان دارم و به درستیِ وعده‌ات دلآرامم و به ایمان به یگانگی‌ات پناه برده‌ام و یقین دارم که مرا چنان می‌شناسی که پروردگاری جز تو و معبودی غیر از تو ندارم، که تو یگانه بی‌شریکی.

اللّهُمَّ أنتَ القائِلُ وقَولُكَ حَقٌّ ووَعدُكَ صِدقٌ : وَاسأَلُوا اللّهَ مِن فَضلِهِ إنَّ اللّهَ كانَ بِكُم رَحيما ، ولَيسَ مِن صِفاتِكَ يا سَيِّدي أن تَأمُرَ بِالسُّؤالِ وتَمنَعَ العَطِيَّةَ ، وأنتَ المَنّانُ بِالعَطِيّاتِ عَلى أهلِ مَملَكَتِكَ وَالعائِدُ عَلَيهِم بِتَحَنُّنِ رَأفَتِكَ .

خداوندا! تو فرموده‌ای و سخنت حق و وعده‌ات راست است که: «از فضل (احسان) خدا بخواهید» «همانا خداوند به شما مهربان است» و از صفات تو ـ ای سرور من ـ آن نیست که به خواستن، فرمان دهی، ولی عطا نکنی، در حالی که تو با بخشش‌هایت، به اهل مملكت خویش نعمت‌دهنده‌ای و با رأفت و مهربانی‌ات، به آنان عنایت داری.

إلهي رَبَّيتَني في نِعَمِكَ وإحسانِكَ صَغيرا ونَوَّهتَ بِاسمي كَبيرا ، فَيا مَن رَبّاني فِي الدُّنيا بِإِحسانِهِ وتَفَضُّلِهِ ونِعَمِهِ ، وأشارَ لي فِي الآخِرَةِ إلى عَفوِهِ وكَرَمِهِ ، مَعرِفَتي يا مَولايَ دَلَّتني (دَليلي) عَلَيكَ ، وحُبّي لَكَ شَفيعي إلَيكَ ، وأنَا واثِقٌ مِن دَليلي بِدَلالَتِكَ وساكِنٌ مِن شَفيعي إلى شَفاعَتِكَ ،

خداوندا! مرا از کوچکی، در دامان نعمت و احسانت پروراندی و در بزرگی هم بلندآوازه‌ام کردی. پس، ای آن که در دنیا با نیکی و احسان و نعمت‌هایش مرا پرورد و در آخرت به بخشایش و بزرگواری‌اش اشارتم فرمود! ای مولای من! معرفتم، راهنمای من بر توست و محبّتم به تو، واسطه من به درگاهت است و من به راهنمایی تو، به این راهنمایم اطمینان دارم و به شفاعت تو، به شفیع خود دلم گرم.

أدعوكَ يا سَيِّدي بِلِسانٍ قَد أخرَسَهُ ذَنبُهُ ، رَبِّ اُناجيكَ بِقَلبٍ قَد أوبَقَهُ جُرمُهُ ، أدعوكَ يا رَبِّ راهِبا راغِبا راجِيا خائِفا ، إذا رَأَيتُ مَولايَ ذُنوبي فَزِعتُ ، وإذا رَأَيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ ، فَإِن عَفَوتَ فَخَيرُ راحِمٍ ، وإن عَذَّبتَ فَغَيرُ ظالِمٍ ،

سرورم! تو را با زبانی می‌خوانم که گناهش، آن را لال کرده است و با قلبی با تو نجوا می‌کنم که جرمش، او را به هلاکت افکنده است.

پروردگارا! تو را می‌خوانم، بیمناک و مشتاق، و امیدوار و ترسان. مولای من! چون به گناهانم می‌نگرم، وحشت‌زده می‌نالم و چون بر کَرَمت چشم می‌دوزم، امیدوار می‌شوم. پس اگر ببخشایی، بهترین مهربانی و اگر عذاب کنی، ستم نکرده‌ای.

حُجَّتي يا أللّهُ في جُرأَتي عَلى مَسأَلَتِكَ مَعَ إتياني ما تَكرَهُ : جودُكَ وكَرَمُكَ ، وعُدَّتي في شِدَّتي مَعَ قِلَّةِ حَيائي : رَأفَتُكَ ورَحمَتُكَ ، وقَد رَجَوتُ ألاّ تُخَيِّبَ بَينَ ذَينِ وذَينِ مُنيَتي ، فَحَقِّق رَجائي وَاسمَع دُعائي يا خَيرَ مَن دَعاهُ داعٍ وأفضَلَ مَن رَجاهُ راجٍ ،

خدایا! حجّت من در گستاخی‌ام بر خواستن از تو، با این که آنچه را نمی‌پسندی، انجام داده‌ام، بخشش و کَرَم توست و پشتوانه‌ام در سختیِ خویش با وجود بی‌شرمی‌ام، رأفت و مهربانی توست. امید بسته‌ام که بین اینها، ناامیدم نمی‌کنی. پس، امیدم را برآور و دعایم را بشنو، ای بهترین کسی که نیایشگر، او را می‌خواند و برترین کسی که امیدوار، به او امید می‌بندد!

عَظُمَ يا سَيِّدي أمَلي وساءَ عَمَلي ، فَأَعطِني مِن عَفوِكَ بِمِقدارِ أمَلي ولا تُؤاخِذني بِأَسوَءِ عَمَلي ، فَإِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَن مُجازاةِ المُذنِبينَ ، وحِلمَكَ يَكبُرُ عَن مُكافاةِ المُقَصِّرينَ ، وأنَا يا سَيِّدي عائِذٌ بِفَضلِكَ هارِبٌ مِنكَ إلَيكَ ، مُنتَجِزٌ (مُتَنَجِّزٌ) ما وَعَدتَ مِنَ الصَّفحِ عَمَّن أحسَنَ بِكَ ظَنّاً ، وما أنَا يا رَبِّ وما خَطَري ، هَبني بِفَضلِكَ وتَصَدَّق عَلَيَّ بِعَفوِكَ ، أي رَبِّ جَلِّلني بِسِترِكَ وَاعفُ عَن تَوبيخي بِكَرَمِ وَجهِكَ ، فَلَوِ اطَّلَعَ اليَومَ عَلى ذَنبي غَيرُكَ ما فَعَلتُهُ ، ولَو خِفتُ تَعجيلَ العُقوبَةِ لاَجتَنَبتُهُ ، لا لِأَنَّكَ أهوَنُ النّاظِرينَ إلَيَ وأخَفُّ المُطَّلِعينَ عَلَيَ ، بَلِ لِأَنَّكَ يا رَبِّ خَيرُ السّاتِرينَ وأحكَمُ الحاكِمينَ وأكرَمُ الأَكرَمينَ ، سَتّارُ العُيوبِ غَفّارُ الذُّنوبِ عَلاّمُ الغُيوبِ ، تَستُرُ الذَّنبَ بِكَرَمِكَ وتُؤَخِّرُالعُقوبَةَ بِحِلمِكَ ، فَلَكَ الحَمدُ عَلى حِلمِكَ بَعدَ عِلمِكَ وعَلى عَفوِكَ بَعدَ قُدرَتِكَ ، ويَحمِلُني ويُجَرِّئُني عَلى مَعصِيَتِكَ حِلمُكَ عَنّي ، ويَدعوني إلى قِلَّةِ الحَياءِ سَترُكَ عَلَيَ ، ويُسرِعُني إلَى التَّوَثُّبِ عَلى مَحارِمِكَ مَعرِفَتي بِسَعَةِ رَحمَتِكَ وعَظيمِ عَفوِكَ .

سرورم! آرزویم بزرگ، ولی کردارم زشت است؛ از بخشایش خود به اندازه آرزویم عطا کن و مرا به بدترین کارم مؤاخذه نکن. تو بزرگوارتر از آنی که گنهکاران را کیفر دهی و بردبارتر از آنی که کوتاهی‌کنندگان را مجازات کنی.

سرورم! به احسانت پناهنده‌ام و از تو به سوی خودت می‌گریزم و وعده گذشتی را که به خوش‌بینان به خویش داده‌ای، حتمی می‌دانم. پروردگارا! مگر من کیستم و چه اهمّیتی دارم؟ به احسانت مرا ببخشای و به گذشتت بر من منّت گذار. پروردگارا! با پوششت مرا بپوشان و با ذات بزرگوارت از سرزنشم درگذر. اگر امروز، کسی جز تو بر گناهم آگاه می‌شد، انجامش نمی‌دادم و اگر از کیفر امروزت بیم داشتم، از آن پرهیز می‌کردم، [البتّه] نه آن که پیش من بی‌مقدارترینِ بینندگان یا ناچیزترینِ مطلّعان از من باشی؛ بلکه چون تو ـ ای پروردگار ـ بهترینِ پوشانندگان و دادگرترینِ داوران و بزرگوارترینِ بزرگوارانی؛ [و] عیب‌پوش و خطابخش و غیبدانی؛ [و] با کَرَمت گناه را می‌پوشی و با بردباری‌ات، کیفر را به تأخیر می‌افکنی. پس، تو را سپاس بر بردباری‌ات پس از دانستنت، و بر گذشتت پس از قدرتت. بردباری‌ات به من، بر گناه، گستاخم می‌کند و عیب‌پوشی‌ات بر من، به بی‌شرمی‌ام می‌کشاند و شناختی که از رحمت گسترده و گذشت بزرگ تو دارم، مرا در روی آوردن به گناهان، شتاب می‌بخشد.

يا حَليمُ يا كَريمُ ، يا حَيُ يا قَيّومُ ، يا غافِرَ الذَّنبِ يا قابِلَ التَّوبِ ، يا عَظيمَ المَنِّ يا قَديمَ الإِحسانِ ، أينَ سِترُكَ الجَميلُ؟ أينَ عَفوُكَ الجَليلُ؟ أينَ فَرَجُكَ القَريبُ؟ أينَ غِياثُكَ السَّريعُ؟ أينَ رَحمَتُكَ الواسِعَةُ؟ أينَ عَطاياكَ الفاضِلَةُ؟ أينَ مَواهِبُكَ الهَنيئَةُ؟ أينَ صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ؟ أينَ فَضلُكَ العَظيمُ؟ أينَ مَنُّكَ الجَسيمُ؟ أينَ إحسانُكَ القَديمُ؟ أينَ كَرَمُكَ يا كَريمُ؟ بِهِ فَاستَنقِذني وبِرَحمَتِكَ فَخَلِّصني .

