و عمر نسبت به على نزاعى نداشتند». ۱ نيمه اول اين سخن، بر اساس سخنان اميرالمؤمنين عليه السلام مانند خطبه شقشقيه و ... باطل است. امّا در مورد جمله دوم بايد گفت: ابن تيميه بارها تكرار كرده كه تأسيس شيعه به دست عبدالله بن سبا و در زمان حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام اتفاق افتاده است. چگونه اينجا از شيعيان متقدّم در زمان ابوبكر و عمر سخن مى گويد؟
از خداوند حكيم مى خواهيم كه به ما در پيمودن راه حقّ، انصاف دهد، و ما را عامل به اين آيه شريفه گرداند كه فرمود:«و لا يجرمنكم شنآن قوم على ان لاتعدلوا. اعدلوا هو اقرب للتقوى». ۲
نتيجه بحث:
بعد از مطالعه اين موارد كه مشتى از خروار بود، صحتِ ستايش هايى كه از ابن تيميه شده، تا حدودى روشن مى شود. يكى مى گويد: «عقل و قلب ابن تيميه از كتاب و سنت نورانى شده و اين نور بر كتاب هايش ساطع گشته، لذا از بين گنج هايى كه از سلف باقى مانده، واجب است كتاب هاى ابن تيميه براى چاپ، در مرتبه اول قرار گيرد!!» ۳ ديگرى مى گويد: «سنت در نوك زبان ابن تيميه، و سخنان علما نصب العين او بود! و كسى مانند وى در علم حديث يافت نمى شد!» و ... ۴ بى اختيار انسان به ياد سخن ذهبى مى افتد كه به ابن تيميه گفت: «اى كاش احاديث از گزند تو سالم مى ماند!! تو هر وقت هوس كنى، احاديث را با ضعيف شمردن و ابطال، يا تأويل و انكار، مورد هجوم قرار مى دهد» ۵ همچنين خواننده به صحت سخن علامه اهل سنّت، تقى الدين حصنى پى مى برد كه مى گويد: «از مبانى و اصول ابن تيميه ـ كه پيروانش نيز چنين هستند ـ اين است كه به هر چيزى، حق باشد يا باطل، متمسّك مى شوند تا به هدف خود برسند، حتى قسم دروغ به
1.ـ منهاج السنة، ۱/۱۲ و ۱۳.
2.ـ آيه ۸ مائده.
3.ـ مقدمه منهاج السنة، ۱/۸۰.
4.ـ اعيان المصر، ۱۰/۲۳۴.
5.ـ ر.ك. الغدير، ۵/۸۸.