نگاهى به تاريخ قرآن‏ - صفحه 46

ديگر نوشته‏هاى متون قرآنى، محو، پاره‏پاره يا سوزانده شوند.۱ از آن روز به بعد،

1.چون انجمن عثمان از تدوين قرآن فراغت يافتند، عثمان دستور داد تمام آن كتيبه‏ها، نوشته‏ها، استخوان‏ها، سنگ‏هاى نازك سپيد، چرم‏ها، سفال‏ها و الياف خرما را كه صحابه آورده بودند و آيات قرآنى بر آنها نوشته شده بود، بسوزانند يا پاره‏پاره كنند و بشويند تا ريشه نزاع و اختلاف به كلى از ميان برود و همه مسلمانان يك‏پارچه و يكدست به يك متن و يك كلام چنگ زنند و از هر لغزش و اختلافى كه بر سر ديگران فرود آمد، مصون و محفوظ مانند. او دستور داد هر جا و نزد هر كسى مصحفى مخالف آن‏چه آنان جمع كرده‏اند يافته شود، دچار حرق و يا خرق شود و مردم را به اطاعت از آن يك نسخه فرا خواند. امّا واقعاً دامنه اين نابودى تا به كجا كشيده، روشن نيست. اين را مى‏دانيم كه هر قدر در نابودى ساير مصاحف، بعدها تلاش شده، كوشش دارندگان مصاحف در مقابله با اين تصميم براى حفظ مصاحف خود بيشتر شده است. امّا اين كه آنها را سوزانده باشند يا پاره‏پاره كرده يا شسته باشند، بحثى است كه از ديرباز مورد گفت‏وگوى مسلمانان قرار گرفته است. در احاديث از هر سه مورد آن به زمان عثمان و به دستور او صحبت شده است. البتّه اين بحث دو نكته دارد: يكى سوزاندن آنهاست و ديگرى اين كه اصولاً نابودكردن چنان اسنادى، به هر شكلى كه باشد، روا بوده يا نه؟... سوزاندن و يا پاره‏پاره كردن آنها بسته بدان است كه روشن شود حرق بوده يا خرق و يا شستن، و بر فرض اثبات هركدام، اصل مسأله كه نابودى آنهاست به جاى خود باقى مى‏ماند. از جنبه دينى و سياسى، مى‏گويند خليفه مسلمانان مصلحت جامعه را براى هدف بزرگى كه در پيش داشته چنين تشخيص داده و در اين كار هم مصيب بوده است. در مقابل، اين نكته است كه اگر هم از جنبه مذهبى و سياسى اين كار گناهى بر عثمان نباشد، اين نكته درخور عنايت است كه اينها ذخيره علمى اسلام بود كه به كار دانش‏مندان و محققان مى‏خورد. در برابر مى‏گويند كه در اين نكته، توجّه به زمان و مكان نشده است. ما امروز، از پس چهارده قرن و از دنياى امروز خود كه هر شهرى كتاب‏خانه و موزه‏اى دارد، صحبت مى‏كنيم و فراموش مى‏كنيم كه مردم آن روزگار هنوز بدان مرحله نرسيده بودند كه موزه و كتاب‏خانه درست كنند. يك‏پارچه ساختن جامعه اسلامى و سدّ باب خلاف و شقاق در كلام الاهى، خيلى مهم‏تر از تتبّع و تحقيق درباره لغت و لهجه عرب است. امّا در مقابل مطلب مذكور گفته مى‏شود: اين درست كه متحدكردن مسلمانان برمبناى متن واحد از تحقيق علمى مهم‏تر است و در اين هيچ حرفى نيست؛ امّا درباره قداست و حرمت آن كتيبه‏ها كه در محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و زير نظر آن حضرت تهيه شده بود چه بايد گفت؟ در اين كه اين اوراق و استخوان‏ها مدارك اوليه قرآن شمرده مى‏شد و نويسندگان نخستين، آن را از دهان مبارك پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده و در حضور شخص او نوشته بودند، حرفى نيست. اين كتيبه‏هاى كوچك و گوناگون، حاوى متن درست و متقن آيات الاهى بود و براى عموم مسلمان‏ها تا پايان جهان، جزء نفيس‏ترين و گرانبهاترين و مقدس‏ترين چيزهاى دنيا شمرده مى‏شد. مشاهده آنها در هر جا و هر وقت، يادآور دوران و شخص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود؛ به‏خصوص كه پس از نابودى آنها، باز مصاحف ديگرى در دست‏ها بود و حتى قاريانى به آنها قرائت مى‏كردند و ظاهراً عثمان اقدامى براى نابودكردن آنها به عمل نياورد. گذشته از اين، فراموش نكنيم كه وجود آن كتيبه‏ها در روشن‏شدن بسيارى از معضلات و مبهمات قرآن، مى‏توانست مؤثر باشد. واقعاً آيا نمى‏شد به كيفيتى، آنها را براى نسل‏هاى بعد محفوظ داشت؟ (راميار، تاريخ قرآن، ص‏۴۳۰ - ۴۳۲).

صفحه از 53