ای بردبار، ای بزرگوار، ای زنده پابرجا، ای آمرزنده گناه، ای پذیرنده توبه، ای بزرگ منّت و ای دیرین احسان! کجاست پوشش زیبایت؟ کجاست گذشت بزرگت؟ کجاست گشایش نزدیکت؟ کجاست پناه دادنِ سریعت؟ کجاست رحمت گسترده‌ات؟ کجاست بخشش‌های فراوانت؟ کجاست عطاهای گوارایت؟ کجاست رفتارهای ارجمندت؟ کجاست فضل بزرگ و منّت عظیم و احسان دیرینت؟ کَرَمت کجاست، ای کریم؟ با کَرَمت، نجاتم بخش و با رحمتت، رهایم کن!

يا مُحسِنُ يا مُجمِلُ ، يا مُنعِمُ يا مُفضِلُ ، لَسنا نَتَّكِلُ فِي النَّجاةِ مِن عِقابِكَ عَلى أعمالِنا ، بَل بِفَضلِكَ عَلَينا لِأَنَّكَ أهلُ التَّقوى وأهلُ المَغفِرَةِ ، تُبدِئُ بِالإِحسانِ نِعَما وتَعفو عَنِ الذَّنبِ كَرَما ، فَما نَدري ما نَشكُرُ ، أجَميلَ ما تَنشُرُ أم قَبيحَ ما تَستُرُ؟ أم عَظيمَ ما أبلَيتَ وأولَيتَ؟ أم كَثيرَ ما مِنهُ نَجَّيتَ وعافَيتَ؟ يا حَبيبَ مَن تَحَبَّبَ إلَيكَ ، ويا قُرَّةَ عَينِ مَن لاذَ بِكَ وَانقَطَعَ إلَيكَ ، أنتَ المُحسِنُ ونَحنُ المُسيؤونَ ، فَتَجاوَز يا رَبِّ عَن قَبيحِ ما عِندَنا بِجَميلِ ما عِندَكَ ، وأيُ جَهلٍ يا رَبِّ لا يَسَعُهُ جودُكَ ، أو أيُ زَمانٍ أطوَلُ مِن أناتِكَ ، وما قَدرُ أعمالِنا في جَنبِ نِعَمِكَ ، وكَيفَ نَستَكثِرُ أعمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ ، بَل كَيفَ يَضيقُ عَلَى المُذنِبينَ ما وَسِعَهُم مِن رَحَمَتِكَ ، يا واسِعَ المَغفِرَةِ ، يا باسِطَ اليَدَينِ بِالرَّحمَةِ ، فَوَعِزَّتِكَ يا سَيِّدي لَو نَهَرتَني ما بَرِحتُ مِن بابِكَ ولا كَفَفتُ عَن تَمَلُّقِكَ لِمَا انتَهى إلَيَ مِنَ المَعرِفَةِ بِجودِكَ وكَرَمِكَ ، وأنتَ الفاعِلُ لِما تَشاءُ ، تُعَذِّبُ مَن تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيفَ تَشاءُ ، وتَرحَمُ مَن تَشاءُ بِما تَشاءُ كيفَ تَشاءُ .

ای احسان‌کننده، ای زیباکردار، ای نعمت‌بخش و ای صاحب احسان! در نجات از کیفرت، به اعمال خود تکیه نمی‌کنیم؛ بلکه به احسانت بر ما، دل بسته‌ایم؛ چرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشی. از روی نعمت، آغازگر احسانی و از روی کَرَم، بخشاینده گناه. نمی‌دانیم چگونه سپاست گوییم و کدام نعمتت را شکر کنیم: آیا بر آن زیبایی‌ای که می‌گستری؟ یا بر آن زشتی‌ای که می‌پوشانی؟ یا بر آن بلاها و امتحان‌های بزرگی که آسان ساختی؟ و یا آن سختی‌های بسیاری که از آنها نجات و عافیت بخشیدی؟

ای دوستِ آن که به درگاهت مهر ورزد! ای نور چشم آن که به تو پناه آورَد و از دیگران بگسلد! تو نیکوکاری و ما بدکاریم. پس، پروردگارا! به زیباییِ لطف و کَرَمت، از زشتی گناهمان درگذر!

پروردگارا! کدام نابخردی است که بخشش تو نتواند آن را فرا گیرد؟ یا کدام زمان، بلندمدّت‌تر از تحمّل توست؟ و اندازه کارهای ما در کنار نعمت‌های تو چیست؟ و چگونه کارهای زشتمان را در مقابل بزرگواری‌ات، زیاد بشماریم؟ بلکه چگونه مجال بر گنهکاران، تنگ می‌شود، با آن رحمت گسترده تو که آنان را فرا گرفته است؟

ای گسترده آمرزش، ای گشاده‌دست به رحمت! به عزّتت سوگند ـ ای سرورم ـ اگر مرا برانی، از درگاهت نروم و از التماس به تو دست بر ندارم؛ چرا که تو را با جود و کَرَم می‌شناسم. تو آنچه را بخواهی، می‌کنی؛ و هر که را هر گونه بخواهی، عذاب می‌کنی؛ و هر که را به هر سبب که بخواهی، هر گونه که بخواهی، رحم می‌کنی.

لا تُسأَلُ عَن فِعلِكَ ، ولا تُنازَعُ في مُلكِكَ ، ولا تُشارَكُ في أمرِكَ ، ولا تُضادُّ في حُكمِكَ ولا يَعتَرِضُ عَلَيكَ أحَدٌ في تَدبيرِكَ ، لَكَ الخَلقُ وَالأَمرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ العالَمينَ .

در کار تو، چون و چرا نیست و در فرمانروایی‌ات کسی مخالف نیست. در فرمانت، بی‌شریکی و در حکومتت، بی‌رقیبی و در تدبیرت، کسی بر تو ایراد نمی‌گیرد. آفرینش و فرمان، برای توست. خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان.

يا رَبِّ هذا مَقامُ مَن لاذَ بِكَ وَاستَجارَ بِكَرَمِكَ وألِفَ إحسانَكَ ونِعَمَكَ ، وأنتَ الجَوادُ الَّذي لا يَضيقُ عَفوُكَ ولا يَنقُصُ فَضلُكَ ولا تَقِلُّ رَحمَتُكَ ، وقَد تَوَثَّقنا مِنكَ بِالصَّفحِ القَديمِ وَالفَضلِ العَظيمِ وَالرَّحمَةِ الواسِعَةِ ، أفَتُراكَ يا رَبِّ تُخلِفُ ظُنونَنا أو تُخَيِّبُ آمالَنا؟ كَلاّ يا كَريمُ لَيسَ هذا ظَنُّنا بِكَ ولا هذا فيكَ طَمَعُنا ،

پروردگارا! این، جایگاه کسی است که به تو روی آورده و به آستان کَرَمت پناهنده شده و همدم احسان و نعمت‌های توست. تو، آن بخشنده‌ای هستی که گذشتِ تو تنگ نمی‌شود و احسانت کاسته و رحمتت کم نمی‌گردد. ما به عفو دیرین تو و احسان بزرگ و رحمت گسترده‌ات، اطمینان داریم. پروردگارا! آیا ممکن است بر خلاف گمانمان با ما رفتار کنی و یا آرزوهایمان را بر نیاوری؟ هرگز، ای بزرگوار! نه گمانِ ما به تو این گونه است و نه انتظار ما از تو، چنین.

يا رَبِّ ، إنَّ لَنا فيكَ أمَلاً طَويلاً كَثيرا ، إنَّ لَنا فيكَ رَجاءً عَظيما ، عَصَيناكَ ونَحنُ نَرجو أن تَستُرَ عَلَينا ودَعَوناكَ ونَحنُ نَرجو أن تَستَجيبَ لَنا ، فَحَقِّق رَجاءَنا مَولانا فَقَد عَلِمنا ما نَستَوجِبُ بِأَعمالِنا ، ولكِنَّ عِلمَكَ فينا وعِلمَنا بِأَنَّكَ لا تَصرِفُنا عَنكَ حَثَّنا عَلَى الرَّغبَةِ إلَيكَ ، وإن كُنّا غَيرَ مُستَوجِبينَ لِرَحمَتِكَ فَأَنتَ أهلٌ أن تَجودَ عَلَينا وعَلَى المُذنِبينَ بِفَضلِ سَعَتِكَ ، فَامنُن عَلَينا بِما أنتَ أهلُهُ وجُد عَلَينا فَإِنّا مُحتاجونَ إلى نَيلِكَ ،

پروردگارا! ما به درگاهت آرزویی طولانی و بسیار و بزرگ داریم. نافرمانی‌ات کرده‌ایم؛ لیک امید آن داریم که بر ما بپوشانی. تو را خوانده‌ایم و امید استجابت داریم. مولای ما! امیدمان را برآور، که می‌دانیم با کارهایمان مستحقّ چه کیفری هستیم؛ لیکن این که به ما آگاهی و این که می‌دانیم روی رحمت از ما برنمی‌گردانی، ما را بر آن داشته که به درگاهت رغبت کنیم، هر چند شایسته رحمتت نباشیم؛ امّا تو شایسته آنی که بر ما و گنهکاران، با احسان گسترده‌ات، بخشش کنی. پس، آن گونه که تو شایسته آنی، بر ما منّت بگذار و بر ما ببخش، که ما نیازمند احسان توییم.

يا غَفّارُ بِنورِكَ اهتَدَينا ، وبِفَضلِكَ استَغنَينا ، وبِنِعمَتِكَ أصبَحنا وأمسَينا ، ذُنوبُنا بَينَ يَدَيكَ نَستَغفِرُكَ اللّهُمَّ مِنها ونَتوبُ إلَيكَ ، تَتَحَبَّبُ إلَينا بِالنِّعَمِ ونُعارِضُكَ بِالذُّنوبِ ، خَيرُكَ إلَينا نازِلٌ وشَرُّنا إلَيكَ صاعِدٌ ، ولَم يَزَل ولا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَأتيكَ عَنّا بِعَمَلٍ قَبيحٍ فَلا يَمنَعُكَ ذلِكَ أن تَحوطَنا بِنِعَمِكَ وتَتَفَضَّلَ عَلَينا بِآلائِكَ ، فَسُبحانَكَ ما أحلَمَكَ وأعظَمَك وأكرَمَكَ مُبدِئا ومُعيدا ، تَقَدَّسَت أسماؤُكَ وجَلَّ ثَناؤُكَ وكَرُمَ صَنائِعُكَ وفِعالُكَ ، أنتَ إلهي أوسَعُ فَضلاً وأعظَمُ حِلما مِن أن تُقايِسَني بِفِعلي وخَطيئَتي ، فَالعَفوَ العَفوَ سَيِّدي سَيِّدي سَيِّدي .

