تاريخ : سه شنبه 1404/11/14 تاریخ ایجاد:
کد خبر: 78249
بررسی ابعاد انتظار و اهمیت معرفت نسبت به حضرت ولی‌عصر(عج)

بررسی ابعاد انتظار و اهمیت معرفت نسبت به حضرت ولی‌عصر(عج)

انتظار فرج، تنها صبر و تحمل نیست؛ عملی است والا که دل و عقل انسان را به مسیر معرفت و آگاهی هدایت می‌کند. پیامبر اکرم(ص) و معصومین(ع) این انتظار را به‌عنوان افضل‌الاعمال معرفی کرده‌اند؛ عملی که با دو بال علم و عمل، انسان را به تعالی معنوی نزدیک می‌سازد و زمینه‌ساز بهره‌مندی از برکات الهی می‌شود. در این مسیر، شناخت امام زمان(عج) و پایبندی به آموزه‌های نورانی ایشان چراغ راه منتظران است و تنها صبر، بدون معرفت، کافی نیست.

انتظار فرج، از نگاه پیامبر گرامی اسلام(ص)، تنها صبر و تحمل نیست؛ بلکه عملی است والا و متعالی که هم دل و هم عقل را در مسیر معرفت و آگاهی قرار می‌دهد. انتظار، هنری است که انسان را به تعالی معنوی نزدیک می‌کند و او را در مسیر عبودیت حقیقی قرار می‌دهد. در تاریخ زندگی معصومین(ع)، این حقیقت روشن است که انتظار، هم بال علمی می‌طلبد و هم بال عملی؛ شناخت امام منتظر(عج) و پایبندی به آموزه‌های نورانی ایشان، چراغ راهی است که انسان را از انحراف و غفلت بازمی‌دارد و همزمان، زمینه‌ساز بهره‌مندی از برکات الهی می‌شود.

در این مجال، حجت‌الاسلام سیدعلی علوی، کارشناس مذهبی با تأمل در آموزه‌های پیامبر اکرم(ص) و معصومین(علیهم السلام)، به بررسی ابعاد علمی و عملی انتظار، اهمیت معرفت نسبت به حضرت ولی‌عصر(عج) و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی پرداخته است؛ تا دریابیم که انتظار، نه تنها انتظار ظهور، بلکه انتظار برای تعالی روح و آمادگی برای تحقق وعده الهی است. در ادامه مشروح سخنان را با هم می‌خوانیم و می‌بینیم:

کلام و سخن را با روایتی از وجود مقدس و بزرگوارِ ختم‌المرسلین(ص) آغاز می‌کنم؛ روایتی که فریقین آن را از وجود مبارک حضرت نقل کرده‌اند و اختلافی در سند آن وجود ندارد. حضرت ختمی‌مرتبت(ص) فرمودند: «أفضلُ أعمالِ أُمّتی انتظارُ الفَرَج» که از نگاه ما چند نکته قابل تأمل در این روایت وجود دارد. نکته اول آنکه فرمودند: برترین عمل در نزد من، انتظار فرج است.

ایشان انتظار را یک «عمل» معرفی کردند که این مسئله خود بسیار جای تأمل و دقت دارد. نکته دوم آنکه انتظار، یک عمل عادی و معمولی نیست، بلکه افضل‌الاعمال است و قهراً چیزی که افضل اعمال باشد، باید برترین پاداش‌های الهی را نیز دربرداشته باشد. به همین جهت لازم است نسبت به حقیقت انتظار ـ که در نگاه پیامبر، افضل‌الاعمال است ـ توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

انتظار از نظر لغوی برگرفته از کلمه «نظر» است. در زبان فارسی، واژه نظر دو مفهوم دارد: مفهوم اول آنکه در کلام عرب، به نگاه کردن «نظر» گفته می‌شود؛ صرف دیدن را نظر می‌نامند. همچنین می‌توان برای اندیشیدن و تأمل کردن درباره یک موضوع نیز از واژه نظر استفاده کرد.

به تعبیر کامل‌تر، حتی می‌توان گفت نگاه با چشم سر و تأمل با چشم دل نیز می‌تواند در معنای واژه «نظر» به کار رود. در تعبیری بدون غل‌وغش، واژه نظر به نگاهی توأم با تأمل گفته می‌شود؛ نگاهی که از غفلت به دور است و با تمرکز، حقیقتی را مورد درایت و فهم خود قرار می‌دهد.

این معنا، خمیرمایه واژه «انتظار» است. تأملِ بدون هرگونه غفلت را انتظار می‌نامند؛ حقیقتی که همه انبیا و اولیا عمر خود را بر آن متمرکز کردند تا مردم را به این حقیقت دعوت کنند که با تأمل و دقت بنگرند. اما چه حقیقتی را باید نگریست؟ خاتم‌المرسلین و سید پیامبران، حقیقت «فرج» را مورد توجه قرار می‌دهند.

