بررسی سير تاريخی روايات، آثار و ديدگاه ها در محکم و متشابه - صفحه 58

متشابه مي‌گويد: «متشابه قرآن چيزي است که به علت شباهت آن به چيز ديگري،‌تفسيرش مشکل شده است». طبق اين تعريف، تشابه در آيات متشابهه، تشابه حق و باطل است که سخن حق‌گونه خداوند باطل‌گونه جلوه‌گر شود.۱
به نظر آيةالله معرفت تمام آياتي که به عنوان آيات متشابه شناخته شدهاند، از يک دست نيستند. بلکه ايشان بر اين باورند که برخي داراي تشابه اصلي و برخي داراي تشابه عرضي هستند: الف( تشابه اصلي و طبيعي، و اين تشابهي است که به گونه‌اي طبيعي به جهت کوتاهي لفظ و بلنداي معنا به وجود آمده است. ب) تشابه عرضي، اين نوع تشابه در آغاز اسلام نبوده است؛ زيرا مسلمانان با سلامت طبع آياتي را ـ که بعدها متشابه شده‌اند ـ مي‌فهميدند و مراد خداوند را درک مي‌کردند؛ اما پس از به وجود آمدن مباحث جدلي و مباحث کلامي و رواج مباحث فلسفي ـ که جسته و گريخته به گونه‌اي ناپخته و نارس، از يونان، به ميان مسلمانان وارد شد ـ بر چهره برخي از آيات هاله‌اي از غبار ابهام و تشابه نمودار گشت.
ايشان در مورد تشابه اصلي معتقد است: برخي از آيات به جهت محتواي بلند و کوتاهي لفظ وعبارت، زمينه تشابه در آنها فراهم است؛ يعني جاي آن دارد که تشابه ايجاد کند، زيرا تنگي و کوتاهي قالب، موجب گرديده تا لفظ در افاده معناي مراد ـ که بسيار بلند و پهناور است ـ کوتاه آيد و نارسا جلوه کند،‌ نوعاً افراد با برخورد با اين‌گونه موارد دچار اشتباه و ترديد مي‌گردند؛ زيرا ظاهر عبارت نمي‌تواند معنا را کاملاً در اختيار بيننده يا شنونده قرار دهد، ولي احياناً کساني هستند با سبق اطلاعات و واقف بودن بر رموز معاني و الفاظ وارده در قرآن که دچار اين اشکال نگردند. لذا تشابه در قرآن شأني و نوعي است، نه نسبي و نه واقعي و همگاني.۲

3) نوآوري در نقد متشابهات و تمييز آن از مبهمات

به جرأت ميتوان ادعا کرد که در اين مقوله کتاب التمهيد گوي سبقت را از همتايان خود ربوده است. آيةالله معرفت در کتاب التمهيد آيات متشابه را برميشمرد و به توضيح آنها ميپردازد، اما نبايد اين مهم ناديده انگاشته شود که در آنجا نيز منظور از تشابه بيشتر عرضي است نه ذاتي. اين حقيقت را به روشني از کلام ايشان ميتوان استنباط کرد. آنجا که در آغاز بررسي متشابهات مي‌نويسد: «ان اوجه التشابه في الآيات تتنوع حسب نوعية الشبهة التي وقعت فيها ارباب المذاهب و الآراء غير الناضجة».۳ بنا بر اين نکته، اين غبار تشابه ـ که بر چهره تابناک و روشني بخش قرآن افکنده شده است ـ به دليل آن است که آنها بر مسند مذاهب و آراي خود تکيه کردهاند. لذا اين آيات در زمان نزول متشابه نبودهاند؛ چرا که حداقل گزارشي از آن با توجه به دواعي فراوان معارضان قرآن کريم نرسيده است.
در پايان اين مقاله بايسته است که به اشارت بگوييم که نقد رأي اصوليان در تبيين محکم و متشابه، تنها ويژه طباطبايي و معرفت نيست، بلکه برخي از اصوليان اهل سنت نيز محکم را اعم از ظاهر و نص ندانستهاند، بلکه آن را اخصّ از نصّ نيز دانستهاند. آنها در تعريف محکم گفتهاند: محکم، در اصطلاح، به

1.. علوم قرآني، ص۲۷۹.

2.. همان، ص۲۷۶و۲۷۷.

3.. التمهيد، ج۳، ص۸۳.

صفحه از 60