ای آمرزنده! به فروغ تو، راه یافته‌ایم و به احسان تو، بی‌نیاز شده‌ایم و صبح و شام ما، همدم نعمت توست. گناهانمان پیش روی توست؛ از آنها به درگاهت آمرزش می‌طلبیم و توبه می‌کنیم. تو با نعمت‌ها، به ما محبّت می‌کنی و ما با گناهان، با تو مخالفت می‌کنیم. نیکیِ تو بر ما فرود می‌آید؛ ولی بدیِ ما به سویت بالا می‌رود. همیشه فرشته‌ای بزرگوار، از ما کار زشت به حضورت می‌آورد؛ امّا این، سبب نمی‌شود که نعمت‌ها و نیکی‌هایت را از ما دریغ بداری. پس، منزّهی تو، از آغاز تا انجام. چه بردبار و بزرگ و کریم بوده‌ای و هستی! نام‌هایت مقدّس، ستایشت بزرگ، و نعمت‌ها و کارهایت بزرگوارانه بوده است. خدایا! احسان و بردباری‌ات، گسترده‌تر و بزرگ‌تر از آن است که آن را با رفتار و خطای من مقایسه کنی. پس سرورم، سرورم، سرورم! ببخشای، ببخشای!

اللّهُمَّ اشغَلنا بِذِكرِكَ ، وأعِذنا مِن سَخَطِكَ وأجِرنا مِن عَذابِكَ ، وَارزُقنا مِن مَواهِبِكَ ، وأنعِم عَلَينا مِن فَضلِكَ ، وَارزُقنا حَجَّ بَيتِكَ وزِيارَةَ قَبرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ ورَحمَتُكَ ومَغفِرَتُكَ ورِضوانُكَ عَلَيهِ وعَلى أهلِ بَيتِهِ إنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ ، وَارزُقنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ ، وتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ وسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ .

خداوندا! ما را به یاد خودت مشغول دار و از خشم و عذابت پناهمان ده و از نعمت‌هایت روزی‌مان بخش و از احسان خود بر ما نعمت بده و حجّ خانه‌ات و زیارت قبر پیامبرت را ـ که درود و رحمت و آمرزش و رضوان تو بر او و خاندانش باد ـ روزی‌مان کن. همانا تو نزدیک و شنوایی؛ و به ما عمل به فرمانبری‌ات را روزی کن و ما را بر آیین خود و سنّت پیامبرت صلّی الله علیه و آله بمیران!

اللّهُمَّ اغفِر لي ولِوالِدَيَّ وَارحَمهُما كَما رَبَّياني صَغيرا ، اِجزِهِما بِالإِحسانِ إحسانا وبِالسَّيِّئاتِ غُفرانا ، اللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ الأَحياءِ مِنهُم وَالأَمواتِ،وتابِـع بَينَنا وبَينَهُم فِي الخَيراتِ ، اللّهُمَّ اغفِر لِحَيِّنا ومَيِّتِنا ، شاهِدِنا وغائِبِنا ، ذَكَرِنا واُنثانا ، صَغيرِنا وكَبيرِنا ، حُرِّنا ومَملوكِنا ، كَذِبَ العادِلونَ بِاللّهِ وضَلّوا ضَلالاً بَعيدا وخَسِروا خُسرانا مُبينا .

خداوندا! مرا و پدر و مادرم را بیامرز و رحمتشان کن، آن گونه که در خُردی، تربیتم کردند. آنان را در مقابل نیکی، پاداش نیک و در مقابل گناهان، آمرزش عطا کن. خداوندا! مردان و زنان مؤمن، زندگان و مردگانشان را بیامرز و در نیکی‌ها میان ما و آنان پیونده بده. خدایا! زنده و مرده ما را، حاضر و غایب ما را، مرد و زن ما را، کوچک و بزرگ ما را و آزاد و برده ما را ببخشای. آنان که از خدا برگشتند، دروغ گفتند و بسیار گم راه شدند و به خسارتی آشکار دچار گشتند.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وَاختِم لي بِخَيرٍ وَاكفِني ما أهَمَّني مِن أمرِ دُنيايَ وآخِرَتي ولا تُسَلِّط عَلَيَ مَن لا يَرحَمُني ، وَاجعَل عَلَيَ مِنكَ واقِيَةً باقِيَةً ، ولا تَسلُبني صالِحَ ما أنعَمتَ بِهِ عَلَيَ ، وَارزُقني مِن فَضلِكَ رِزقا واسِعا حَلالاً طَيِّبا ، اللّهُمَّ احرُسني بِحَراسَتِكَ وَاحفَظني بِحِفظِكَ وَاكلَأني بِكِلاءَتِكَ ، وَارزُقني حَجَّ بَيتِكَ الحَرامِ في عامِنا هذا وفي كُلِّ عامٍ وزِيارَةِ قَبرِ نَبِيِّكَ ، ولا تُخلِني يا رَبِّ مِن تِلكَ المَشاهِدِ الشَّريفَةِ وَالمَواقِفِ الكَريمَةِ .

خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و کار مرا با نیکی به پایان ببر و درباره آنچه (از کار دنیا و آخرتم) مرا پریشان خاطر کرده، کفایتم کن و آن که را بر من رحم نمی‌کند، بر من چیره مگردان و از پیش خود، برایم نگه‌دارنده و باقی‌دارنده قرار بده، و نعمت‌های شایسته‌ای را که به من داده‌ای، از من مگیر، و از فضل خویش، مرا روزیِ گسترده و حلال و پاکیزه، عطا کن. خداوندا! با نگاهبانی‌ات، مرا نگهبان باش و با نیروی نگه‌دارنده‌ات، مرا نگه دار و با حمایتت، مرا در پناه خود بگیر و حجّ خانه با حرمت خودت و زیارت قبر پیامبرت را امسال و هر سال، روزی‌ام گردان و مرا از آن حرم‌های با شرافت و جاهای با کرامت، دور مگردان.

اللّهُمَّ تُب عَلَيَ حَتّى لا أعصِيَكَ وألهِمنِي الخَيرَ وَالعَمَلَ بِهِ ، وخَشيَتَكَ بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ ما أبقَيتَني يا رَبَّ العالَمينَ .

خداوندا! توفیق توبه‌ام ده تا نافرمانی‌ات نکنم، و نیکی و عمل به نیکی را به من الهام کن و خشیت خودت را در شب و روز، تا زنده‌ام، ارزانی‌ام دار، ای پروردگار جهانیان!

اللّهُمَّ إنّي كُلَّما قُلتُ : قَد تَهَيَّأتُ وتَعَبَّأتُ وقُمتُ لِلصَّلاةِ بَينَ يَدَيكَ وناجَيتُكَ ، ألقَيتَ عَلَيَ نُعاسا إذا أنَا صَلَّيتُ ، وسَلَبتَني مُناجاتَكَ إذا أنَا ناجَيتُ ، ما لي كُلَّما قُلتُ : قَد صَلَحَت سَريرَتي وقَرُبَ مِن مَجالِسِ التَّوابينَ مَجلِسي ، عَرَضَت لي بَلِيَّةٌ أزالَت قَدَمي وحالَت بَيني وبَينَ خِدمَتِكَ .

خداوندا! من هر چه پیش خود گفتم که: «آماده و مهیّا شدم و برای نماز و مناجات در پیشگاهت ایستادم»، [ولی] هنگام نمازم بر من حالت خواب انداختی و توفیق مناجاتت را هنگام مناجاتم از من گرفتی. مرا چه شده که هر گاه گفته‌ام: «درونم پاک و شایسته شده است و به مجالس توبه‌کاران راه یافته‌ام»، باز هم بلایی برایم پیش آمده، گامم را لغزانده و مرا از خدمتت باز داشته است؟

سَيِّدي لَعَلَّكَ عَن بابِكَ طَرَدتَني وعَن خِدمَتِكَ نَحَّيتَني ، أو لَعَلَّكَ رَأَيتَني مُستَخِفّا بِحَقِّكَ فَأَقصَيتَني ، أو لَعَلَّكَ رَأَيتَني مُعرِضا عَنكَ فَقَلَيتَني ، أو لَعَلَّكَ وَجَدتَني في مَقامِ الكاذِبينَ فَرَفَضتَني ، أو لَعَلَّكَ رَأَيتَني غَيرَ شاكِرٍ لِنَعمائِكَ فَحَرَمتَني ، أو لَعَلَّكَ فَقَدتَني مِن مَجالِسِ العُلَماءِ فَخَذَلتَني ، أو لَعَلَّكَ رَأَيتَني فِي الغافِلينَ فَمِن رَحمَتِكَ آيَستَني ، أو لَعَلَّكَ رَأَيتَني آلِفَ مَجالِسِ البَطّالينَ فَبَيني وبَينَهُم خَلَّيتَني ، أو لَعَلَّكَ لَم تُحِبَّ أن تَسمَعَ دُعائي فَباعَدتَني ، أو لَعَلَّكَ بِجُرمي وجَريرَتي كافَيتَني ، أو لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائي مِنكَ جازَيتَني ، فَإِن عَفَوتَ يا رَبِّ فَطالَما عَفَوتَ عَنِ المُذنِبينَ قَبلي ؛ لِأَنَّ كَرَمَكَ أي رَبِّ يَجِلُّ عَن مُجازاةِ المُذنِبينَ ، وحِلمَكَ يَكبُرُ عَن مُكافاةِ المُقَصِّرينَ ، وأنَا عائِذٌ بِفَضلِكَ هارِبٌ مِنكَ إلَيكَ ، مُنتَجِزٌ (مُتَنَجِّزٌ) ما وَعَدتَ مِنَ الصَّفحِ عَمَّن أحسَنَ بِكَ ظَنّاً .

سرورا! شاید مرا از درگاهت رانده و از خدمتت دورم کرده‌ای! یا شاید چون دیده‌ای حقّت را سبک می‌شمارم، دورم ساخته‌ای! یا شاید چون دیده‌ای که از تو روی گردانم، بر من غضب کرده‌ای! یا شاید چون مرا در زمره دروغگویان یافته‌ای، ردّم کرده‌ای! یا شاید چون نسبت به نعمت‌هایت ناسپاسم دیده‌ای، محرومم ساخته‌ای! یا شاید چون مرا در مجالس عالمان نیافته‌ای، مرا واگذاشته‌ای! یا شاید چون مرا در جمع غافلان دیده‌ای، از رحمتت نومیدم کرده‌ای! یا شاید چون دیده‌ای که همدم مجالس اهل باطلم، مرا با همانان واگذاشته‌ای! یا شاید چون دوست نداشتی دعایم را بشنوی، دورم کرده‌ای! یا شاید مرا به جرم و خطایم کیفر داده‌ای! و یا شاید مرا به بی‌شرمی‌ام مجازات کرده‌ای!

