حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 390

بناهاى جديد به تهران ببرند. درست است كه در بعضى جاها قناتى را لاروبى يا آب انبارى را تعمير كرده و پشته اى شنى را به صورت قطعه زمينى مزروع در آورده اند، ولى از اين كه بگذريم، ويرانى و تباهى بر همه جا حكمفرما است.
براى ايرانيان امروز رى يعنى محلى كه كنار آستانه حضرت عبدالعظيم قرار گرفته است. سالانه هزاران نفر به زيارت حضرت عبدالعظيم مى روند كه در حرم آن ناصرالدين شاه فقيد را در سال 1896 ميلادى (1313 هجرى قمرى) به قتل رساندند. در ميان محدوده رى چشمه معروفى نيز هست كه به چشمه على مشهور است، و اين چشمه كه به نام داماد و پسر عموى پيغمبر نامگذارى شده است كم و بيش محترم تلقى مى شود. در سمت جنوب شرقى رى، برفراز تپه اى دخمه زرتشتيان قرار دارد كه گبران در آنجا مردگان خويش را به خورد پرندگان مى دهند. بعضى از ويرانه هاى رى جالب توجه مى باشند، و از اين رو من به تفصيل به توصيف آنها مى پردازم. امابايد متذكر شوم كه يكى از امتيازات عمده رى امروز آن است كه در منتهى إليه تنها راه آهنى كه ايران دارد قرار گرفته است. اين راه آهن بى اهميتْ تهران را به حضرت عبدالعظيم متصل مى سازد، و بر روى مسير نه كيلومترونيمى آن، بدون كوچكترين توجهى به نظم يا وقت شناسى، لوكوموتيوى با چند واگن حركت مى كند كه ايرانيان خود بدان «ماشين» [دودى ]مى گويند. معهذا تجربه نشان مى دهد كه براى تماشاى رى بهتر است آدمى از اسب استفاده كند تا سوار اين وسيله نقليه غير قابل اطمينان شود، خاصه كه مسافت بين تهران و رى را با اسب يك ساعته مى توان پيمود. جاده، كه در آن كاروان پشت كاروان در حال رفتن به پايتخت يا آمدن از آن است، خالى از تماشا نيست، و براى من جز زمان كوتاهى طول نكشيد كه خود وياران را كنار ارگ ويران، و ديوارهاى فروريخته و تپه مانندى يافتم، كه حد شمالى شهر باستانى را مشخص مى ساختند. از اسب پياده شديم و چاى صبحگاهى را آنجا خورديم.

صفحه از 426