عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث گفت: امیرالمؤمنین(ع) همواره با تلفیق امنیت و عدالت به دنبال جاری کردن احکام اسلام و دین الهی در میان جامعه بودند تا هم نظم و امنیت در جامعه ایجاد شود و هم عدالت در میان جامعه و مردم رواج پیدا کند.
ایکنا برای بررسی چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین(ع) با مقوله فقر و رسیدگی ایشان به اقشار آسیبپذیر جامعه به گفتوگو باحجتالاسلام احمد غلامعلی، عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
شعار عدالتمحوری که در سیره امیرالمومنین علی(ع) بر آن تاکید شده، چگونه باید در عمل به روش حکومتداری منجر شود؟
اگر بخواهیم در این زمینه صحبت کنیم، باید به چند عامل اشاره کنیم. اول اینکه واقعا بسیاری از مردم تعریف درستی از عدالت ندارند، یعنی در حقیقت به درستی نمیدانند که اصلا عدالت چیست و یا اینکه هر وقت کاری بر سر جای خود انجام شده و برای انجام آن نیز به افراد شایسته مراجعه شود، مفهوم عدالت را نشان میدهد. دوم اینکه مقوله عدالت و عدالتخواهی رابطه مستقیمی با تربیت خانوادگی دارد، یعنی این روحیه عدالتطلبی و عدالتخواهی اینگونه نیست که به یکباره در افراد ایجاد شود و بدین صورت باشد که برای مثال وقتی فردی به مسئولیتی رسید، تازه یاد عدالت بیوفتد. بنابراین، تربیت خانوادگی بسیار مهم است یعنی رفتار پدر با فرزندان در خانه باید به گونهای باشد که فرزندان از همان کودکی مزه عدالت را از سوی پدر بچشند. سپس، فرزندان باید آرام آرام از خانواده و محیط مدرسه با مقوله عدالت و عدالتخواهی آشنا شده و در جریان آن قرار گیرند. بنابراین، عدالت موضوعی نیست که یکباره پدید آید بلکه باید دوره زمانی اینچنینی طی کند تا به خوبی برای آحاد جامعه تبیین شود.
بسیاری از افراد چون تربیت صحیح در رابطه با عدالت ندارند، فقط حرف از عدالت میزنند و وقتی پای عمل به میان میآید فقط به منافع خود می اندیشند
امام علی(ع) در روایتی به مالک اشتر گلایه میکنند که ای مالک! چرا مردم با اینکه عدالت حکومت را مشاهده میکنند، رفتار خوشایندی ندارند؟ چرا مردم با اینکه حکومت اسلامی به دنبال برقراری عدالت است و همه مردم را به یک چشم نگاه میکند، باز رفتار دیگری از خود بروز میدهند؟ باید اشاره کرد که امام علی(ع) بر خلاف خلفای پیشین خود و طبق سنت پیامبر(ص) بیتالمال را به طور مساوی در میان همه مسلمانان توزیع کردند اما حکام دیگر مانند معاویه بیتالمال را بین سران قبایل تقسیم میکرد و به همین دلیل قبایل و اشراف از او طرفداری میکردند. امیر مؤمنان طبق سنت پیامبر(ص) بیتالمال را بین همه افراد توزیع میکرد. مالک در پاسخ امیرالمؤمنین(ع) اینگونه بیان کرد که علی جان! تو در حقیقت به دنبال عدالت هستی اما مردم به دنبال عدالت نبوده و فقط به دنبال منافع خود هستند. مردم شعار عدالت میدهند اما وقتی که به منافع خود میرسند، عدالت را فراموش میکنند.
به نظر بنده این موضوع کاملا با تربیت انسانی مرتبط است. بسیاری از افراد چون تربیت صحیح در رابطه با عدالت ندارند، فقط حرف از عدالت میزنند و وقتی پای عمل به میان میآید فقط به منافع خود می اندیشند. مردم دوران امام علی(ع) آنقدر رفتار عادلانه امام(ع) را مشاهده کردند که نتوانسند آن را تحمل کنند و همین مسئله موجب بروز اعتراضهای فراوانی از سوی منفعتطلبان شد. امیرالمؤمنین(ع) نیز همواره به مردم میفرمودند که من شما را برای خدا ولی شما من را برای خود میخواهید یعنی فقط به دنبال منافع خود هستید.