پروردگارا! پس اگر درگذری، چه بسیار گنهکارانی که پیش از من از آنان درگذشته‌ای؛ چرا که کَرَمت ـ ای پروردگار ـ بالاتر از آن است که بندگانِ مقصّر را کیفر دهی. من پناهنده به فضل توام [و] از تو به سوی تو گریزانم [و] وعده‌ای را که داده‌ای که از هر که به تو خوش‌گمان باشد، درمی‌گذری، حتمی می‌دانم.

إلهي أنتَ أوسَعُ فَضلاً وأعظَمُ حِلما مِن أن تُقايِسَني بِعَمَلي ، أو أن تَستَزِلَّني بِخَطيئَتي ، وما أنَا يا سَيِّدي وما خَطَري؟! هَبني بِفَضلِكَ سَيِّدي ، وتَصَدَّق عَلَيَ بِعَفوِكَ وجَلِّلني بِسِترِكَ ، وَاعفُ عَن تَوبيخي بِكَرَمِ وَجهِكَ .

خدایا! احسان تو گسترده‌تر، و بردباری‌ات بزرگ‌تر از آن است که مرا با عملم بسنجی، یا به خطایم خوارم گردانی، و مگر ـ ای سرورم ـ من چیستم و چه اهمّیتی دارم؟ مرا ـ ای مولای من ـ به فضل خویش ببخشای و با گذشت خود بر من، منّت بگذار و با خطاپوشی‌ات، مرا بپوشان و با ذات بزرگوارت، از سرزنشم درگذر.

سَيِّدي أنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ ، وأنَا الجاهِلُ الَّذي عَلَّمتَهُ ، وأنَا الضّالُّ الَّذي هَدَيتَهُ ، و( أنَا) الوَضيعُ الَّذي رَفَعتَهُ ، وأنَا الخائِفُ الَّذي آمَنتَهُ ، وَالجائِعُ الَّذي أشبَعتَهُ ، وَالعَطشانُ الَّذي أروَيتَهُ ، وَالعارِي الَّذي كَسَوتَهُ وَالفَقيرُ الَّذي أغنَيتَهُ ، وَالضَّعيفُ الَّذي قَوَّيتَهُ ، وَالذَّليلُ الَّذي أعزَزتَهُ ، وَالسَّقيمُ الَّذي شَفَيتَهُ ، وَالسّائِلُ الَّذي أعطَيتَهُ ، وَالمُذنِبُ الَّذي سَتَرتَهُ والخاطِئُ الَّذي أقَلتَهُ ، وأنَا القَليلُ الَّذي كَثَّرتَهُ ، وَالمُستَضعَفُ الَّذي نَصَرتَهُ ، وأنَا الطَّريدُ الَّذي آوَيتَهُ .

سرورم! منم آن کوچکی که تربیتش کردی. منم آن نادانی که علمش آموختی. منم آن گم‌راهی که هدایتش کردی. منم آن پَستی که رفتمت دادی. منم آن ترسانی که آرامَش ساختی و گرسنه‌ای که سیرش کردی و تشنه‌ای که سیرابش ساختی و عریانی که جامه‌اش پوشاندی و تنگ‌دستی که بی‌نیازش کردی و ناتوانی که نیرومندش ساختی و خواری که عزّتش بخشیدی و بیماری که شفایش دادی و خواهانی که عطایش کردی و گنهکاری که گناهش را پوشاندی و خطاکاری که از او درگذشتی. منم آن اندکی که فزونش کردی و ناتوانی که یاری‌اش کردی و رانده‌ای که پناهش دادی.

أنَا يا رَبِّ الَّذي لَم أستَحيِكَ فِي الخَلاءِ ولَم اُراقِبكَ فِي المَلاءِ ، أنَا صاحِبُ الدَّواهِي العُظمى ، أنَا الَّذي عَلى سَيِّدِهِ اجتَرى ، أنَا الَّذي عَصَيتُ جَبّارَ السَّماءِ ، أنَا الَّذي أعطَيتُ على مَعاصِي الجَليلِ الرُّشا ، أنَا الَّذي حينَ بُشِّرتُ بِها خَرَجتُ إلَيها أسعى ، أنَا الَّذي أمهَلتَني فَمَا ارعَوَيتُ ، وسَتَرتَ عَلَيَ فَمَا استَحيَيتُ ، وعَمِلتُ بِالمَعاصي فَتَعَدَّيتُ ، وأسقَطتَني مِن عَينِكَ فَما بالَيتُ ، فَبِحِلمِكَ أمهَلتَني وبِسِترِكَ سَتَرتَني ، حَتّى كَأَنَّكَ أغفَلتَني ، ومِن عُقوباتِ المَعاصي جَنَّبتَني حَتّى كَأَنَّكَ استَحيَيتَني .

پروردگارا! منم آن که در نهان، از تو شرم نکردم و در آشکار، تو را مراقب نبودم. منم صاحب مصیبت‌های بزرگ. منم آن که بر سرور خود، گستاخی کردم. منم آن که خدای جبّارِ آسمان را نافرمانی کردم. منم آن که بر گناهان بزرگ، رشوه دادم. منم آن که چون مژده گناه بزرگ به من دادند، شتابان به سویش رفتم. منم آن که مهلتم دادی؛ امّا از گناه برنگشتم، و بر من پرده افکندی؛ امّا شرم نکردم و نافرمانی‌ها کردم و از حد گذشتم، و مرا از چشم خود انداختی؛ ولی باز هم اعتنا نکردم. پس با بردباری‌ات، مهلتم دادی و با

پرده‌پوشی‌ات مرا پوشاندی، تا آن جا که گویی از من غافل شده‌ای و مرا از کیفرهای گناهانم دور داشته‌ای، تا آن جا که گویا تو از من شرم کرده‌ای.

إلهي لَم أعصِكَ حينَ عَصَيتُكَ وأنَا بِرُبوبِيَّتِكَ جاحِدٌ ، ولا بِأَمرِكَ مُستَخِفٌّ ، ولا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ ، ولا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ ، لكِن خَطيئَةٌ عَرَضَت وسَوَّلَت لي نَفسي وغَلَبَني هَوايَ وأعانَتني عَلَيها شِقوَتي، وغَرَّني سِترُكَ المُرخى عَلَيَ ، فَقَد عَصَيتُكَ وخالَفتُكَ بِجَهدي ، فَالآنَ مِن عَذابِكَ مَن يَستَنقِذُني؟ ومِن أيدِي الخُصَماءِ غَدا مَن يُخَلِّصُني؟ وبِحَبلِ مَن أتَّصِلُ إن أنتَ قَطَعتَ حَبلَكَ عَنّي؟ فَوا سَوأَتا عَلى ما أحصى كِتابُكَ مِن عَمَلِيَ الَّذي لَولا ما أرجو مِن كَرَمِكَ وسَعَةِ رَحمَتِكَ ، ونَهيِكَ إيّايَ عَنِ القُنوطِ لَقَنَطتُ عِندَما أتَذَكَّرُها ، يا خَيرَ مَن دَعاهُ داعٍ وأفضَلَ مَن رَجاهُ راجٍ .

خدایا! آن گاه که نافرمانی‌ات کردم، نه پروردگاری‌ات را منکر بودم و نه فرمانت را سبک می‌شمردم و نه خود را در معرض کیفرت قرار می‌دادم و نه وعیدهای تو را نادیده می‌انگاشتم؛ بلکه گناهی بود که پیش آمد. نفْس [امّاره] من نیز آن را بر من مشتبه ساخت و هوسم بر من چیره شد. بدبختی‌ام هم به یاری‌اش آمد و پرده‌پوشی‌ات بر من نیز مغرورم ساخت. پس با اختیار و تلاش خودم، تو را نافرمانی و مخالفت کردم. پس، اینک کیست که از عذابت نجاتم دهد؟ و فردای قیامت، چه کسی از دست دشمنان، رهایم سازد؟ اگر تو ریسمان رحمتت را از من بگسلی، به ریسمان چه کس آویزم؟ پس، وای بر من از کردار زشتم، که کتاب تو آن را بر من به شمار آورده است! اگر امیدی که به کَرَم و رحمت گسترده‌ات دارم، نبود و تو نهی نکرده بودی که ناامید نباشم، وقتی گناهانم را یاد می‌کردم، مأیوس می‌شدم، ای بهترین کسی که هر نیایشگر او را خوانده است و [ای] برترین کسی که هر امیدواری به او امید بسته است!

اللّهُمَّ بِذِمَّةِ الإِسلامِ أتَوَسَّلُ إلَيكَ ، وبِحُرمَةِ القُرآنِ أعتَمِدُ عَلَيكَ ، وبِحُبِّ النَّبِيِ الاُمِّيِ القُرَشِيِ الهاشِمِيِ العَرَبِيِ التَّهامِيِ المَكِّيِ المَدَنِيِ أرجُو الزُّلفَةَ لَدَيكَ ، فَلا توحِشِ استيناسَ إيماني ، ولا تَجعَل ثَوابي ثَوابَ مَن عَبَدَ سِواكَ ، فَإِنَّ قَوما آمَنوا بِأَلسِنَتِهِم لِيَحقِنوا بِهِ دِماءَهُم فَأَدرَكوا ما أمَّلوا ، وإنّا آمَنّا بِكَ بِأَلسِنَتِنا وقُلوبِنا لِتَعفُوَ عَنّا فَأَدرِكنا ما أمَّلنا ، وثَبِّت رَجاءَكَ في صُدورِنا،ولا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدَيتَنا وهَب لَنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً إنَّكَ أنتَ الوَهّابُ ، فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انتَهَرتَني ما بَرِحتُ مِن بابِكَ ولا كَفَفتُ عَن تَمَلُّقِكَ لِما اُلهِمَ قَلبي مِنَ المَعرِفَةِ بِكَرَمِكَ وسَعَةِ رَحمَتِكَ ، إلى مَن يَذهَبُ العَبدُ إلاّ إلى مَولاهُ ، وإلى مَن يَلتَجِئُ المَخلوقُ إلاّ إلى خالِقِهِ .

خداوندا! به سبب پیمان اسلام به تو توسّل می‌جویم و به احترام قرآن، بر تو تکیه می‌کنم و با عشقی که به پیامبر اُمّیِ قُرَشیِ هاشمیِ عربیِ تَهامِیِ مکّیِ مدنی دارم، امیدوارم که در پیشگاهت مقرّب شوم. پس اُنس مرا به سبب ایمانم، به وحشت، مبدّل مکن و پاداش مرا، پاداش آن که جز تو را پرستید، قرار مده؛ چرا که گروهی برای حفظ جانشان، به زبان، ایمان آوردند و به خواسته‌شان رسیدند، و ما با زبان‌ها و دل‌هایمان به تو ایمان آورده‌ایم تا از ما درگذری. پس، ما را به خواسته‌هایمان برسان و امیدت را در سینه‌هایمان استوار بدار و پس از آن که هدایتمان کردی، دل‌هایمان را به گم‌راهی میفکن و ما را از پیش خودت رحمتی بخش، که همانا تویی بخشنده!

