پراكندگى جغرافياىِ جمعيتى شيعيان اماميه بر مبناى كتاب «نقض» - صفحه 54

از ديگر علماى بزرگ اين شهر، شيخ مرتضى است كه علماى فريقين هر آينه به سلام او مى‏آيند و سلاطين نيز در وقت انزواى او به نزدش مى‏روند. حتّى اشاره مى‏شود كه نظام الملك با همه قدرتش، هر سال چند بار به سراى او مى‏رفت. ۱ او در ايّام وزارت خود چندى در رى اقامت داشت و با آن‏كه خود، شافعى‏مذهب بود، در محضر درس عالمان شيعى حضور مى‏يافت. شيخ عبد الجليل در باب حضور يافتن خواجه در درس عالمان شيعه و رفتن از شهررى به مجلس درس ايشان چنين ذكر كرده:
در هر دو هفته نظام الملك از رى به دوريست (درشت كنونى) رفتى و از خواجه جعفر استماع كردى و بازگشتى. از غايت فضل و بزرگى او و آن خاندانى است به علم و عفّت و ورع و امانت مذكور... . ۲
در حقيقت، وجود بزرگان، اصحاب و حكومت‏هاى شيعه مذهب در رى، باعث گرديد محلّه و منطقه‏هاى شيعه‏نشين به وجود آيد. جنوب شرقى، غرب و نيمه شمال غربىِ رى، به شيعيان اختصاص داشته است. حنفيان در مشرق شهر و در نهايت، شافعيان، جايى در مركز شهر به سوى شمال، در حوالى ساربانان (در فاصله تقى‏آباد و برج طغرل كنونى) در ميان دو فرقه شيعه و حنفى زندگى مى‏كردند.

محلّه‏هاى شيعه‏نشين رى‏

يك. مُصلحگاه (مصلحكان، مصلّاگاه، مسلحگاه، مصلحتگاه)

از اماكن بزرگ شيعيان است و شيخ عبد الجليل اين‏گونه از آن ياد مى‏كند:
... ساداتِ درِ زادمهران و جوان‏مردانِ درِ مصلحگاه و معتقدانِ درِ رشقان... . ۳

دو. درِ غابش (درِ عابس، درِ عابش، درِ عانش)

همه شواهد و قراين در كتاب نقض، نشانى است بر اين كه درِ غابش، از نقاط مهم شيعه‏نشين بوده و ظاهراً در فاصله جنوبى حرم عبد العظيم قرار داشته است. عبد

1.نقض، ص ۳۹۹.

2.همان، ص ۱۴۵.

3.همان، ص ۴۷۵.

صفحه از 62