اين خطبه که پس از واقعه مذکور ايراد گرديده، نشان از عمق ناراحتي حضرت در قبال مسائل جامعه آن عصر دارد، جامعهاي که به خاطر فرمان نبردنشان از خليفه مسلمين و عدم حضورشان در جنگ با معاويه، اکنون مورد تاخت و تاز عُمّال معاويه گرديده است. با دقت در سخنان حضرت، ميتوان چنين نتيجه گرفت که، انتقاد بيشتر حضرت در اين خطبه علاوه بر عدم حضور مردم کوفه در جبهه، به افکار از هم گسيخته و سخنان زهرآلود اهالي اين شهر نيز برميگردد؛ چرا که به فرموده آن حضرت، «سخنانشان آن چنان داغ است که سنگهاي سخت را در هم ميشکند». ۱
بدين ترتيب از مجموع خطبههاي حضرت، فقط چهار مورد يافت گرديد که متأثّر از حوادث و وقايع دوران خلافت آن حضرت ميباشند و حضرت با توجه به جامعه شناختي جامعه اسلامي، با لحني متفاوت به ايراد خطبه پرداختهاند. همچنين، اين مناسبتها باعث گرديدهاند تا حجم خطبهها در مقايسه با ساير خطبهها، متفاوتتر باشد.
7. بررسي ادبيات خطبهها
در خطبههاي جمعه امام عليه السلام علاوه بر اين که شاهد تنوع موضوع هستيم، شاهد تنوع لحن کلام حضرت نيز، هستيم. تنوع لحن امام عليه السلام نه حکايت از تزلزل کلام حضرت و نه نشان از عدم فصاحت و بلاغت کلام وي و نه نشان ازعدم درک آن بزرگوار از زمان خويش دارد، بلکه اين تنوع و عدم يکنواختي، نشان از زمانشناسي و مخاطبشناسي آن حضرت دارد که به طور استادانه و عالمانه، هم در مناسبتها و هم با در نظر گرفتن مخاطبان، ايراد گرديده است.
به طور کلي، ادبيات خطبههاي حضرت را، ميتوان در اقسامي چون: انتقادي، سياسي، حماسي و تبليغي تقسيم کرد. اينک توضيح هر کدام از موارد ياد شده:
1 ـ 7. انتقادي
انتقاد از وضعيت آشفته و اسفبار موجود جامعه، و گزارش از عملکرد گذشته و حال گروهي به نام منافقان، حکايت از لحن شکوهآميز حضرت دارد. حضرت در چندين مورد از فقرات خطبهها، از کارشکنيها، بدگوييها و تبليغات مسمومِ گروه منافقان عليه مؤمنين انتقاد نمودهاند. ۲
مجهوريت اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله ديگرمقولهاي است که امام علي عليه السلام در جمعه سوم دوران زمامداريش از آن انتقاد ميکنند؛ انتقادي که همراه با روشنگري و تبيين جايگاه اهل بيت عليهم السلام است. تلاش حضرت در اين فرازها فهماندن اين مطلب است که، عمده مشکلات جامعه اسلامي، دوري مردم از قرآن و اهل بيت پيامبر عليهم السلام است. آلوده شدن مردم به امورات دنيايي، هم چون مقام پرستي، شهوتراني، گرايش به امورات پست و رذل و عدم التزام به گزارههاي اخلاقي، ديگر موضوعي است که از ناحيه حضرت به شدت مورد انتقاد واقع شدهاند، به طوري که بيشترين انتقادها، به اين مسائل اختصاص دارد.
نکته پاياني اين که، اوج انتقادها و نارضايتيها از زمانه خويش، زماني است که حضرت، داشتن
1.نهجالبلاغة، خطبه ۲۹.
2.شرح نهجالبلاغة، ج ۱۰، ص۱۶۳ .