پس به عزّتت سوگند، اگر مرا برانی، از درگاهت نمی‌روم و دست از تملّق به آستانت برنمی‌دارم؛ چرا که کَرَم و رحمت گسترده‌ات، بر دلم الهام شده است. بنده، جز به درگاه مولایش کجا می‌رود؟ و آفریده، جز به آستان آفریدگارش کجا پناه می‌برد؟

إلهي لَو قَرَنتَني بِالأَصفادِ ، ومَنَعتَني سَيبَكَ مِن بَينِ الأَشهادِ ، ودَلَلتَ عَلى فَضائِحي عُيونَ العِبادِ ، وأمَرتَ بي إلَى النّارِ وحُلتَ بَيني وبَينَ الأَبرارِ ، ما قَطَعتُ رَجائي مِنكَ وما صَرَفتُ تَأميلي لِلعَفوِ عَنكَ ، ولا خَرَجَ حُبُّكَ مِن قَلبي ، أنَا لا أنسى أيادِيَكَ عِندي وسِترَكَ عَلَيَ في دارِ الدُّنيا .

خدایا! اگر مرا به بندها و زنجیرها بکشی و از میان همه، مرا از رحمتت محروم کنی و چشم بندگانت را به رسوایی‌هایم باز کنی و فرمان دهی که به آتشم افکنند و میان من و نیکان، جدایی اندازی، امیدم را از تو نمی‌گسلم و آرزوی بخشش را از تو برنمی‌گردانم و محبّتت، از دلم بیرون نمی‌رود. من، هرگز نعمت‌هایت را در حق خودم از یاد نمی‌برم و آنچه را در سرای دنیا بر من پوشاندی، فراموش نمی‌کنم.

سَيِّدي أخرِج حُبَّ الدُّنيا مِن قَلبي ، اِجمَع بَيني وبَينَ المُصطَفى وآلِهِ خِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ وخاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ وسَلَّمَ ، وَانقُلني إلى دَرَجَةِ التَّوبَةِ إلَيكَ ، وأعِنّي بِالبُكاءِ عَلى نَفسي فَقَد أفنَيتُ بِالتَّسويفِ وَالآمالِ عُمُري ، وقَد نَزَلتُ مَنزِلَةَ الآيِسينَ مِن خَيري ، فَمَن يَكونُ أسوَأَ حالاً مِنّي إن أنَا نُقِلتُ عَلى مِثلِ حالي إلى قَبري ، لَم اُمَهِّدهُ لِرَقدَتي ولَم أفرُشهُ بِالعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجعَتي ، وما لي لا أبكي وما أدري إلى ما يَكونُ مَصيري ، وأرى نَفسي تُخادِعُني وأيّامي تُخاتِلُني؟ وقَد خَفَقَت عِندَ رَأسي أجنِحَةُ المَوتِ ، فَما لي لا أبكي؟! أبكي لِخُروجِ نَفسي ، أبكي لِظُلمَةِ قَبري ، أبكي لِضيقِ لَحدي ، أبكي لِسُؤالِ مُنكَرٍ ونَكيرٍ إيّايَ ، أبكي لِخُروجي مِن قَبري عُريانا ذَليلاً حامِلاً ثِقلي عَلى ظَهري ، أنظُرُ مَرَّةً عَن يَميني واُخرى عَن شِمالي ، إذِ الخَلائِقُ في شَأنٍ غَيرِ شَأني ، لِكُلِّ امرِىًء مِنهُم يَومَئِذٍ شَأنٌ يُغنيهِ ، وُجوهٌ يَومَئِذٍ مُسفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُستَبشِرَةٌ ، ووُجوهٌ يَومَئِذٍ عَلَيها غَبَرَةٌ تَرهَقُها قَتَرَةٌ وذِلَّةٌ ، سَيِّدي عَلَيكَ مُعَوَّلي ومُعتَمَدي ورَجائي وتَوَكُّلي ، وبِرَحمَتِكَ تَعَلُّقي ، تُصيبُ بِرَحمَتِكَ مَن تَشاءُ وتَهدي بِكَرامَتِكَ مَن تُحِبُّ ، فَلَكَ الحَمدُ عَلى ما نَقَّيتَ مِنَ الشِّركِ قَلبي ، ولَكَ الحَمدُ عَلى بَسطِ لِساني ، أفَبِلِساني هذا الكالِّ أشكُرُكَ؟ أم بِغايَةِ جَهدي في عَمَلي اُرضيكَ؟ وما قَدرُ لِساني يا رَبِّ في جَنبِ شُكرِكَ وما قَدرُ عَمَلي في جَنبِ نِعَمِكَ وإحسانِكَ إلَيَ .

سرور من! محبّت دنیا را از دلم بیرون کن و میان من و محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله(که برگزیده تو از میان آفریدگانت، و خاتم پیامبرانت است) و خاندانش، جمع کن و مرا به رتبه توبه در درگاهت منتقل ساز و یاری‌ام کن تا بر خویش بگریم؛ چرا که عمرم را با تأخیر انداختن‌ها و آرزوها تباه کردم و به جایگاه ناامیدانِ از خیر خویش، فرود آمده‌ام. اگر مرا با همین حال به گورم ببرند، چه کسی بدحال‌تر از من است، که نه آن را آماده آرامیدنم ساخته‌ام و نه آن را با عمل صالح، برای خوابیدنم فرش کرده‌ام؟ چرا نگریم، در حالی که نمی‌دانم سرنوشتم چه خواهد شد؟ نفْس من با من نیرنگ می‌کند و روزگارم با من خدعه می‌ورزد و عقاب مرگ بر بالینم بال و پر می‌زند. پس چرا نگریم؟!

می‌گریم برای جان‌کندنم، می‌گریم برای تاریکی گورم، می‌گریم برای تنگیِ قبرم، می‌گریم برای سؤال نکیر و منکر از من، می‌گریم بر این که عریان و خوار، با بار سنگین گناهان بر دوش، از گورم بیرون می‌آیم، که گاهی به راست می‌نگرم و گاهی به چپ، در حالی که هر کس در حالتی است غیر از حالت من. هر کس از آنان را آن روز، کاری است که او را بس است. آن روز، چهره‌هایی سفید و خندان و شادمان اند و چهره‌هایی غبارآلود و خوار و ذلیل.

سرورم! تکیه‌گاه و اعتماد و امید و توکّلم بر توست و به رحمتت وابسته‌ام. رحمتت را به هر کس خواهی، می‌رسانی و به بزرگواری‌ات هر که را خواهی، هدایت می‌کنی. تو را سپاس، که دلم را از شرک، پاک ساختی و تو را شکر، که زبانم را گشودی. آیا با این زبان گنگ، سپاست گویم، یا با نهایت تلاش در کارم، خشنودت سازم؟ مگر ـ پروردگارا ـ اندازه زبانم در کنار شُکر تو چه قدر است و کارم در برابر نعمت‌ها و احسانت بر من، چه ارزشی دارد؟

إلهي إنَّ جودَكَ بَسَطَ أمَلي ، وشُكرَكَ قَبِلَ عَمَلي ، سَيِّدي إلَيكَ رَغبَتي وإلَيكَ رَهبَتي وإلَيكَ تَأميلي ، قَد ساقَني إلَيكَ أمَلي وعَلَيكَ يا واحِدي عَلِقَت هِمَّتي وفيما عِندَكَ انبَسَطَت رَغبَتي ، ولَكَ خالِصُ رَجائي وخَوفي ، وبِكَ أنِسَت مَحَبَّتي وإلَيكَ ألقَيتُ بِيَدي ، وبِحَبلِ طاعَتِكَ مَدَدتُ رَهبَتي .

خدایا! بخشندگی‌ات، آرزویم را گسترده، و سپاس‌گزاری‌ات کارم را پذیرفته است. سرورا! شوق و رغبت و آرزومندی‌ام، به توست. آرزویم، مرا به سوی تو می‌کشاند و ـ ای یگانه پروردگارم ـ همّتم به تو وابسته است و شوقم به پاداشی که نزد توست، بال گشوده است. امید و هراس خالصانه‌ام، برای توست و محبّتم، با تو اُنس گرفته است. دستم را به درگاه رحمتت، و هراسم را به رشته طاعتت آویخته‌ام.

مَولايَ بِذِكرِكَ عاشَ قَلبي ، وبِمُناجاتِكَ بَرَّدتَ ألَمَ الخَوفِ عَنّي ، فَيا مَولايَ ويا مُؤَمَّلي ويا مُنتَهى سُؤلي ، فَرِّق بَيني وبَينَ ذَنبِيَ المانِعِ لي مِن لُزومِ طاعَتِكَ ، فَإِنَّما أسأَلُكَ لِقَديمِ الرَّجاءِ فيكَ وعَظيمِ الطَّمَعِ مِنكَ ، الَّذي أوجَبتَهُ عَلى نَفسِكَ مِنَ الرَّأفَةِ وَالرَّحمَةِ ، فَالأَمرُ لَكَ وَحدَكَ ، وَالخَلقُ كُلُّهُم عِيالُكَ وفي قَبضَتِكَ ، وكُلُّ شَيءٍ خاضِعٌ لَكَ تَبارَكتَ يا رَبَّ العالَمينَ .

مولای من! دلم زنده به یاد توست و با مناجات به درگاهت، رنج هراس را از خویش آرام ساخته‌ام. پس، ای مولای من، ای امید من، و ای نهایتِ خواسته‌ام! میان من و گناهم، که مرا از اطاعت پیوسته باز داشته، جدایی افکن! خواست من از تو، به خاطر این است که امید دیرینم به تو، و آرزوی بزرگم از توست ـ که آن را بر خویش حتمی کرده‌ای، از سرِ رأفت و رحمت ـ. فرمان، تنها از آنِ توست و مردم، همه نانخوران تو و در قبضه اراده تو هستند و همه چیز، فرمانبردار توست. خجسته‌ای، ای پروردگار جهانیان!

