«معيارهای تضعيف» رجاليان متقدم در حوزه «حديث پژوهی راويان» - صفحه 18

رخداده باشد، در کتاب‌های فهرست نیافتیم.۱ تنها در کارنامه علمی محمد بن علی بن نعمان، مشهور به «مؤمن الطاق» عبارتی مشاهده شد که گویای همان دس در یکی از کتاب‌های او است.۲

افزودن حدیث توسط متأخران می‌تواند از مصادیق دس و تحریف باشد؛ هر چند که نجاشی از این اصطلاح استفاده نکرده است. دسّ بیشتر از افراد غالی سر می‌زده است. ابن داود در معرفی منخل بن جمیل أسدی _ که فردی فاسد الروایه و متهم به غلو نیز بوده است، می‌نویسد:

أضاف إلیه الغلاة أحادیث کثیرة.۳

بدین‌سان در آثار او دسّ نموده‌اند.۴

در کنار دسّ، تدلیس (پوشاندن فریبکارانه عیب)۵ نیز به عنوان یکی دیگر از آسیب‌های آثار مکتوب در میان حدیث پژوهان شناخته شده است. فهارس نگاران شیعه تنها محمد بن علی صیرفی (أبو سمینة) را از جمله کسانی دانسته‌اند که مدلس بوده و در روایات کتابش تدلیس رخ داده است و نام راوی یا اثر دیگری به عنوان تدلیس معرفی نکرده‌اند.۶

4 - 2. ناشناخته بودن اثر

شهرت یک کتاب و یا کثرت نقل از یک اثر بیان‌گر جایگاه رفیع آن کتاب و یا مؤلف کتاب بوده است. آثار سید مرتضی علم الهدی،۷ کتاب النوادر علی بن اسباط۸ و کتاب المتمسک بحبل آل الرسول حسن بن ابی عقیل۹ همگی به عنوان آثاری مشهور در شیعه شناسانده شده‌اند. هم‌چنین کثرت نقل یک اثر و فزونی طرق به آن بیان‌گر

1.. البته با استفاده از کلید واژه «زاد» در ترجمه برخی از رجالیان مطالبی به دست آمدکه بعید است دس باشد؛ به عنوان نمونه، در توصیف عبدالرحمان بن ابی نجران آمده است: «عن عبد الرحمان بن ابی نجران بکتابه القضایا و هو کتاب محمد بن قیس، رواه عن عاصم بن حمید، عن محمد و زاد عبد الرحمان فیه زیادات» (رجال النجاشی، ص۲۳۵، ش۶۲۲).

2.. همان، ص۳۲۵، ش۸۸۶.

3.. رجال ابن‏ داود، ص۵۲۰، ش۵۰۱.

4.. امکان دارد اضافه در این‌جابه معنای نسبت باشد که در این صورت، از موضوع بحث خارج می‌شود.

5.. لسان العرب، ج۶، ص۸۶.

6.. رجال النجاشی، ص۲۹۳، ش۷۹۳؛ فهرست الطوسی، ص۴۱۲، ش۶۲۵.

7.. رجال ابن‏ داود، ص۲۴۱، ش۱۰۱۶.

8.. رجال النجاشی، ص۲۵۳، ش۶۶۳.

9.. همان، ص۴۸، ش۱۰۰، کتاب مشهور فی الطائفة.

صفحه از 27