حوزه حديثی نيشابور از ابتدا تا اوايل قرن هفتم هجری - صفحه 225

ابن‌ شاذان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ راوي‌ در سلسله‌ اسناد بسياري‌ از احاديث‌ اماميه‌ قرا گرفته‌، به طوري كه آية الله خويي، فضل بن شاذان را در اسناد بسياري از روايات ـ كه به 775 مورد مي‌رسد ـ واقع دانسته است. ۱ فضل بن‌ شاذان‌ سرانجام‌ در اواخر سال 259ق،‌ در بستر بيماري‌ افتاد و در اوايل‌ سال 260ق،‌ درگذشت‌ و مقبرة وي‌ هم‌ اكنون‌ در نيشابور داراي گنبد و بارگاهي است كه شيفتگان علم و ولايت در آنجا به زيارت مي‌پردازند. آثار: آثار فضل بن شاذان را بالغ‌ بر 180 عنوان‌ دانسته‌اند.
3. مسلم (م261 يا 262ق)
ابوالحسين، مسلم بن حجاج بن مسلم قشيري نيشابوري از محدّثان ايراني اهل سنت و گردآورندة دومين کتاب حديث صحيح از صحاح ششگانه است. مورخان، تولّد مسلم را در سال 202 يا 204ق، در نيشابور و وفات وي را در سال 261 يا 262ق، در «نصرآباد» نيشابور ياد کرده‌اند. او فراگيري حديث را از كودكي شروع كرد و سپس براي دريافت و جمع آوري حديث و ملاقات با اساتيد بزرگ آن زمان به خراسان، حجاز، عراق، شام، مصر و ديگر جاها سفر کرد و از محدّثان و مشايخ وقت، مانند محمد بن اسماعيل بخاري، احمد بن حنبل، محمد بن يحيي، اسحاق بن راهويه، محمد بن مهران، اباغسان، سعد بن منصور، ابومصعب، عبدالله بن مسلمه، عمرو بن سواد، حرملة بن يحيي و ديگران، حديث شنيده که از ميان افراد ياد شده، بيشتر از محضر بخاري بهره برده است و بين او و بخاري رابطة خوبي برقرار گرديده بود.
مسلم، به خاطر علاقة فراواني که به گردآوري حديث داشت، از هيچ کوششي دريغ نمي‌کرد؛ به طوري که پس از انزواي بخاري، با وجود تبليغات عليه وي، به ديدار او مي‌رفت و از او حديث مي‌آموخت. وفات مسلم در سال261هجري اتّفاق افتاد و در خود شهر نيشابور، او را به خاك سپردند.
از جمله مهم‌ترين تأليفات مسلم عبارت است از:
1. صحيح (جامع صحيح، صحيح مسلم، مسند مسلم)، 2. علل الحديث،3. المنفردات و الوحدان،
4. کتاب اوهام المحدثين، 5. طبقات التابعين، 6. المسند الکبير علي اسماء الرجال، 7. الاسماء و الکني.
4. ابو القاسم نصرآبادي (م367ق)
ابو القاسم نَصرآبادي، ابراهيم بن محمدبن محمويه (م 367ق)، از مشايخ خراسان. نام جد ابو القاسم در برخي منابع، «محمود احمد» نيز ياد شده ‌است. ۲
در ابتدا به كار ورّاقي (صحافي و نسخه‌برداري از كتب) مشغول بود، امّا پس از مدتي به دنبال آشنايي با معارف اسلامي و جهت استماع حديث، كار خود را كناري نهاد و نيشابور را ترك گفت و راهي شهرهاي مختلف ايران، عراق، شام و مصر شد. نصرآبادي افزون بر تصوّف در تاريخ و حديث نيز تبحّر داشت، كه از اين ميان، در علم حديث جايگاه ويژه‌اي دارد. ۳

1.رجال النجاشي، ص۳۰۷؛ رجال الكشي (اختيار معرفه الرجال)، ص۴۴۶؛ معجم رجال الحديث، ح۱۲، ص۳۲۴.

2.كشف المحجوب، ص۲۰۰؛ الأنساب، سمعاني، ج۱۳، ص۱۰۵.

3.التاريخ الكبير، ج۲، ص۲۴۶؛ جوامع آداب الصوفية، ج۱، ص۵۱۵.

صفحه از 235