امام، اسوه امّت - صفحه 108

تداوم چنين محبّتى را مى‏طلبد. آن‏گاه زندگى واقعى را در پايمردى بر تبعيّت عملى از ايشان و روش آنان مى‏بيند و خواستار توفيق الاهى در سلوك و مشى بر طبق اوصاف كمال آن بزرگان مى‏شود. از اين رو، در ادامه زيارت مى‏خوانيم:
فثبّتني اللّه‏ ما حييت على موالاتكم و محبّـتكم و دينكم و وفّقني لطاعتكم و رزقني شفاعتكم و جعلني من خيار مواليكم التابعين لما دعوتم إليه و جعلني ممّن يقتصّ آثاركم و يسلك سبيلكم و يهتدي بهداكم... (همان)پس خداوند، مادامى كه زنده‏ام، مرا در ولايت و دوستى و دين و آيين شما ثابت بدارد و مرا موفّق به اطاعت از شما و بهره‏مند از شفاعت شما بگرداند و از دوستداران نيكتان قرارم دهد كه به هر چه فرا خوانديد، پيروى كردند؛ و مرا از آنان كه در پى آثار شما رفتند و سالك راهتان بودند و هدايت شما را پذيرفتند، بگرداند...
آن‏گاه زائر در پايان زيارت خود عرضه مى‏دارد:
مواليّ لا أحصي ثناءكم و لا أبلغ من المدح كنهكم و من الوصف قدركم... (همان)سروران من، شما بيش از آنچه من شماره كردم، ستودنى هستيد (ليكن من بيش از اين نمى‏دانم (و نمى‏توانم.) و من توانايى رسيدن به كنه مدح شما و قدر وصف شما را ندارم. (در حقيقت پايان زيارت، پايان من است وگرنه شما را پايانى نيست.)
بنا بر مطالبى كه گفته شد، مى‏توان دريافت كه جنبه الگويى ائمّه عليهم ‏السلام از شاخصه‏هاى اصلى امامت ايشان است. اين ويژگى، لزوم الگوپذيرى پيروان راـ كه بسيار مغفول افتاده است‏ـ موجب مى‏شود. توجّه علمى و عملى به نقش الگويى ائمّه عليهم ‏السلام در تمام شئون زندگى، تنها راه ديندارى واقعى محسوب مى‏شود. بى‏توجّهى به لزوم الگوپذيرى از ائمّه عليهم ‏السلام ، يكى از مهم‏ترين آفتهاى جدّى دين‏شناسى و امام‏شناسى به شمار مى‏آيد كه پيروى پيروان را چه در حوزه فردى و چه در حوزه اجتماعى، دچار آسيب و انحراف مى‏كند و محبّت آنان را به اهل بيت، ابتر و ناكارآمد و اطاعت از ايشان را سطحى و شعارى مى‏گرداند.

صفحه از 109