در كشتن نفس خود و مخفى نمودن تمام نشانه هاى عبوديت و ديانت داشتند. البته در اين كار، برخى از شيوخ مثل حمدون، تندروى بيشترى داشتند و انجام امور دينى را نهى مى نمودند و برخى مانند ابوحفص نيشابورى (م270 ق) مى گفت: «همه تصوّف، آداب است» ۱ و مريدان را به انجام دادن اعمال دينى و عبادى زيادى دستور مى دادند.
مشهورترين شيخ اين طريقه، ابوعثمان حيرى (م 298 ق)، راهى بين اين دو انتخاب نمود و معتقد بود كه سالك در ابتداى سلوك بايد اين اعمال را انجام دهد و چون به مرحله بالاترى رسيد، نارسايى هاى اين گونه اعمال به او نشان داده شود. اين شيوخ بيشتر از آن كه اهل نظر و كلام باشند، به عمل و تزكيه اشتغال داشتند و به همين دليل، صاحب كتاب نبودند.
يكى از منتقدان ملامتيه، ابوعبد اللّه محمّد بن على، معروف به حكيم ترمذى(م295 ق)، از مشايخ بزرگ خراسان بود كه بر خلاف آنها «تصانيف مشهور و كتب حديث زيادى دارد». ۲ او به عنوان يك محدّث، اصولى و در عين حال صوفى، به مكتب يا طريقت خاصى از تصوّف تعلّق نداشت و در مكاتبه با ابوعثمان حيرى و محمّد بن فضل، از ملامتيه نيشابور، عقايد آنها را نقد مى كرد. وى به علّت ابراز عقايد خاص، مانند ترجيح دادن مقام ولايت بر نبوّت، از ترمذ رانده شد و در بلخ ساكن گرديد. آثار او در حدود 57 كتاب و رساله بوده است كه الفروق، معروف تر است و كتابى از وى با نام بيان الفرق بين الصدر و القلب و الفؤاد و القب و اللّب در مصر به چاپ رسيده است. ۳
كتاب «الكافى»، پاسخى به سؤال ها و نيازهاى عصر
با نگاهى به آنچه به صورت نمونه و گزينشى براى ترسيم فضاى سياسى و فرهنگى
1.طبقات الصوفية، ص ۱۰۶.
2.همان، ص ۱۷۵.
3.مبانى عرفان و احوال عارفان، ص ۳۰۰.