مهم ترين تلاش هاى پيامبر(ص) برای جانشینی امام علی(ع) - صفحه 70

را فراموش كرد . نمى دانم آن را وا نهاد و يا از يادش رفت. ۱
سعيد ، فراموش كرده است، يا از بازگفتن آن در روزگار حَجّاج بن يوسف و در زير برق شمشير او، خوددارى نموده است و يا اين كه حافظه تاريخ، آن را از ياد برده و به لحاظ مصلحت حاكميت، «حقيقت» را به مسلخ «مصلحت» كشانده است؟
علّامه سيّد عبد الحسين شرف الدين، نوشته است:
سومين نكته، چيزى جز همان كه پيامبر صلى الله عليه و آله مى خواست براى حفظ امّت از گم راهى بنويسد، نيست ؛ امّا سياست، محدّثان را به فراموشى آن كشانيد، همان گونه كه مفتى حنفيان شهر صور، حاج داوود الدَّدا، به آن ، تنبّه داده است. ۲
و بدين سان ، روشن مى شود كه چون پيامبر خدا را از نگاشتن بازداشتند، آن را شفاها در ضمن وصاياى ديگر برشمرد ؛ امّا... .
4 . عمر بن خطّاب نيز بر اين حقيقت ، تصريح كرده و بدان اعتراف كرده و جلوگيرى از «كتابت وصيّت» را مصلحت انديشى براى امّت ، تلقّى نموده است :
پيامبر صلى الله عليه و آله در بيمارى اش خواست كه به نام او تصريح كند ؛ امّا من از بيم بر اسلام و به خاطر نگاهداشت آن، مانع شدم. سوگند به پروردگار اين خانه، اگر او را حاكم مى كرد ، قريش بر آن، گِرد نمى آمدند و عرب از همه سو بر او مى شوريدند. پس، پيامبر خدا دانست كه من، ضميرش را مى دانم و دست نگه داشت. ۳

1.مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۴۷۷ ح ۱۹۳۵ .

2.المراجعات : ص ۴۵۵ .

3.شرح نهج البلاغة : ج ۱۲ ص ۲۱ ؛ كشف اليقين : ص ۴۶۳ ح ۵۶۲ ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۴۶.

صفحه از 71