إلهِي ارحَمني إذَا انقَطَعَت حُجَّتي ، وكَلَّ عَن جَوابِكَ لِساني وطاشَ عِندَ سُؤالِكَ إيّايَ لُبّي ، فَيا عَظيمَ رَجائي لا تُخَيِّبني إذَا اشتَدَّت فاقَتي ، ولا تَرُدَّني لِجَهلي ، ولا تَمنَعني لِقِلَّةِ صَبري ، أعطِني لِفَقري وَارحَمني لِضَعفي ، سَيِّدي عَلَيكَ مُعتَمَدي ومُعَوَّلي ورَجائي وتَوَكُّلي ، وبِرَحمَتِكَ تَعَلُّقي وبِفَنائِكَ أحُطُّ رَحلي ، ولِجودِكَ أقصُدُ طَلِبَتي ، وبِكَرَمِكَ أي رَبِّ أستَفتِحُ دُعائي ، ولَدَيكَ أرجو غِنى فاقَتي ، وبِغِناكَ أجبُرُ عَيلتي ، وتَحتَ ظِلِّ عَفوِكِ قِيامي ، وإلى جودِكَ وكَرَمِكَ أرفَعُ بَصَري ، وإلى مَعروفِكَ اُديمُ نَظَري ، فَلا تُحرِقني بِالنّارِ وأنتَ مَوضِعُ أمَلي ، ولا تُسكِنِّي الهاوِيَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَيني ، يا سَيِّدي لا تُكَذِّب ظَنّي بِإِحسانِكَ ومَعروفِكَ ، فَإِنَّكَ ثِقَتي ولا تَحرِمني ثَوابَكَ فَإِنَّكَ العارِفُ بِفَقري .

خدایا! مرا رحم کن، آن گاه که دلیلم قطع می‌شود و زبانم از پاسخ دادن به تو باز می‌ماند و هوش و خِرَدم ـ آن گاه که از من سؤال می‌کنی ـ به اضطراب می‌افتد. پس، ای امید بزرگم! آن گه که نیازم شدّت می‌یابد، محرومم مکن و به نادانی‌ام ردّم منما و به خاطر کم‌صبری‌ام محرومم مگردان! چون نیازمندم، عطایم کن و چون ناتوانم، رحمم کن!

سرورا! تکیه‌گاه و اعتماد و امید و توکّلم بر توست و دل‌بستگی‌ام به رحمت توست. به درگاه احسانت، بار می‌افکنم و خواسته‌ام را از آستان جود تو می‌طلبم و دعایم را ـ پروردگارا ـ به کَرَم تو باز می‌گشایم و رفع نیازم را از پیشگاه تو امیدوارم و ناداری خود را با توانگری تو جبران می‌کنم. زیر سایه بخشایشت ایستاده‌ام و نگاهم را به آستانِ جود و کَرَمت دوخته‌ام و چشمم پیوسته به لطف و احسان توست. پس، مرا که به تو امید بسته‌ام، به آتش مسوزان و در دوزخم جای مده؛ چرا که تو فروغ دیدگان منی. ای سرورم! گمانِ نیکویی را که به احسانت دارم، دروغ مگردان، که تو تکیه‌گاه منی؛ و از پاداش خود محرومم مساز، که نیازم را می‌شناسی!

إلهي إن كانَ قَد دَنا أجَلي ولَم يُقَرِّبني مِنكَ عَمَلي ، فَقَد جَعَلتُ الاِعترافَ إلَيكَ بِذَنبي وَسائِلَ عِلَلي .

خدایا! اگر زمان مرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نساخته است، اعتراف به گناه خود را اسباب عذرخواهی‌ام قرار داده‌ام.

إلهي إن عَفَوتَ فَمَن أولى مِنكَ وإن عَذَّبتَ فَمَن أعدَلُ مِنكَ فِي الحُكمِ . اِرحَم في هذِهِ الدُّنيا غُربَتي ، وعِندَ المَوتِ كُربَتي ، وفِي القَبرِ وَحدَتي ، وفِي اللَّحدِ وَحشَتي وإذا نُشِرتُ لِلحِسابِ بَينَ يَدَيكَ ذُلَّ مَوقِفي ، وَاغفِر لي ما خَفِيَ عَلَى الآدَمِيِّينَ مِن عَمَلي ، وأدِم لي ما بِهِ سَتَرتَني ، وَارحَمني صَريعا عَلَى الفِراشِ تُقَلِّبُني أيدي أحِبَّتي ، وتَفَضَّل عَلَيَ مَمدودا عَلَى المُغتَسَلِ يُقَلِّبُني صالِحُ جيرَتي ، وتَحَنَّن عَلَيَ مَحمولاً قَد تَناوَلَ الأَقرِباءُ أطرافَ جِنازَتي ، وجُد عَلَيَ مَنقولاً قَد نَزَلتُ بِكَ وَحيدا في حُفرَتي ، وَارحَم في ذلِكَ البَيتِ الجَديدِ غُربَتي حَتّى لا أستَأنِسَ بِغَيرِكَ ، يا سَيِّدي إن وَكَلتَني إلى نَفسي هَلَكتُ ، سَيِّدي فَبِمَن أستَغيثُ إن لَم تُقِلني عَثرَتي؟ فَإِلى مَن أفزَعُ إن فَقَدتُ عِنايَتَكَ في ضَجعَتي؟وإلى مَن ألتَجِئُ إن لَم تُنَفِّس كُربَتي؟ سَيِّدي مَن لي ومَن يَرحَمُني إن لَم تَرحَمني؟ وفَضلَ مَن اُؤَمِّلُ إن عَدِمتُ فَضلَكَ يَومَ فاقَتي؟ وإلى مَنِ الفِرارُ مِنَ الذُّنوبِ إذَا انقَضى أجَلي؟ سَيِّدي لا تُعَذِّبني وأنَا أرجوكَ .

خدایا! اگر عفو کنی، از تو شایسته‌تر کیست؟ و اگر کیفر دهی، از تو دادگرتر در داوری کیست؟

[خدایا!]، رحم کن در این دنیا به غربتم، و هنگام مرگ به غم و حسرتم! و در قبر به تنهایی و وحشتم! و هنگامی که برای حساب زنده می‌شوم در پیشگاهت به وقوف ذلیلانه‌ام! و آنچه را (از کارم) بر آدمیان پوشیده است، بیامرز و پوشش خود را بر خطایم ادامه بده و مرا رحم کن، آن گاه که بر بستر مرگ افتاده‌ام و دست‌های دوستانم مرا می‌گردانند! بر من لطف کن، آن گاه که مرا بر سنگِ غسل خوابانده‌اند و همسایگان خوبم مرا به چپ و راست می‌چرخانند! و بر من احسان کن، آن دم که مرا با تابوت برمی‌دارند و خویشاوندان، اطراف جنازه‌ام را می‌گیرند! و بر من کَرَم کن، آن گاه که در گورم تنها به حضورت می‌آیم! در آن خانه نو بر غربتم ترحّم کن، تا جز به تو اُنس نگیرم!

سرورا! اگر مرا به خودم واگذاری، تباه می‌شوم. سرورم! اگر گناهم را نیامرزی، به که پناه برم و اگر عنایتت را در آرامگاهم از دست بدهم، به چه کسی روی آورم و اگر گرفتاری‌ام را برطرف نسازی، به که پناهنده شوم؟

سرورم! من، که را دارم و کیست که بر من رحم کند، اگر تو بر من ترحّم نکنی؟ و به احسانِ که آرزو بندم، اگر هنگام نیازم، از احسان تو محروم گردم؟ و اگر اَجَلم فرا رسد، از گناهانم به سوی چه کسی بگریزم؟ سرورم! عذابم مکن، در حالی که به تو امیدوارم.

إلهي حَقِّق رَجائي وآمِن خَوفي فَإِنَّ كَثرَةَ ذُنوبي لا أرجو فيها إلاّ عَفوَكَ ، سَيِّدي أنَا أسأَلُكَ ما لا أستَحِقُّ وأنتَ أهلُ التَّقوى وأهلُ المَغفِرَةِ فَاغفِر لي ، وألبِسني مِن نَظَرِكَ ثَوبا يُغَطّي عَلَيَ التَّبِعاتِ وتَغفِرُها لي ولا اُطالَبُ بِها ، إنَّكَ ذو مَنٍّ قَديمٍ وصَفحٍ عَظيمٍ وتَجاوُزٍ كَريمٍ .

خدایا! امیدم را برآور و هراسم را ایمنی بخش؛ چرا که درباره گناهان فراوانم، جز به عفو تو امید ندارم!

سرورم! من از تو، چیزی را طلب می‌کنم که سزاوار آن نیستم و تو، اهل تقوا و آمرزشی. پس مرا بیامرز و از نگاه کریمانه‌ات، جامه‌ای بر من بپوشان که پیامدهای گناهم را بر من بپوشاند و [بدین ترتیب،] آنها را ببخشایی و به خاطر آنها مؤاخذه نشوم! همانا تو صاحب احسان دیرین و گذشت بزرگ و چشم‌پوشیِ کریمانه‌ای.

إلهي أنتَ الَّذي تُفيضُ سَيبَكَ عَلى مَن لا يَسأَلُكَ وعَلَى الجاحِدينَ بِرُبوبِيَّتِكَ ، فَكَيفَ سَيِّدي بِمَن سَأَلَكَ وأيقَنَ أنَّ الخَلقَ لَكَ وَالأَمرَ إلَيكَ؟ تَبارَكتَ وتَعالَيتَ يا رَبَّ العالَمينَ ، سَيِّدي عَبدُكَ بِبابِكَ أقامَتهُ الخَصاصَةُ بَينَ يَدَيكَ ، يَقرَعُ بابَ إحسانِكَ بِدُعائِهِ ويَستَعطِفُ جَميلَ نَظَرِكَ بِمَكنونِ رَجائِهِ،فَلا تُعرِض بِوَجهِكَ الكَريمِ عَنّي وَاقبَل مِنّي ما أقولُ ، فَقَد دَعَوتُكَ بِهذَا الدُّعاءِ وأنَا أرجو ألاّ تَرُدَّني مَعرِفَةً مِنّيبِرَأفَتِكَ ورَحمَتِكَ ، إلهي أنتَ الَّذي لايُحفيكَ سائِلٌ ولا يَنقُصُكَ نائِلٌ؛أنتَ كَما تَقولُ وفَوقَ ما نَقولُ.

خدایا! تو آن کریمی هستی که با پروردگاری‌ات، احسان خویش را حتّی بر آنان که از تو درخواست نمی‌کنند و بر آنان که انکارت می‌کنند، سرازیر می‌کنی. پس، با آن که دست نیاز به درگاهت دارد و یقین دارد که عالَم آفرینش، برای تو و امور، به سوی توست، چگونه خواهی بود؟ خجسته و والا گشته‌ای، ای پروردگار جهانیان!

سرورم! بنده‌ات به درگاه توست [و] نیاز، او را در آستانت قرار داده است. با دعایش، درِ رحمتت را می‌کوبد و با امید درونی‌اش، چشم به عنایت و توجّه زیبای تو دوخته است. پس، چهره کریمانه‌ات را از من بر مگردان و آنچه را می‌گویم، از من بپذیر! من تو را با این دعا خوانده‌ام و امیدوارم که ردّم نمی‌کنی؛ چرا که به رأفت و مهربانی‌ات آشنایم. خدایا! تو آنی که هیچ پرسنده‌ای، به ستوهت نمی‌آورد و هیچ بخششی، از تو نمی‌کاهد. تو، آن گونه‌ای که خود می‌گویی و برتر از آنی که ما می‌گوییم.

