شده است. لذا برخی وی را متهم به غلوّ نمودهاند. از سوی دیگر، غلات نیز از موقعیت او سو استفاده کرده و دستهای از روایات ساختگی، جعلی و غیر واقعی خود را به او نسبت دادهند.۱
بدین ترتیب، هیچ یک از اقوال و آرایی که در جرح و تضعیف محمد بن سنان گفته شده، تضعیف وی را ثابت نمیکند و هیچیک از اتّهامات باعث تضعیف محمد بن سنان نیست. وی ثقه و قابل اعتماد و از خواص و اصحاب سرّ پیشوایان معصوم علیهم السلام بوده است. راویان دیگری نیز در بین استادان احمد اشعری در اسانید روایات واقع شدهاند؛ همانند زیاد بن مروان، محمد بن عیسی بن عبید، زکریا المؤمن و ... که در برخی منابع رجال تضعیف شدهاند، اما به جهت اطاله کلام، از ذکر و پاسخ به آن اجتناب شده است.۲
چرایی روایت نکردن اشعری از دو راوی دیگر
در پایان این پژوهش یادکرد دو نکته مفید است و آن این که کشّی و نجاشی دو مورد دیگر را نیز افزودهاند که احمد اشعری هرگز از آنان روایتی گزارش نکرده است. آنها عبارتاند از: عبدالله بن مغیره و حسن بن خرّزاذ.۳
الف) چرایی عدم روایت احمد اشعری از آن دو روشن نیست. شاید دلیل عدم نقل روایت احمد الاشعری از «حسن بن خرّزاذ» به جهت غلوّ وی بوده است؛ زیرا نجاشی در شرح حال وی مینویسد: «قیل إنّه غلا فی آخرعمره»،۴ و لكن ابن ولید او را ازمشایخ «محمد بن احمد بن یحیی» استثنا نكرده است و این دلیل بر اعتماد وی بوده است. افزون بر آن، غلوّ در اواخر عمر حسن بن خرزاذ رخ داده است که دلیلی بر ترک روایتش در زمان سلامت نیست. شاید اتحاد طبقه آن دو، و تاخّر طبقه حسن بن خرزاذ از احمد اشعری سبب عدم نقل روایت «احمد الاشعری» از او بوده است.
ب) اما دلیل روایت نکردن احمد اشعری از «عبدالله بن مغیرة» برای ما معلوم نیست؛۵
1.. کتاب النکاح، ج۱۴، ص۴۷۲.
2.. برای توضیح بیشتر، ر.ک: به پایان نامه سطح چهار نگارنده موجود در کتابخانه موسسه علمی و فرهنگی دارالحدیث قم.
3.. اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۱، ش۹۸۹؛ رجال النجاشی، ص۸۲، ش۱۹۸: ... و ما روی أحمد (بن محمد بن عیسی الاشعری) قطّ عن عبد الله بن المغیرة، و لا عن حسن بن خرّزاذ ...
4.. رجال النجاشی، ص۴۴، ش۸۷.
5.. الرسائل الرجالیة، ص۲۱۳.