در بیان پیامبر(ص)، انتظار فرج نه‌تنها یک عمل است، بلکه افضلِ همه اعمال محسوب می‌شود. با این نوع نگاه به کلام پیامبر گرامی اسلام و با توجه به معنای لغوی «نظر» در نسبت با حقیقت مهمی به نام فرج، باید متذکر شد که ما انتظار را اساساً دارای دو رکن مهم و قابل تأمل و به تعبیر دیگر، دارای دو بال می‌دانیم و منتظر با این دو بال می‌تواند به اهدافی که سیدالمرسلین تعریف کرده‌اند، دست پیدا کند.

رکن اول در انتظار، به تعبیری «انتظار علمی» و بال دوم، «انتظار عملی» است. انتظار علمی، توجه‌ورزیدن و تحصیل معرفت نسبت به آن منتظَری است که قرار است فرج، به یدِ توانمندِ وجودِ ذی‌جودِ او محقق شود. اینکه من تا چه اندازه حضرتِ منتظَر را می‌شناسم و با این حقیقت عالیِ نظام هستی و آفرینش آشنایی دارم، خود جای تأمل دارد.

وقتی روایات را مورد توجه قرار می‌دهیم، با فرمایشات قابل تأملی مواجه می‌شویم. یکی از روایاتی که ذهن بنده را درگیر این موضوع کرده است، روایت دعبل خزاعی با وجود پربرکتِ ولی‌نعمتِ ما، حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) است که به صورت ویژه به آن اشاره می‌کنم. در تاریخ ۲۵۰ ساله حضرات معصومین(ع) مشاهده می‌کنیم که روزگار حضرت امام رضا(ع) یکی از خاص‌ترین این دوران‌هاست؛ به‌ ویژه زمانی که مأمون، حضرت را با اجبار از مدینه به سوی مرو می‌آورد.

امام هشتم(ع) در این مسیر، مسافتی در حدود پنج هزار کیلومتر را باید پشت سر بگذارند. به نقل از همه تاریخ‌نویسان، حضرت این مسیر پنج هزار کیلومتری را در مدت شش ماه طی کردند که بخش عمده آن در ایران سپری شده است و حضور حضرت در برخی بلاد، بسیار قابل تأمل است.

حضرت می‌دانند که شرایط فراهم و زمینه مهیاست؛ به‌گونه‌ای که می‌دانند باید ده روز در این منطقه حضور داشته باشند. ورود شکوهمند به نیشابور و حدیث سلسله‌الذهب، باید با کمال دقت و توجه مورد تأمل اهل خرد قرار گیرد.

حضرت در مواجهه با دعبل خزاعی ـ که قصیده‌ای ۱۲۸ بیتی دارد و برای اولین بار آن را در محضر امام هشتم(ع) قرائت می‌کند ـ نکات قابل تأملی را رقم می‌زنند. نکته مهم آن است که نه‌تنها بیت‌به‌بیت این قصیده مورد توجه حضرت قرار می‌گیرد، بلکه به تعبیر اهل منبر، می‌توان یک ماه مبارک رمضان با محوریت همین قصیده دعبل خزاعی و تأییدات و اشارات حضرت رضا(ع) با مردم گفت‌وگو کرد.

دعبل در این قصیده به ظهور مهدی موعود(عج) اشاره کرده و در ابیات پایانی، از ظهوری سخن می‌گوید که خداوند رقم می‌زند و تحولات بزرگی که در پی آن رخ خواهد داد. هنوز این ابیات را به پایان نرسانده بود که حضرت به بکاء و گریه شدید افتادند. مورخان نقل کرده‌اند که حضرت رضا(ع) بسیار گریستند و سپس دعبل را مخاطب قرار داده و فرمودند: «یا خُزاعی، نَطَقَ روحُ القُدُسِ علی لِسانِکَ هذَینِ البَیتَین.» این دو بیت، یک‌سو و همه ابیات دیگر در سویی دیگر؛ این دو بیت را روح‌القدس بر زبان تو جاری کرده است: نطق روح‌القدس علی لسانک....

