از ديگر علماى بزرگ اين شهر، شيخ مرتضى است كه علماى فريقين هر آينه به سلام او مىآيند و سلاطين نيز در وقت انزواى او به نزدش مىروند. حتّى اشاره مىشود كه نظام الملك با همه قدرتش، هر سال چند بار به سراى او مىرفت. ۱ او در ايّام وزارت خود چندى در رى اقامت داشت و با آنكه خود، شافعىمذهب بود، در محضر درس عالمان شيعى حضور مىيافت. شيخ عبد الجليل در باب حضور يافتن خواجه در درس عالمان شيعه و رفتن از شهررى به مجلس درس ايشان چنين ذكر كرده:
در هر دو هفته نظام الملك از رى به دوريست (درشت كنونى) رفتى و از خواجه جعفر استماع كردى و بازگشتى. از غايت فضل و بزرگى او و آن خاندانى است به علم و عفّت و ورع و امانت مذكور... . ۲
در حقيقت، وجود بزرگان، اصحاب و حكومتهاى شيعه مذهب در رى، باعث گرديد محلّه و منطقههاى شيعهنشين به وجود آيد. جنوب شرقى، غرب و نيمه شمال غربىِ رى، به شيعيان اختصاص داشته است. حنفيان در مشرق شهر و در نهايت، شافعيان، جايى در مركز شهر به سوى شمال، در حوالى ساربانان (در فاصله تقىآباد و برج طغرل كنونى) در ميان دو فرقه شيعه و حنفى زندگى مىكردند.
محلّههاى شيعهنشين رى
يك. مُصلحگاه (مصلحكان، مصلّاگاه، مسلحگاه، مصلحتگاه)
از اماكن بزرگ شيعيان است و شيخ عبد الجليل اينگونه از آن ياد مىكند:
... ساداتِ درِ زادمهران و جوانمردانِ درِ مصلحگاه و معتقدانِ درِ رشقان... . ۳
دو. درِ غابش (درِ عابس، درِ عابش، درِ عانش)
همه شواهد و قراين در كتاب نقض، نشانى است بر اين كه درِ غابش، از نقاط مهم شيعهنشين بوده و ظاهراً در فاصله جنوبى حرم عبد العظيم قرار داشته است. عبد