آیا میتوان گفت که یکی از دلایل مخالفتها با حکومت حضرت امیر(ع) اصرار ایشان بر اجرای عدالت بود؟ این مسئله چه درسی برای امروز ما دارد؟
حضرت امیر(ع) در اجرای عدالت قاطعیت فراوانی داشتند. البته باید اشاره کرد که برای امام علی(ع) پیش از بحث عدالت، موضوع نظم و امنیت بسیار مهمتر است. ایشان در جایی فرمودند که مردم نیاز به فرمانروا دارند که ممکن است این فرمانروا خوب یا بد باشد اما همین فرمانرواری بد نیز وقتی نظم و امنیت را برقرار میکند، مردم ممکن است او را پذیرفته و در سایه حکومت او به کار خود بپردازند. بنابراین، این نشان دهنده آن است که بستر ایجاد عدالت در جامعه امنیت و نظم است و سپس در سایه این امنیت میتوان نسبت به اجرای عدالت در جامعه اقدام کرد. به همین دلیل است که در میان کارگزاران حکومت امام علی(ع) برخی افراد بودند که شاید خط فکری مشابهی با امام علی(ع) نداشتند، اما امام علی(ع) ضمن کنترل آنها از مدیریت ایشان استفاده میکردند؛ چراکه ایشان بیش از هر چیز به دنبال ایجاد نظم و امنیت جامعه بودند تا بتوانند در سایه آن عدالت را اجرا کنند.
امیرالمؤمنین(ع) همواره با تلفیق امنیت و عدالت به دنبال جاری کردن احکام اسلام و دین الهی در میان جامعه بودند تا هم نظم و امنیت در جامعه ایجاد شود و هم عدالت در میان جامعه و مردم رواج پیدا کند
بنابراین، امیرالمؤمنین(ع) همواره با تلفیق امنیت و عدالت به دنبال جاری کردن احکام اسلام و دین الهی در میان جامعه بودند تا هم نظم و امنیت در جامعه ایجاد شود و هم عدالت در میان جامعه و مردم رواج پیدا کند. این بدان معنا است که عدالتی هم اگر باشد، در سایه نظم و امنیت در میان جامعه ایجاد خواهد شد. ایشان در طول حکومت کوتاه خود همواره در برابر ظلم و تعدی ظالمان میایستادند و از حقوق تمامی مردم و مظلومان در برابر ظالمان دفاع میکردند.
امام علی(ع) در نهجالبلاغه بارها نسبت به ظلم پنهان هشدار میدهند، آیا بیعدالتیها بیشتر ظلم آشکارند یا پنهان و ساختاری؟
در رابطه با مقوله عدالت باید به جایی برسیم که حکمرانی عدالت در جامعه تصحیح شود تا اینکه فقط حاکمان به دنبال ایجاد عدالت باشند. برای مثال حکومت امام علی(ع) حاکم عالی دارد اما سیستم حکمرانی به این معنا که همگان در راه هدف اصلی یعنی عدالتخواهی و ایجاد عدالت حقیقی در جامعه باشند و در راه رسیدن بدان مشارکت داشته باشند. برای مثال تمامی ارکان یک جامعه از آحاد مردم گرفته تا بالاترین سطوح باید به درک و تربیت صحیحی از عدالت برسند اما گاهی اوقات افراد فقط از عدالت حرف میزنند اما در عمل فقط به فکر خود هستند. امام علی(ع) میفرمایندد که عدالت از جهت توصیف کردن وسیعترین و گستردهترین واژهها است ولی در مقام عمل تنگترین واژهها است. این بدان معنا است که خیلی خوب درباره عدالت صحبت میکنند ولی در موقع عمل عقبنشینی میکنند.