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ صَبرا جَميلاً وفَرَجا قَريبا وقَولاً صادِقا وأجرا عَظيما ، أسأَلُكَ يا رَبِّ مِنَ الخَيرِ كُلِّهِ ما عَلِمتُ مِنهُ وما لَم أعلَم ، أسأَلُكَ اللّهُمَّ مِن خَيرِ ما سَأَلَكَ مِنهُ عِبادُكَ الصّالِحونَ ، يا خَيرَ مَن سُئِلَ وأجوَدَ مَن أعطى ، أعطِني سُؤلي في نَفسي وأهلي ووالِدَيَ ووَلَدي وأهلِ حُزانَتي وإخواني فيكَ ، وأرغِد عَيشي وأظهِر مُرُوَّتي وأصلِح جَميعَ أحوالي ، وَاجعَلني مِمَّن أطَلتَ عُمُرَهُ وحَسَّنتَ عَمَلَهُ ، وأتمَمتَ عَلَيهِ نِعمَتَكَ ورَضيتَ عَنهُ ، وأحيَيتَهُ حَياةً طَيِّبَةً في أدوَمِ السُّرورِ وأسبَغِ الكَرامَةِ وأتَمِّ العَيشِ ، إنَّكَ تَفعَلُ ما تَشاءُ ولا يَفعَلُ ما يَشاءُ غَيرُكَ .

خداوندا! از تو صبری نیکو، گشایشی نزدیک، گفتاری صادقانه و پاداشی بزرگ می‌طلبم. پروردگارا! از تو از همه نیکی‌ها می‌خواهم: آنچه می‌دانم و آنچه نمی‌دانم. پروردگارا! از تو بهترین چیزهایی را که بندگان شایسته‌ات از تو می‌طلبند، می‌خواهم.

ای بهترین درخواست‌شونده، ای بخشنده‌ترین عطابخش! خواسته‌ام را درباره خودم، خانواده‌ام، پدر و مادرم، فرزندانم، خاندانم و برادران دینی‌ام،

برآور؛ زندگی‌ام را سرشار و جوان‌مردی‌ام را آشکار کن؛ همه احوالم را سامان بخش؛ مرا از آنانی قرار ده که عمرشان را طولانی، و کارشان را نیکو ساخته‌ای و نعمتت را بر آنان کامل گردانده‌ای و از آنان خرسندی و آنان را با زندگی پاک و مداوم‌ترین مسرّت و سرشارترین کرامت و کامل‌ترین زندگی، حیات بخشیده‌ای! تو آنچه را خواهی، انجام می‌دهی و آنچه جز تو بخواهد، انجام نمی‌گیرد.

اللّهُمَّ خُصَّني مِنكَ بِخاصَّةِ ذِكرِكَ ، ولا تَجعَل شَيئا مِمّا أتَقَرَّبُ بِهِ في آناءِ اللَّيلِ وأطرافِ النَّهارِ رِياءً ولا سُمعَةً ولا أشَرا ولا بَطَرا وَاجعَلني لَكَ مِنَ الخاشِعينَ .

خداوندا! مرا از سوی خودت به یاد ویژه‌ات، مخصوص گردان و آنچه را با آن، در لحظات شب و ساعات روز، به درگاهت تقرّب می‌جویم، برای ریا و نامجویی و از روی برتری‌طلبی و بی‌خیالی، قرار مده و مرا از خاشعان درگاهت قرار بده!

اللّهُمَّ أعطِنِي السَّعَةَ فِي الرِّزقِ ، وَالأَمنَ فِي الوَطَنِ ، وقُرَّةَ العَينِ فِي الأَهلِ وَالمالِ وَالوَلَدِ وَالمُقامَ في نِعَمِكَ عِندي ، وَالصِّحَّةَ فِي الجِسمِ وَالقُوَّةَ فِي البَدَنِ وَالسَّلامَةَ فِي الدّينِ ، وَاستَعمِلني بِطاعَتِكَ وطاعَةِ رَسولِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ أبَدا مَا استَعمَرتَني ، وَاجعَلني مِن أوفَرِ عِبادِكَ عِندَكَ نَصيبا في كُلِّ خَيرٍ أنزَلتَهُ وتُنزِلُهُ في شَهرِ رَمَضانَ في لَيلَةِ القَدرِ وما أنتَ مُنزِلُهُ في كُلِّ سَنَةٍ ، مِن رَحمَةٍ تَنشُرُها وعافِيَةٍ تُلبِسُها وبَلِيَّةٍ تَدفَعُها وحَسَناتٍ تَتَقَبَّلُها وسَيِّئاتٍ تَتَجاوَزُ عَنها ، وَارزُقني حَجَّ بَيتِكَ الحَرامِ في عامي هذا وفي كُلِّ عامٍ ، وَارزُقني رِزقا واسِعا مِن فَضلِكَ الواسِعِ ، وَاصرِف عَنّي يا سَيِّدِي الأَسواءَ ، وَاقضِ عَنِّي الدَّينَ وَالظُّلاماتِ حَتّى لا أتَأَذّى بِشَيءٍ مِنهُ ، وخُذ عَنّي بِأَسماعِ وأبصارِ أعدائي وحُسّادي وَالباغينَ عَلَيَ وَانصُرني عَلَيهِم ، وأقِرَّ عَيني وفَرِّح قَلبي ، وَاجعَل لي مِن هَمّي وكَربي فَرَجا ومَخرَجا ، وَاجعَل مَن أرادَني بِسوءٍ مِن جَميعِ خَلقِكَ تَحتَ قَدَمَيَ ، وَاكفِني شَرَّ الشَّيطانِ وشَرَّ السُّلطانِ وسَيِّئاتِ عَمَلي ، وطَهِّرني مِنَ الذُّنوبِ كُلِّها ، وأجِرني مِنَ النّارِ بِعَفوِكَ وأدخِلنِي الجَنَّةَ بِرَحمَتِكَ وزَوِّجني مِنَ الحورِ العينِ بِفَضلِكَ ، وألحِقني بِأَولِيائِكَ الصّالِحينَ مُحَمَّدٍ وآلِهِ الأَبرارِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الأَخيارِ صَلَواتُكَ عَلَيهِم وعَلى أجسادِهِم وأرواحِهِم ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ .

خداوندا! مرا گشایش در روزی، امنیّت در وطن، روشنایی چشم در مورد خانواده و مال و فرزند، پایندگی نعمت‌هایت نزد من، درستی در انجام دادن کارها، نیرومندی در بدن و سلامت در دین عطا کن؛ و تا مرا عمر می‌دهی، مرا در خدمت اطاعت خودت و فرستاده‌ات محمّد صلّی الله علیه و آله، به کار گیر و مرا از بهره‌مندترین بندگانت قرار بده، در بهره بردن از هر خیری که در ماه رمضان در شب قدر و در طول سال، نازل کرده و می‌کنی، و از هر رحمتی که می‌گسترانی و عافیتی که می‌پوشانی و بلایی که برمی‌گردانی و حسناتی که قبول می‌کنی و گناهانی که می‌بخشایی؛ و زیارت خانه خودت را امسال و همه سال روزی‌ام کن و از رحمت گسترده‌ات، روزیِ گسترده عطایم کن!

سرورم! بدی‌ها را از من برگردان؛ وام‌ها و حقوق مردم را از جانب من ادا کن تا به هیچ یک از آنها آزرده نشوم؛ گوش‌ها و چشم‌های دشمنانم و حسودان به من و ستمگران بر من را به روی من ببند و مرا بر آنان یاری کن؛ چشمم را فروغ بخش؛ دلم را شاد گردان؛ برایم از اندوه و رنجم، گشایش و رهایی قرار بده؛ هر که را از همه آفریدگانت نسبت به من قصد بدی دارد، زیر پاهایم [تحت سلطه‌ام] قرار ده؛ شرّ شیطان، شرّ حکومت و بدی‌های عملم را از من کفایت کن؛ از همه گناهان، پاکم کن؛ با عفو خویش، از آتشم نگه دار و با رحمت خویش به بهشتم درآور؛ به فضل خویش، با حوریان بهشتی قرینم ساز و مرا به دوستان شایسته‌ات، محمّد و خاندان شایسته و پاکیزه و پاک و خوبش ـ که درود تو و رحمت خدا و برکاتش بر آنان باد ـ ملحق ساز!

إلهي وسَيِّدي وعِزَّتِكَ وجَلالِكَ لَئِن طالَبتَني بِذُنوبي لاَُطالِبَنَّكَ بِعَفوِكَ ، ولَئِن طالَبتَني بِلُؤمي لاَُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ ، ولَئِن أدخَلتَنِي النّارَ لاَُخبِرَنَّ أهلَ النّارِ بِحُبّي لَكَ .

خدایا و سرورا! به عزّت و جلالَت سوگند که اگر مرا به گناهانم بازخواست کنی، تو را به بخشایشت طلب می‌کنم، و اگر مرا به فروماگی‌ام بازخواست کنی، تو را به کَرَمت درخواست می‌کنم، و اگر مرا به آتش افکنی، به دوزخیان خواهم گفت که دوستت دارم.

إلهي وسَيِّدي إن كُنتَ لا تَغفِرُ إلاّ لِأَولِيائِكَ وأهلِ طاعَتِكَ فَإِلى مَن يَفزَعُ المُذنِبونَ؟وإن كُنتَ لاتُكرِمُ إلاّ أهلَ الوَفاءِ بِكَ فَبِمَن يَستَغيثُ المُسيؤونَ؟

خدایا و سرورا! اگر جز دوستان و مطیعانت را نمی‌آمرزی، پس گنهکاران به که روی آورند؟ و اگر جز اهل وفا را نمی‌نوازی، پس بدکاران به که پناهنده شوند؟

إلهي إن أدخَلتَنِي النّارَ فَفي ذلِكَ سُرورُ عَدُوِّكَ ، وإن أدخَلتَنِي الجَنَّةَ فَفي ذلِكَ سُرورُ نَبِيِّكَ ، وأنَا وَاللّهِ أعلَمُ أنَّ سُرورَ نَبِيِّكَ أحَبُّ إلَيكَ مِن سُرورِ عَدُوِّكَ .

خدایا! اگر مرا به آتش افکنی، شادمانیِ دشمنت در این است، و اگر به بهشتم ببری، پیامبرت خرسند می‌شود، و من ـ به خدا سوگند ـ می‌دانم که شادمانیِ پیامبرت را بیش از شادی دشمنت دوست داری.