سپس به خزاعی فرمودند: از امام موعود(عج) چه می‌دانی؟ امام زمان دعبل، امام رضا(ع) است، اما سخن حضرت درباره امامی است که دوازدهمین امام پس از خاتمیت سیدالمرسلین(ص) است. این دو بیت آن‌چنان اهمیت دارد که حضرت خطاب به دعبل فرمودند: یا دعبل، از حضرت موعود(عج) چه می‌دانی و چه شناختی نسبت به وجود مبارک منتظَر داری؟ سؤال دوم نیز این بود که از حوادث دوران ظهور او چه خبر داری؟

حضرت رضا(ع) در این بیان، به ضرورت معرفت نسبت به موعود(عج) و حضرت منتظر اشاره می‌کنند. حال، اگر من رعیت آن امام هستم و خود را منتظر می‌دانم، تا چه اندازه باید نسبت به او توجه و معرفت داشته باشم؟

حدیث دومی نیز در این زمینه خالی از لطف نیست و آن، داستان احمد بن اسحاق اشعری قمی است؛ مردی بسیار وزین و محترم و وکیل امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)، که آن‌چنان شایستگی دارد که حضرت او را از ولادت حضرت موعود(عج) مطلع می‌کنند.

احمد بن اسحاق نقل می‌کند که چندین بار در سامرا به محضر حضرت مشرف شدم و از ایشان درخواست کردم که به دیدار حضرت موعود(عج) نائل شوم، اما هر بار مقدور نشد؛ تا آنکه موقعیتی فراهم آمد و پیش از آنکه من پرسشی درباره امام مطرح کنم، امام عسکری(ع) مطالبی را درباره امام زمان(عج) بیان کردند و اینکه حجت خدا، نخستین بشری است که بر زمین پا نهاده و آخرین کسی است که از این دنیا خواهد رفت.

من در اینجا به حضرت عرض کردم: امام بعد از شما کیست؟ ایشان فرمودند: مولود پربرکت نیمه شعبان که تو را از ولادت او باخبر ساختم. عرض کردم: آقا، آیا ممکن است من به لقای او برسم و جمال دلربای این نور نیر و یوسف صدیقه طاهره(س) را ببینم؟

حضرت از جا برخاستند و فرمودند: اگر مورد قبول ما نبودی، تو را اجابت نمی‌کردیم. سپس به اندرونی رفتند و بازگشتند، در حالی که فرزندی را در آغوش داشتند؛ که به تعبیر احمد بن اسحاق، چون ماه شب چهارده بود و در آغوش حضرت عسکری(ع) می‌درخشید.

سپس حضرت در وصف این مولود برای احمد بن اسحاق سخن گفتند: نام او نام پیامبر(ص) است و او شبیه‌ترین افراد به وجود سیدالمرسلین(ص) است؛ کنیه ایشان، کنیه خاتم‌النبیین(ص) است و شأن او همانند خضر و ذوالقرنین می‌باشد.

احمد بن اسحاق می‌گوید: عرض کردم، من این بخش را نفهمیدم. حضرت فرمودند: برای او غیبتی بسیار طولانی است و در این دوران، مردم باید منتظر دو چیز باشند: «الملاحم» و «الفتن»؛ واژگانی که گاه ارباب ادب و اهل منبر نیز هنگام بیان اخبار غیبت از آن استفاده می‌کنند؛ یعنی روزگار فتنه و دشواری.

احمد بن اسحاق گفت: در این رخدادها و دشواری‌ها چه اتفاقی می‌افتد؟ حضرت فرمودند: در این ایام، بسیاری دچار گمراهی و ضلالت خواهند شد.

من با کمال اضطراب به امام عرض کردم: اگر من آن روزگار را درک کردم و نخواهم به ضلالت بیفتم، چه مسیری را باید طی کنم؟ حضرت فرمودند: برای رهایی از گمراهی در روزگار غیبت، نخست باید معرفت خود را نسبت به موعود(عج) و حضرت منتظر افزایش دهید؛ یعنی شرط ایمن و سالم ماندن در دوران غیبت و گرفتار نشدن در فتنه‌ها، بالا بردن سطح علم، آگاهی و معرفت نسبت به امام است.

لذا باید گفت؛ جامعه ما نسبت به این موضوع و مسئله، کاستی‌های فراوانی دارد و ما با فقر جدی در این زمینه مواجه هستیم. این فقر، فقرِ وحشتناکی است که همه جامعه نسبت به آن مسئول‌اند و همه باید دست در دست یکدیگر بدهند و نهایت توجه را به این موضوع معطوف کنند تا جامعه از این فقر خارج شود و سطح معرفت نسبت به امام زمان(عج) ارتقا یابد.

در کنار این مطالب، گفتن این نکته نیز خالی از لطف نیست که وقتی به کتاب خدا مراجعه می‌کنیم و آیات سوره «ص» را مورد توجه قرار می‌دهیم، می‌بینیم خداوند از آیه ۷۰ به بعد متذکر می‌شود که قصد دارد انسان را خلق کند و او را از پس پرده نیستی به عالم وجود وارد سازد و این اتفاق، بر اساس اراده الهی شکل می‌گیرد، چراکه اراده الهی همان فعل الهی است. آنجا که فرمود: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ».

