مائدة الأسحار لخلّص المؤمنين الأخيار - صفحه 286

بدون اثنين . و گاه باشد كه اين معنى را نيز تقدم بالذات گويند ، پس لفظ تقدم بالذات در اصطلاح حكما بر هر دو معنى باشد ؛ يكى اعم از تقدم بالعليه و تقدم بالطبع و ديگرى مرادف تقدم بالعليه .
سيم : تقدم بالزمان ، و آن بودن شى ء است به حيثيّتى كه وجود او يا وجود شى ء ديگر كه مؤخر بر او اطلاق كرده مى شود ، جمع نتواند شد ، چون تقدم آدم بر نوح .
چهارم : تقدم به حسب مكان ، و آن را تقدم بالرتبه نيز گويند و آن ، چنان است كه مكانى را اصل و متوجّه اليه و بالجمله به مبدأ محدود قرار دهند ، و چيزى را كه مكانش نزديك تر باشد به مكان اصل ، مقدّم گويند بر چيزى ديگر كه مكانش دورتر باشد از مكان اصل ، مثالش تقدم كسى كه نزديك تر باشد به صدر مجلس بر كسى كه دورتر باشد از صدر مجلس ، مثل ديگر تقدم كسى كه در راه پيش تر باشد بر ديگرى كه عقب تر باشد ؛ چه منزل در اين مقام ، مكان اصل و متوجه اليه است . و گاه باشد كه نام تقدم بالزمان نيز بر او اطلاق كنند ؛ چه در او ابتداى زمان با آنى مفروض در مبدأ محدود مى باشد .
پنجم : تقدم بالشرف ، چون تقدم فاضل بر مفضول ، و اين نيز شبيه باشد به تقدم بالرتبه ؛ چه اين جا نفس معنى كه تفاوت سابق و مسبوق بر اوست ، به منزله مبدأ محدود است و لفظ تقدم و سبق در عرف ، نخست در تقدم رتبى كه شامل زمانى و مكانى است مستعمل بوده و بعد از آن نقل شده به سوى تقدم بالشرف ، و بعد از آن به سوى تقدم بالطبع ، و بعد از آن به سوى تقدم بالعليه .
و در اين پنج معنى كه مذكور شد ، ميان اهل اصطلاح خلافى نيست . خلافى كه هست در اين است كه تقدم ، منحصر است در اين اقسام خمسه ، يا قسمى ديگر هست . حكما قائل به انحصار در خمسه اند و متكلّمين بر آن اند كه قسمى ديگر هست و آن را تقدم بالذات نام كنند ، و تقدم اجزاى زمان را بعضى بر بعضى مثل تقدم ديروز بر امروز و تقدم پارسال بر امسال از اين قبيل دانند .
و كيف ما كان ، ممكن است كه از لفظ «اقدم» و «قديم» در فقره شريفه يك معنى از معانى خمسه تقدم اراده شده باشد و ممكن است كه از اول معنى[يى] و از دويم

صفحه از 326