سيّدبن‌طاووس و حوزه‌هاي گوناگون ‌روايي - صفحه 122

2. عدم خدشة فراوان در سند احادیث

تا آن‌جا که جست‌وجو کرده‌ایم، سید _ واژگونه بسیاری از فقیهان روزگار خود _ به هنگام بررسی احادیث از خدشه سندی زیاد۱ یا تضعیف راویان و در نتیجه، کنارنهادن روایت به جهت ضعف راوی خودداری می‌کند. برخی از دلایل ذیل یا همه آن‌ها در این روش سید اثرگذار بوده است:
_ شاید این روش سید در نگاه ویژه وی به تضعیف راویان ریشه دارد که آن را خلاف احتیاط و سبب در افتادن به ورطه غیبت از مسلمان می‌دانسته است.۲
_ و یا این‌که سید اساساً به کنارنهادن احادیث علاقه‌مند نبوده است؛ خواه به جهت ضعف راوی یا به دلیل دیگر؛ از همین‌رو تلاش می‌کرده است از طریق تأویل احادیث یا تخصیص آن، یا راه‌های دیگر روزنه‌ای برای پذیرش آن باقی گذارد.
در این‎جا ممکن است این پندار به ذهن آید که موضوعاتی که سید درباره آن‌ها قلم زده است، از موضوع‌هایی نیستند که چالش مهمی بر سر آن‌ها در میان فقیهان وجود داشته باشد؛ از این ‌رو مجالی برای تقابل میان روایت‌ها پدید نیامده است تا سید یک دسته را به نقد کشد و یا ضعف سند آن‌ها را بنمایاند؛ ولی این پندار با چنین اطلاقی نادرست است. گرچه در موضوعی هم‌چون استخاره، مسائلی هم‌چون اصل استخاره، جای گفت‌وگو و ردّ و پذیرش ندارد، ولی در همین موضوع یا موضوعی هم‌چون چگونگی قضای نماز می توان مسائلی را سراغ گرفت که دیدگاه‌هایی متعارض با نظر سیّد در میان دانش‌وران وجود داشته است، که سید خود را ناچار می‌دیده از آن‌ها سخن گوید و به شکل غیرمستقیم، مخالفت خود را با آن‌ها بنمایاند.۳ از این گذشته، مواردی وجود دارد که سید روایت‌هایی را ضعیف شمرده است، ولی در هیچ یک، علت ضعف، خدشه‌دار بودن راوی حدیث نیست.۴
به هر روی، سید بدون آن‌که در سند روایت خدشه کند، انتساب حدیث را به معصوم علیه السلام پذیرفته می‌شمرد و آن‌گاه درباره حجیّت یا عدم حجیّت آن سخن می‌گوید، و

1.. جز در موارد اندکی که در نگاشتۀ یادشده دربارۀ دانش‌وران حله، دربارۀ آن‌ها سخن گفته‌ایم.

2.. ر.ک: الاقبال( چ قیومی)، ج۱، ص۵۳ .

3.. برای نمونه، فتح‌الأبواب، ص۲۸۶ – ۲۹۳.

4.. همان، ص۲۱۷.

صفحه از 127