باید به جایی برسیم که همگان و آحاد جامعه به عدالت و عدالتخواهی بیندیشند و در حد توان خود در راه آن گام بردارند اما اگر مردم برای عدالت مشارکت نکنند، نتیجه چندانی حاصل نخواهد شد
باید بدانیم که انسانها دارای خواهشها و هواهای نفسانی مختلفی بوده و اعتقادات مختلفی دارند، حتی از جهت توانمندی و ضعف جسمانی نیز مختلف بوده و از جهت روحیات تربیتی نیز متفاوت هستند لذا طبیعی است که دئر برابر اجرای عدالت نیز برخی افراد مقاومت کرده و عدالت برای ایشان گران باشد. بنابراین، موضوع مهم دستیابی به سیستم حکمرانی عدالت در جامعه است یعنی پیش از آنکه نیازمند حاکم عادل باشیم باید به حکمرانی عدالت دست پیدا کنیم. باید بدانیم که برخی مواقع با اشکال ساختاری در این حوزه مواجه هستیم و ابتدا باید ساختارهای حکمرانی عدالت در جامعه به خوبی قوت بگیرد. باید به جایی برسیم که همگان و آحاد جامعه به عدالت و عدالتخواهی بیندیشند و در حد توان خود در راه آن گام بردارند اما اگر مردم برای عدالت مشارکت نکنند، نتیجه چندانی حاصل نخواهد شد. امام علی(ع) نیز به همین جهت بود که ابتدا امر خلافت را به هیچ وجه نمیپذیرفتند اما وقتی مردم گروه گروه به سمت ایشان آمدند، آن حضرت فرمودند که حجت بر من تمام شد به خاطر اینکه مردم خواستند تا من حکومت را قبول کنم. بنابراین، مشارکت مردم و دستیابی به سیستم حکمرانی عدالت در جامعه موضوع بسیار مهمی است که باید نسبت به حرکت به سمت آن اقدام کرد.
ایکنا ـ در سیره امام علی(ع) نمونههایی وجود دارد که نشان دهد عدالت برای ایشان یک اصل عملی و هزینهدار بوده نه صرفا یک شعار اخلاقی؟
در این زمینه نمونههای فراوانی وجود دارد. اولین مورد اینکه در همان روزهای ابتدایی خلافت خود بر خلاف توصیه برخی نزدیکان با تداوم حکومت معاویه بر شام مخالفت کردند. امام علی(ع) معاویه را شایسته حکومتداری نمیدانستند و از همان ابتدا او را از حکومت بر شاما خلع کردند. البته افراد دیگری بودند که حتی با اینکه تفکر علوی نداشتند اما به جهت شایستگی در مدیریت از سوی امام علی(ع) به حکومت مناطق مختلف اسلامی رسیدند. امیرالمؤمنین(ع) وقتی توانمندی افراد و مشارکت مردم در حکومتداری آنها را مشاهده میکرد، از وجود آنها برای حکومت در مناطق مختلف استفاده میکردند.
خروجی عملکرد حکام برای حضرت امیر(ع) بسیار مهم بوده است. ایشان با حکام خطاکار خود به شدت برخورد میکردند و حتی برخی مواقع به سرعت آنها را برکنار میکردند
در آن زمان حتی گاهی میشد که حضرت امیر(ع) در طول حکومت کوتاه خود حاکم یک استان و شهر را چهار بار تغییر دادند و این نشان دهنده آن است که خروجی عملکرد حکام برای حضرت امیر(ع) بسیار مهم بوده است. ایشان با حکام خطاکار خود به شدت برخورد میکردند و حتی برخی مواقع به سرعت آنها را برکنار میکردند. البته کسانی هم بودند که در انجام کارهای خود گاهی کوتاهی میکردند و حضرت امیر(ع) ضمن گوشزد به ایشان و نظارت مستقیم بر عملکرد آنها، کاری میکردند تا آنها به مسیر صحیح بازگشته و عملکرد بهتری داشته باشند.
