يا درباره معناي واژه فقه ـ که در حديث اربعين آمده استـ ۱ سخني را از بعضي از بزرگان نقل ميکند ۲ که اين واژه در عصر نخستين براي علم آخرت و معرفت دقايق آفات نفوس... به کار ميرفت و آيه شريفه فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهمْ لَعَلَّهمْ يَحْذَرُونَ۳ ؛ «چرا از هر گروهي از آنان طايفهاي کوچ نميکند تا در دين آگاهي يابند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آنها را بيم دهند؟»، بر اين مطلب دلالت دارد؛ چون هدف از تفقّه را انذار و ترساندن قرار داده است و روشن است که اين هدف تنها بر معارف دين مترتب است، نه علم و آگاهي به فروع طلاق و مساقات و امثال آن. و نيز مراد از علم، اصطلاح جديد آن نيست که به معناي صورت ذهني است، بلکه علم معنايي نزديک به فقه دارد؛ چون اين معنا موجب خوف و خشيت الهي است که در قرآن به آن اشاره شده است. ۴
شيخ بهايي در برخي موارد به نکتهاي بلاغي در حديث اشاره کرده و سپس آن را با آيهاي از قرآن تأييد نموده ۵ و يا براي کلمه در حديث معنايي ذکر نموده و سپس شاهدي از قرآن براي آن آورده است. ۶
بهرهگيري از احاديث ديگر
همانطور که آيهاي در پرتو آيات ديگر قرآن قابل فهم است، روايات نيز چنين هستند. بنا بر اين براي فهم درست و جامع از روايتي بايد به روايات ديگر که مرتبط با آن هستند، توجه نمود و چون اين روايات با روايات اصلي رابطههايي متعدد و متفاوت دارند، گاه مخصص و مقيد و مبين و گاه شارح و ناسخ و معارضاند و مهمتر از همه، گاه با حديث اصلي و مورد فهم ما هم مضمون و هم معنا هستند. ۷ از اين رو ميتوان در پرتو آنها وجوه محتمل آن را دريافت و فهم درست و جامعي از روايت داشت. شيخ بهايي در اربعين خود به اين نکته توجه داشته است و به طور گسترده از احاديث ديگر جهت شرح و توضيح حديث مورد بحث خويش بهره برده است، و اين بهرهگيري به شکلهاي مختلفي انجام شده است. گاهي مفهومي را از حديث برداشت کرده و آن را به کمک احاديث ديگر تأييد نموده است که اين نوع بهرهگيري از احاديث حجم قابل ملاحظهاي را تشکيل ميدهد، که به چند نمونه اشاره و به ذکر نشاني بقيه موارد اکتفا ميشود. ۸
1.. همان، ص۱۱، حديث۱.
2.. سوره توبه، آيه۱۲۲.
3.. سوره فاطر، آيه۲۸. براي نمونههاي ديگر ر.ک: همان، ص۱۷، حديث۲؛ ص۵۲، حديث۵؛ ص۷۶، حديث۹؛ ص۸۵، حديث۱۱؛ ص۸۷، حديث۱۱؛ ص۱۰۵، حديث۱۵؛ ص۱۲۶، حديث۲۰ ص۱۲۸، حديث۲۰؛ ص۱۵۴، حديث۲۶؛ ص۱۵۸، حديث۲۶؛ ص۱۷۵، حديث۳۰؛ ص۲۲۴، حديث۳۸؛ ص۲۲۶، حديث۳۸؛ ص۲۳۸، حديث۳۹؛ ص۲۴۱، حديث۳۹؛ ص۲۴۷، حديث۳۹؛ ص۲۴۸، حديث۴۰؛ ص۲۵۱، حديث۴۰؛ ص۶۶، حديث۷؛ ص۷۴، حديث۹؛ ص۷۸، حديث۹.
4.. همان، ص۱۹۵، حديث۳۵.
5.. همان، ص۲۴۹، حديث۴۰.
6.. روش فهم حديث، ص۱۵۱.
7.. همان، ص۸، حديث۱؛ ص۱۹، حديث۲؛ ص۲۰، حديث۲؛ ص۱۲۶، حديث۲۰؛ ص۱۸۱، ۱۸۲، حديث۳۱؛ ص۱۹۸، حديث۳۵؛ ص۲۱۳، حديث۳۷؛ ص۲۲۵، حديث۳۸؛ ص۲۳۵، حديث۳۹؛ ص۲۳۷، حديث۳۹؛ ص۲۳۹، حديث۳۹؛ ص۲۵۱، حديث۴۰؛ ص۷۵، حديث۹؛ ص۸۳، حديث۱۰؛ ص۲۲۳، حديث۳۸.