ميان عالمان شيعه ، مدافعان بسيارى داشته است. سيّد مرتضى نيز همه گناهان را كبيره دانسته كه گاه در مقام مقايسه كبيره و صغيره گفته مى شود. ۱ شيخ طوسى و ابن ادريس نيز بر اين رفته اند. ۲ طبرسى ، اين قول را به مطلق اماميه نسبت داده است كه نشانگر رواج و اشتهار اين ديدگاه تا سده ششم است. ۳ از نظر اين گروه از عالمان ، همه گناهان از اين نظر كه مخالفت امر و نهى خداى متعال اند، يكسان اند و وصف به بزرگى و كوچكى ، نسبى است. ۴
در تقرير حمصى رازى از اين ديدگاه ، برخى مبانى آن تبيين گشته است. وى معتقد است كه فسق در عرف شرع ، عبارت از فعلى است كه فاعل آن ، مستحقّ عقاب است. بنابر اين ، هر گونه معصيت خداى تعالى ، فسق است ، چه صغيره ناميده شود ، چه كبيره ؛ زيرا هر يك از آنها به دليل بطلان احباط و تكفير ، استحقاق عقاب مى آورد. از اين رو ، صغيره بودن گناه ، نسبى است. برخى گناهان ، در مقايسه با گناهى كه عقاب آن از گناه يادشده ، افزون تر است، صغيره و گناهى كه عقاب آن افزون تر است، كبيره ناميده مى شود. يك گناه ، ممكن است در سنجش با دوگناه ديگر كه عقابى كمتر و بيشتر از آن دارند، صغيره و كبيره باشد. ۵
ظاهرا پس از محقّق حلّى ، بيشتر فقيهان اماميه ، ديدگاه بخش پذيرى ذاتى گناهان به كبيره و صغيره را با متون دينى ، سازگارتر يافته و بر اين پايه ، به نقد ديدگاه نسبى گرايانه در تعريف كبائر و صغائر پرداخته اند. ۶ شهيد ثانى در بيان استدلال اين
1.الذخيرة، ص ۵۳۳ ـ ۵۳۴.
2.التبيان، ج ۳ ، ص ۱۸۲ ؛ السرائر، ج ۲ ، ص ۱۱۸.
3.مجمع البيان، ج ۳ ، ص ۷۰ ؛ جوامع الجامع، ج ۱ ، ص ۲۵۲. براى تفسير آيه ، بر مبناى نسبى بودن كبيره و صغيره ، به اين دو منبع مراجعه شود.
4.همان جا .
5.ر. ك : المنقذ من التقليد، ج ۲ ، ص ۱۶۰ ـ ۱۶۱. براى گونه ديگرى از نسبى و مطلق در تعريف كبيره و صغيره، ر. ك : مناهج اليقين، ص ۵۱۱.
6.شرائع الإسلام، ج ۴ ، ص ۹۱۱ ؛ مختلف الشيعة، ج ۸ ، ص ۴۸۴ ؛ القواعد و الفوائد، ج ۱ ، ص ۲۲۴ ؛ ? نضد القواعد الفقهية، ص ۵۲۷.