كفرى كه با آن از دنيا رفته (با توجّه به بطلان احباط كه ديدگاه قائلان موافات است) ، مستحقّ عقاب دائم است و اجتماع اين دو در يك حالت ، اجماعا باطل است. ۱ حمصى ، در باب آياتى مانند : «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا» ، ۲ معتقد است كه مقصود ، اظهار ايمان است ، نه كسى كه تحقيقا ايمان آورده است. ۳ آن گونه كه در دو آيه زير نيز ايمان حقيقى مراد نيست: «فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ»۴ و «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ» ؛ ۵ زيرا در اين امور ، ايمان حقيقى ، معتبر نيست. ۶
از ديگر عالمان قائل به موافات ـ افزون بر مفيد و حمصى ـ مى توان به سيّد مرتضى ، ۷ شيخ طوسى ، ۸ حلبى ، ۹ طبرسى ۱۰ و ابن شهر آشوب ۱۱
اشاره كرد. نويسنده الياقوت نيز برخلاف نوبختيانى كه ديدگاه ايشان در سخن شيخ مفيد گزارش شده ، قائل به موافات است. ۱۲ در برخى منابع ، اين ديدگاه ، به مرجئه نسبت داده شده است. ۱۳
1.همان جا.
2.سوره نساء ، آيه ۱۳۷.
3.چنان كه از كلام حمصى رازى آشكار است ، قائلان به موافات ، مواردى مانند ارتداد را كاشف از عدم ايمان شخص مرتد مى دانند ، نه بازگشت از ايمان حقيقى.
4.سوره ممتحنة ، آيه ۱۰.
5.سوره نساء ، آيه ۹۲.
6.المنقذ من التقليد ، ج ۲ ، ص ۷۳ .
7.شرح جمل العلم و العمل، ص ۱۵۸.
8.الاقتصاد، ص ۱۳۴.
9.تقريب المعارف، ص ۳۶۹.
10.مجمع البيان، ج ۱ ، ص ۱۸۸ و ج ۲ ، ص ۷۷.
11.متشابه القرآن و مختلفه، ج ۱ ، ص ۱۱۱.
12.الياقوت، ص ۶۵ ؛ انوار الملكوت، ص ۱۷۹: «المؤمن لا يصح منه الكفر و إلا أدى إلى تعذّر استيفاء الحق منه لانعقاد الاجماع على انه لاينفك عن إحدى النفعين». علّامه حلى در شرح آن ، استدلالى با مضمون استدلال حمصى آورده است. ايشان در اين جا به شرح ديدگاه نويسنده الياقوت پرداخته و از بيان ديدگاه خود ، خوددارى كرده است. خواهيم گفت كه علّامه حلّى ، از مخالفان موافات است.
13.ابكار الأفكار، ج ۳ ، ص ۳۳۵.