ذبح منتفی است.۱
2. همچنین، قایلین بر ذبیح بودن اسحاق علیه السلام از این که در همه مواضع قرآنی فرزندی که به حضرت ابراهیم علیه السلام بشارت داده شده، اسحاق علیه السلام است، نتیجه گرفتهاند که در این جا نیز _ که نامی از فرزند نیامده _ مانند سایر موارد، مراد اسحاق علیه السلام است و ذبیح نیز فرزندی است که بشارت بر تولد او در آیه «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ» آمده است.۲
ولی این سخن، قیاس بدون دلیل است، بلكه _ چنان که گفته شد _ دلیل بر خلافش نیز هست. و آن، این که سیاق دلالت دارد بر این که بشارت دوم غیر از بشارت اول است؛ زیرا در این آیات، بعد از ذکر بشارت به غلام حلیم و مسأله ذبح، بشارت به ولادت اسحاق علیه السلام _ همان طور که گذشت _ بیان میشود، لذا پیش از اسحاق علیه السلام بشارت به فرزند دیگری به او داده شده است، كه آن کسی جز اسماعیل علیه السلام نیست.۳
لذا با وجود سکوت قرآن از بیان نام قربانی، و روایات فراوانی که حضرت اسحاق علیه السلام را به عنوان ذبیح معرفی مینماید، آیات قرآن مجید، در مجموع، دلالت دارد بر این که قربانی منتخب، حضرت اسماعیل علیه السلام بوده است.
4-2-1-2. انتساب نادرست اقوال
فایرستون در بیان دلایل قایلین به ذبیح بودن حضرت اسماعیل علیه السلام از طبری در تاریخ الرسل و الملوک۴ نقل میکند:
در جای دیگری از قرآن خداوند فرزندانی را به اسحاق وعده داده است، و لذا اسحاق نمیتواند قربانی منتخب باشد.
و به این طریق طبری را _ که از مشهورترین مفسران و مورخان متقدم (قرن 4) اهل سنّت است _ در زمره موافقان این قول معرفی مینماید؛ در حالی که وی پیش از بیان این مطلب، در همین کتاب، تصریح دارد بر این که صحت روایات ذبیح بودن حضرت اسحاق علیه السلام از دیگر روایات واضحتر است:
و قد روی عن رسول الله صلی الله علیه و آله كلا القولین، لو كان فیهما صحیح لم نعدهُ إلی غیره، غیر
1.. روح المعانی، ج۱۲، ص۱۲۸.
2.. جامع البیان، ج۲۳، ص۵۴.
3.. المیزان، ج۷، ص۲۳۴.
4.. این کتاب، همان کتاب «تاریخ الأمم و الملوک» مشهور به «تاریخ طبری»، است.