حقيقى اصولى، از معايب و مثالب دور باشند و در وجوب معرفت، حوالت به عقل و نظر كنند.۱
در عبارتى ديگر در نقد الموتيان و تمجيد از مردم سارى و ارم مىنويسد:
[اهل] الموت... وجوب معرفت خداى تعالى را حوالت به تقليد و تعليم كنند. اهل سارى و ارم، وجوب معرفت، حوالت به عقل و نظر كنند.۲
لازم به ذكر است كه در عبارات مربوط به مناطق جغرافيايى خواهد آمد كه تمام اهل سارى را شيعه اصولى امامى مىداند.
ج. عدم حجّيت خبر واحد
نويسنده بعض فضائح الروافض آورده: «گويند از جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه: بدترين قوم كداماند؟ گفت: سه كس باشند. آن كس كه دعوى خدايى كرد و خدا يكى است و آن كس كه دعوى نبوّت كرد به دروغ چون مسيلمه كذّاب و غير وى و آن كس كه دعوى امامت كرد چون بو بكر و عمر و غير ايشان از ديگر امامان إلى يومنا هذا».
عبد الجليل قزوينى، اين گونه پاسخ مىدهد:
اگر اين خبر راست باشد از آحاد است و به مذهب ما ايجاب علم و عمل نكند و اگر چنان است كه صادق عليه السلام گفته است، او معصوم است و خطا نگويد در فرعون و هامان و نمرود و كنعان راست باشد و در مسيلمه و طليحه كه به دروغ دعوى نبوّت كردهاند. و كذلك در ائمّه ضلال هر كس كه نه به حقْ دعوى امامت كرده باشد چون معاويه و يزيد و مروان و يزيد ناقص و وليد ماجن و غيرهما كه بى استحقاق، دعوى امامت كرده باشند و آنها كه مخالفت قرآن و قول مصطفى صلى اللَّه عليه و آله كرده باشند و تيغ بر روى على مرتضى عليه السلام كشيده و حسن را زهر داده و حسين را كشته و قرآن را به نشانه تير كرده... .۳