گفتگو با استاد سيّد علي رضا حسيني - صفحه 46

در شماره 1014 رجال الكشّي به نقل از عياشي آمده است که مي‌گويد: «ابو يعقوب اسحاق بن محمّد بصري، غالي بود. به بغداد رفتم از او حديث بگيريم. احادث مفضّل بن عمر را به من داد. ديدم تفويض است و تفويض زير مجموعه غلّو است، گفتم نمي‌خواهم (فأخرج الي احاديث منتسخه من الثقات (». يعني فرد غالي، پل ارتباطي بين عياشي و ثقات مي‌شود. بعد هم مي‌گويد: «و هو احفظ من لقيته» ۱. شخص در خميرمايه اعتقادي‌اش، با عياشي هم‌سو نيست امّا مسيري براي دستيابي احاديث مطمئن است و اصحاب او را به عنوان يك پل ارتباطي و گذرگاه مي‌پذيرند امّا به عنوان يك نظريه‌پرداز به او اعتماد نمي‌كنند.

با پذيرش مبناي نقد محتوايي، آيا رواياتي که از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در كتب اهل سنّت نقل شده است، براي ما معتبر است؟

در صورتي که بتوانيم دليل روشني در كتاب‌هاي حديثي خودمان بر صحّت محتوايي آن بيابيم، مي‌پذيريم. به عبارت ديگر، اگر با آموزه‌هاي ما هم‌سو باشد آن را قبول مي‌کنيم امّا اگر هم‌سو نباشد آن را رد مي‌کنيم. اصحاب ما رواياتي را که از اهل سنّت از امام باقر و امام صادق عليه السلام نقل شده است پذيرفتند و نقل كردند.

اعتبار احاديث شيعي با نقل راوي سنّي

در اين ‌جا لازم است به نكته‌اي اشاره کنم. گاهي بعضي از پژوهش‌گران فكر مي‌كنند هر روايتي كه يك فرد سنّي در طريقش واقع شده روايت سنّي به شمار مي‌رود. آيا روايات حفص بن غياث، ۲، يحيي بن سعيد قطان ۳ و سليمان بن داود منقري ۴، روايات شيعي است يا روايات عامي است؟ اين سه از ائمه عليهم السلام روايات دارند. بزرگان شيعه روايات صادر شده از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و ساير ائمه عليهم السلام را اگر چه از طريق غير شيعه باشد، ‌شيعي تلقّي مي‌كند. منشأ اشتباه اين است که وقتي مي‌گوييم يحيي بن سعيد قطان ثقه است، اين سؤال پيش مي‌آيد که يک شخص ناصبي چگونه مي‌تواند ثقه باشد؟ در پاسخ بايد گفت که حكم به وثاقت مطلق او نمي‌كنيم، بلکه از نگاه شخصي، مثل نگاه نجاشي، يحيي بن سعيد قطان ‌در نسبت دادن آموزه‌هاي حديثي به امام صادق عليه السلام قابل اعتماد است. و اين حكم نجاشي، هيچ ارتباطي با روايات موجود يحيي بن سعيد قطان در ميراث اهل سنّت که كل سند عامي است، ندارد. و اين سخن که نجاشي تحت تأثير مشايخ سنّي خويش بوده، نسبتي نارواست.

1.اختيار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۸۱۳

2.رجال النجاشي، ش ۳۴۶

3.همان، ش ۱۱۹۶

4.همان، ش ۴۸۸

صفحه از 47