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ أن تَملَأَ قَلبي حُبّا لَكَ وخَشيَةً مِنكَ وتَصديقا لَكَ وإيمانا بِكَ وفَرَقا مِنكَ وشَوقا إلَيكَ ، يا ذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ ، حَبِّب إلَيَ لِقاءَكَ وأحبِب لِقائي ، وَاجعَل لي في لِقائِكَ الرّاحَةَ وَالفَرَجَ وَالكَرامَةَ .

خداوندا! از تو می‌خواهم که دلم را از محبّت به تو و خَشیت از خودت، از تصدیق تو و ایمان به خودت، و از بیم از تو و اشتیاق به خودت بیکَنم.

ای شکوهمند باکرامت! دیدارت را محبوبم گردان و دیدارم را دوست بدار و برایم در دیدار خودت، آسایش و گشایش و کرامت قرار بده!

اللّهُمَّ ألحِقني بِصالِحِ مَن مَضى وَاجعَلني مِن صالِحِ مَن بَقِيَ ، وخُذ بي سَبيلَ الصّالِحينَ وأعِنّي عَلى نَفسي بِما تُعينُ بِهِ الصّالِحينَ عَلى أنفُسِهِم ، وَاختِم عَمَلي بِأَحسَنِهِ وَاجعَل ثَوابي مِنهُ الجَنَّةَ بِرَحمَتِكَ ، وأعِنّي عَلى صالِحِ ما أعطَيتَني ، وثَبِّتني يا رَبِّ ولا تَرُدَّني في سوءٍ اِستَنقَذتَني مِنهُ يا رَبَّ العالَمينَ .

خداوندا! مرا به گذشتگانِ شایسته ملحق ساز و از آیندگانِ شایسته قرار بده؛ مرا به راه صالحان بدار و مرا در غلبه بر نفْس خود یاری کن، به آنچه صالحان را برای غلبه بر نفْسشان یاری می‌کنی؛ کارم را به بهترین صورت به پایان ببر و با رحمت خویش پاداش عملم را بهشت قرار بده و مرا در به کارگیری شایسته آنچه عطایم کردی، یاری کن؛ مرا ـ پروردگارا ـ ثابت‌قدم بدار و مرا به آن بدی که از آن نجاتم دادی، بر مگردان، ای پروردگار جهانیان!

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ إيمانا لا أجَلَ لَهُ دونَ لِقائِكَ ، أحيِني ما أحيَيتَني عَلَيهِ وتَوَفَّني إذا تَوَفَّيتَني عَلَيهِ ، وَابعَثني إذا بَعَثتَني عَلَيهِ وأبرِئ قَلبي مِنَ الرِّياءِ وَالشَّكِّ وَالسُّمعَةِ في دينِكَ حَتّى يَكونَ عَمَلي خالِصا لَكَ .

خداوندا! از تو ایمانی می‌خواهم که پایانی جز دیدارت نداشته باشد. تا مرا زنده داشته‌ای، بر آن ایمان، زنده بدارم و چون می‌میرانی، بر آن بمیرانم و چون مرا برانگیختی، بر آن برانگیز؛ و دلم را از ریا، تردید و آوازه‌خواهی در دینت، پیراسته کن تا کارم، خالص برای تو باشد!

اللّهُمَّ أعطِني بَصيرَةً في دينِكَ وفَهما في حُكمِكَ وفِقها في عِلمِكَ ، وكِفلَينِ مِن رَحمَتِكَ ووَرَعا يَحجُزُني عَن مَعاصيكَ وبَيِّض وَجهي بِنورِكَ وَاجعَل رَغبَتي فيما عِندَكَ ، وتَوَفَّني في سَبيلِكَ وعَلى مِلَّةِ رَسولِكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ .

خداوندا! مرا بصیرتی در دینت، فهمی در حُکمَت، ژرف‌نگری در دانشت، دو سهم از رحمتت، و پرهیزی بازدارنده از نافرمانی‌ات، عطا کن و با نور خویش، روسفیدم گردان و اشتیاقم را به آنچه نزد توست، قرار بده و مرا در راهت و بر آیین پیامبرت صلّی الله علیه و آله بمیران!

اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ الكَسَلِ وَالفَشَلِ وَالهَمِّ وَالجُبنِ وَالبُخلِ وَالغَفلَةِ وَالقَسوَةِ وَالذِّلَّةِ وَالمَسكَنَةِ وَالفَقرِ وَالفاقَةِ وكُلِّ بَلِيَّةٍ ، وَالفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنها وما بَطَنَ ، وأعوذُ بِكَ مِن نَفسٍ لا تَقنَعُ وبَطنٍ لا يَشبَعُ وقَلبٍ لا يَخشَعُ ودُعاءٍ لا يُسمَعُ وعَمَلٍ لايَنفَعُ،وأعوذُ بِكَ يا رَبِّ عَلى نَفسي وديني ومالي وعَلى جَميعِ ما رَزَقتَني مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ إنَّكَ أنتَ السَّميعُ العَليمُ .

خداوندا! به درگاهت پناه می‌برم از: تنبلی، بی‌حالی، سستی، اندوه، ترس، بخل، غفلت، سنگ‌دلی، خواری، بیچارگی، تنگ‌دستی، نیازمندی و از هر بلا و از زشتی‌های آشکار و نهان. به تو پناه می‌برم از نفْسی که قانع نمی‌شود، شکمی که سیر نمی‌گردد، دلی که خشوع نمی‌یابد، دعایی که اجابت نمی‌شود و عملی که سود نمی‌بخشد. و به تو ـ پروردگارا ـ از شیطانِ رانده شده پناه می‌برم درباره خودم، دینم، مالم و همه آنچه روزی‌ام کرده‌ای. همانا تویی تو شنوای دانا.

اللّهُمَّ إنَّهُ لا يُجيرُني مِنكَ أحَدٌ ولا أجِدُ مِن دونِكَ مُلتَحَدا ، فَلا تَجعَل نَفسي في شَيءٍ مِن عَذابِكَ ، ولا تَرُدَّني بِهَلَكَةٍ ولا تَرُدَّني بِعَذابٍ أليمٍ .

خداوندا! جز تو، کسی مرا از قهرت پناه نمی‌دهد و جز تو، پشت و پناهی نمی‌یابم. پس، مرا در هیچ عذابی قرار مده و مرا به سوی هلاکت، و مرا به سوی عذاب دردناک، باز نگردان!

اللّهُمَّ تَقَبَّل مِنّي وأعلِ ذِكري وَارفَع دَرَجَتي وحُطَّ وِزري ولا تُذَكِّرني بِخَطيئَتي ، وَاجعَل ثَوابَ مَجلسي وثَوابَ مَنطِقي وثَوابَ دُعائي رِضاكَ وَالجَنَّةَ ، أعطِني يا رَبِّ جَميعَ ما سَأَلتُكَ وزِدني مِن فَضلِكَ ، إنّي إلَيكَ راغِبٌ يا رَبَّ العالَمينَ .

خداوندا! از من پذیرا باش؛ یادم را بلند و رتبه‌ام را والا گردان؛ بار گناهم را فرو ریز؛ گناهم را به یادم نینداز؛ پاداش نشستن و سخن گفتن و نیایشم را رضای خود و بهشت قرار بده؛ و همه آنچه را از تو خواستم و بیش از آن را ـ پروردگارا ـ از احسان خویش عطایم کن! من مشتاق تو هستم، ای پروردگار جهانیان!

اللّهُمَّ إنَّكَ أنزَلتَ في كِتابِكَ أن نَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَنا ، وقَد ظَلَمنا أنفُسَنا فَاعفُ عَنّا فَإِنَّكَ أولى بِذلِكَ مِنّا ، وأمَرتَنا ألاّ نَرُدَّ سائِلاً عَن أبوابِنا وقَد جِئتُكَ سائِلاً فَلا تَرُدَّني إلاّ بِقَضاءِ حاجَتي ، وأمَرتَنا بِالإِحسانِ إلى ما مَلَكَت أيمانُنا ونَحنُ أرِقّاؤُكَ فَأَعتِق رِقابَنا مِنَ النّارِ .

خداوندا! در کتاب خویش، چنین نازل کرده‌ای که: از آن که بر ما ستم کرد، درگذریم. ما به خود، ستم کرده‌ایم. پس، از ما درگذر، که تو بر این گذشت، سزاوارتر از مایی؛ و ما را فرمان داده‌ای که نیازمند را از درِ خود نرانیم. اینک من، نیازمندانه، به درگاهت آمده‌ام. مرا جز با برآوردن حاجتم، بر نگردان؛ و ما را به احسان به بردگانمان دستور داده‌ای. ما بردگان توییم. پس، ما را از آتش دوزخ برهان!

يا مَفزَعي عِندَ كُربَتي ، ويا غَوثي عِندَ شِدَّتي ، إلَيكَ فَزَعتُ وبِكَ استَغَثتُ ولُذتُ ، لا ألوذُ بِسِواكَ ولا أطلُبُ الفَرَجَ إلاّ مِنكَ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ فَأَغِثني وفَرِّج عَنّي ، يا مَن يَقبَلُ اليَسيرَ ويَعفو عَنِ الكَثيرِ ، اِقبَل مِنِّي اليَسيرَ وَاعفُ عَنِّي الكَثيرَ إنَّكَ أنتَ الرَّحيمُ الغَفورُ .

ای پناهگاه من در هنگام رنج و بلايم! ای فریادرس من در هنگام گرفتاری‌ام! به درگاه تو نالیدم و به آستان تو پناه آوردم و جز به درگاهت به دیگری پناه نمی‌برم و جز از تو، گشایش نمی‌طلبم. پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و پناهم ده و گرفتاری‌ام را بزداى ! ای آن که اندک را می‌پذیری و از گناهِ بسیار درمی‌گذری! اندکم را بپذیر و گناهِ فراوانم را ببخشای! همانا تو مهربان و آمرزنده‌ای.

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ إيمانا تُباشِرُ بِهِ قَلبي، ويَقينا حَتّى أعلَمَ أنَّهُ لَن يُصيبَني إلاّ ما كَتَبتَ لي ، ورَضِّني مِنَ العَيشِ بِما قَسَمتَ لي يا أرحَمَ الرّاحِمينَ .[۱]

خداوندا! از تو ايمانى مى خواهم كه دلم را همدم آن سازى و يقينى كه بدانم جز آنچه برايم مقدّر كرده اى ، به من نخواهد رسيد. مرا از زندگى به آنچه برايم سهم نهاده اى ، خرسند ساز ، اى مهربان ترينِ مهربانان! .


[۱]مصباح المتهجّد : ص ۵۸۲ ح ۶۹۱ ، الإقبال : ج ۱ ص ۱۵۷ ، المصباح للكفعمي : ص ۷۸۱ .