چرا با وجود اینکه تأکید مکرری بر نهجالبلاغه در جامعه میشود کمتر شاهد ترجمه عملی آن در نظام تصمیمگیری و مدیریت اجتماعی هستیم؟
این مسئله دارای عوامل و دلایل مختلفی است. یکی اینکه واقعا نهجالبلاغه متن سختی دارد و باید درک آن و خواندن دقیق آن باید ممارتس فراوانی داشت. امام علی(ع) متن خطابهها و نکات بسیار فاخری ارائه دادهاند که فهم و درک و خواندن مشکل است. موضوع بعدی اینکه متأسفانه هنوز نتوانستهایم قرآن کریم، نهجالبلاغه و صحیفه را برای مردم کاربردی کنیم. امروز خواندن نهجالبلاغه و فهم دقیق و عمیق آن تأثیر فراوانی در زندگی الهی و معنوی انسان داشته و راه رسیدن به کمال انسانی را هموار میکند. باید امروز نهجالبلاغخ و سایر متون دینی را به صورت کاربردی برای جامعه ارائه کنیم تا جایی که خانوادهها همانگونه که در بیماریها فرزندان خود را به درمانگاه برده و در اختیار پزشکان قرار میدهند، برای تربیت اخلاقی ایشان نیز بتوانند از نهجالبلاغه کاربردی شده در جامعه بهرهگیری کنند.
یکی از دلایل دیگری که نهجالبلاغه وارد حوزه مدیریت و تصمیمگیری نمیشود این است که ممکن است منافع عدهای به خطر بیفتد. سیستم علوی یعنی کار زیاد و تلاش فراوان اما استفاده شخصی کمتر و این مقوله برای بسیاری از افراد گران است
امام علی(ع) در نهجالبلاغه فرمودهاند که صبر مانند یک قبیله است و برای انسان به اندازه یک قبیله ثمر دارد. همچنین، ایشان زهد را برای انسان ثروت دانستهاند یعنی انسان زاهد فی نفسه دارای ثروت فراوانی مانند قناعت و کمال انسانی است. بنابراین، واقعیت آن است که ما در کاربردی کردن متون مذهبی و دینی همانن نهجالبلاغه ضعف فراوانی داریم و نمیتوانیم این کار را به خوبی انجام دهیم. امروز رسانههای بیگانه بیهویتترین و فاسدترین برنامهها را به خورد جوانان جامعه میدهند تا جایی که ذهن ایشان را برای اغتشاش و آشوب مهیا میکنند اما متأسفانه ما نتوانستیم با کابردیکردن مفاهیم تربیتی و انسانی نهجالبلاغه این محتوای ناب که انسان را به سمت کمالات اخلاقی سوق میدهد را به جامعه عرضه کنیم.
یکی از دلایل دیگری که نهجالبلاغه وارد حوزه مدیریت و تصمیمگیری نمیشود این است که ممکن است منافع عدهای به خطر بیفتد. سیستم علوی یعنی کار زیاد و تلاش فراوان اما استفاده شخصی کمتر و این مقوله برای بسیاری از افراد گران است . امام علی(ع) در طول عمر مبارک خود نخلستان های بسیار زیادی ایجاد کرده و چاههای فراوانی حفر کردند که در نهایت نیز بیشتر آنها را وقف کردند و این نشان دنده روحیه زاهدانه ایشان است. آن حضرت قناعت را به وضوح در زندگی خود جاری کرده بودند. امام علی(ع) میفرمایند که قناعت ثروتی است که پایان ناپذیر است. این بدان معنا است که در حوزه قناعت انسان به آنچه که دارد، خرسند است. حضرت امیر(ع) میفرمایند که تلاش کنید بر جانهایتان بیفزایید و در گرفتن از جسم و بخشیدن به جان بخل نورزید این بدان معنا است که برای مثال انسان از صدقه دادن خوشحال شود. صدقه معامله با خداست و امام علی(ع) تأکید دارند که هر وقت تنگدست شدید، با صدقه دادن با خدا معامله کنید. امروز همگان صدقه را در ردیف هزینههای خود میبرند؛ درحالیکه صدقه در ردیف درآمد انسان است. هرگاه به نقطهای رسیدیم که تفکر جامعه تغییر کرده و صدقه را در ردیف درآمدی خود حساب کند، بسیاری از مشکلات جامعه رفع خواهد شد و این همان مصداق بارز کاربردی شدن نهجالبلاغه در جامعه است. بنابراین، باید به جایی برسیم که بتوانیم نهجالبلاغه را در جامعه کاربردی کنیم. مقام معظم رهبری تعبیری دارند که برای عدالتگستری باید عدالتخواهی کرد یعنی تا وقتی که مردم نخواهند، حاکمان به دنبال عدالت نمیروند.