پیدایشی لطیف و ظریف را برای او رقم زدم و روحی از جانب خود به او کرامت کردم؛ این آفرینش بی‌نظیر در دستگاه خلقت تحقق یافت، سپس خداوند فرمود که همه مأمور شدند در برابر او سجده کنند.

تعبیر قرآن در پایان سوره «ص» را یادآور می‌شوم که فرمود: «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ». ابلیس از دستور خداوند تمرد کرد، هرچند این تمرد و استنکاف از پیش برای خداوند معلوم بود؛ «اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ».

به سبب همین استنکاف و استکبار، در زمره کافران قرار گرفت. قرآن کریم نقل می‌کند که پیش از آن، خداوند از او پرسید: «قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ»؛ چرا سجده نکردی بر آنچه با دو دست قدرت خود آفریدم؟ آیا تکبر ورزیدی یا خود را از برترین‌ها پنداشتی؟ و ابلیس در پاسخ گفت: «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ»، (لذا تقاضا دارم آیات پایانی سوره «ص» را با دقت و تأمل مورد توجه قرار دهید).

ابلیس گفت: مرا از آتش آفریدی، در حالی که آدم را از گل؛ «خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ». خداوند با این نگاه به او فرمود: «قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ». یعنی اولاً تو شایسته این دربار و درگاه نیستی و ثانیاً رحمت بیکران خود را نیز از تو برمی‌دارم. وقتی این دستور صادر شد، ابلیس از خداوند یک تقاضا کرد و گفت: «قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»؛ خدایا، من تا اینجا بندگی کرده‌ام و از تو درخواست می‌کنم مرا تا روز برانگیخته شدن مهلت دهی.

خداوند در پاسخ فرمود: «قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ»؛ ما تو را از مهلت‌یافتگان قرار می‌دهیم، اما نه تا آن زمانی که خودت انتظار داری، بلکه «إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»؛ یعنی تا روز معلوم.

همه روایات موجود از معصومین(ع) «روز معلوم» را روزِ موفورالسرورِ ولادت مولایمان حضرت حجت(عج) دانسته‌اند و یکی از دشمنان بسیار بزرگِ روز ظهور، ابلیس است؛ دشمنی که بسیار چراغ‌خاموش و بی‌سر‌وصدا عمل می‌کند تا اذهان مردم را از حقیقت منتظَر و روز موعود دور نگه دارد.

لازم است توجه ویژه داشته باشیم که ما با دشمنی بسیار توانمند مواجه هستیم و لازم است همه تلاش خود را به کار بگیریم تا بُعد علمی انتظار را ارتقا دهیم. البته این امر ممکن نیست مگر آنکه رکن دوم انتظار، یعنی رکن عملی را نیز به کار ببندیم؛ به این معنا که با اقتدا و توجه به امام زمان(عج) و با قصد تقرب به آن حضرت، به میدان عمل وارد شویم. همین اهتمام عملی و توجه به قرب حضرت، توفیقات ما را در بُعد علمی نیز افزایش خواهد داد.

مرحوم موسوی اصفهانی در کتاب «مکیال‌المکارم»، با استناد به روایات، هشتاد وظیفه را برای منتظر امام زمان(عج) برشمرده‌اند و اهتمام به همین اعمال، تا چه اندازه می‌تواند توفیق ما را در بُعد علمی افزایش داده و ارتقا ببخشد.

از جمله آنکه انسان هر صبح قرائت قرآن داشته باشد و آن را به امام زمان(عج) هدیه کند؛ آغاز روز با قرائت قلب قرآن، سوره یاسین و هدیه‌کردن آن به قلب عالم امکان، وجود مقدس حضرت حجت(عج)، تصور کنید که چنین عملی چه توفیقات بزرگی می‌تواند نصیب انسان کند.

تشرف به حرم مطهر ائمه اطهار(ع) و امامزادگان واجب‌التعظیم به نیابت از امام زمان(عج)، که این موضوع نیز تا چه اندازه می‌تواند توفیقات ما را در بُعد علمی و عملی افزایش دهد. همچنین دستگیری از شیعیان حضرت ولی‌عصر(عج) با قصد تقرب به امام زمان(عج) و صله‌دادن به نیابت از آن حضرت، می‌تواند توفیقات ما را در این مسیر و این راه بیش از پیش افزون کند.

ان‌شاءالله خداوند متعال ما را در این مسیر موفق بدارد، مشمول دعاهای حضرت قرار گیریم و توفیق دهد که در این راه، خدمتگزارانی شایسته برای حضرت ولی‌عصر(عج) باشیم.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :