با استاد محمدباقر بهبودى در عرصه روايت و درايت حديث - صفحه 449

ديده ام كه در آن محرمات الهى را به باد تمسخر مى گيرد. كتاب ديگرى داريم به نام طب الائمه كه راوى آن بدنام و متهم به جعل حديث است.
محققين شيعه و سنى درباره اين كتاب ها و احاديث آن، كه با عقل و منطق و حتى طب قديم احيانا سازگارى ندارد انتقاداتى دارند و معالجه را بر اساس اين احاديث تجويز نمى كنند.
در زمينه احاديث طبى، شيخ مفيد هم رد و ايراداتى دارد كه شنيدنى است و بايد به شرح اعتقادات مراجعه شود. ولى نظر من اين است كه اين احاديث كاملاً از كتب طبى و اساطيرى قديم استخراج و اقتباس شده است و گاهى براى رد گم كردن تغييرى در مفردات و مركبات دارو داده اند و از اين رو است كه گاهى نتيجه بخش است و گاهى خطرناك. ولى بايد توجه داشت كه اين مشكلات بر سر كسى مى كوبد كه همه احاديث را مى پذيرد، گرچه سند آن مخدوش باشد. اما اگر حديث را جز با سند منقح نپذيريم و از دغل كارى دشمنان دين پرهيز كنيم، همه اين احاديث را كه سندى مجهول و بدنام دارند، بايد دور بريزيم و خود را از شر آن خلاص كنيم. به نظر من اگر كسى اين گونه احاديث را در حال روزه روايت كند، روزه اش باطل مى شود، زيرا نسبت دروغ به امامان عليهم السلام روزه را مى شكند.
كيهان فرهنگى: لطفا به كتاب هايى كه شخصا تأليف كرده ايد هم اشاره بفرماييد.
استاد بهبودى: اولين كتابى كه تأليف كردم، كتاب قاطع البرهان فى علوم الميزان است كه در سال 1328 شمسى به چاپ رسيده است. بعد از آن در سال 1329 كتابى در تجويد به نام اسلوب جديد در شناسايى تجويد به چاپ رساندم كه مقدمه آن در تاريخ علم قرائت و تجويد بسيار جالب تهيه شده است. در سال 1333 كتاب ميثم تمار، شرح حال صحابى معروف على عليه السلام ، و در سال 1334 كتاب آئين دوستى و مردمدارى كه ترجمه و اقتباسى بود از كتاب كيف تكسب الاصدقاء را چاپ كردم. از سال 1337 كه به تهران آمدم، تأليف جداگانه اى نداشته ام. از سال 52 كه مجددا به رشته تأليف بازگشتم، اولين كتاب را با نام معجزه قرآن و مبارزه با فلسفه شرك چاپ كردم. بعد از آن كتابى با

صفحه از 450