امام حسن عسکری علیه السلام
ـ وقد سُئلَ عن الحُجّةِ والإمامِ بعدَهُ ؟ ـ: ابْنِي محمّدٌ ، وهُو الإمامُ والحُجّةُ بَعدي، مَن ماتَ ولَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً. أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ و يَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ و يَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ.
ـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـفرمود : فرزندم محمّد، اوست امام وحجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن، ظهور مىكند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مىشوند و باطل گرايان به نابودى مىافتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او ]زمان تعيين مىكنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مىبينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
بحار الأنوار : ج51 ص160ح 7 .
راوي: مقاله «گذری بر سند و درنگی در متن حدیث اخوک دینک…» نوشته « پرویز رستگار» در شماره 54 فصلنامه علمی ـ پژوهشی «علوم حديث» به صاحب امتيازی دانشكده علوم حديث، منتشر شد.
به گزارش راوي، در چكیده این مقاله آمده است: حدیث «اخوک دینک، فاحتط لدینک بما شئت»، از گزارههای پر بسامد دینی در نوشتههای پرداخته شده در علم اصول فقه، هنگام شک مجتهد در مقام استخراج احکام فرعی دین است که سندش بسیار کم و متن آن به فراوانی دستمایۀ کار اصولیان بوده است. این مقاله میخواهد با مراجعه به نوشتههای اصولیان ـ که در گرانیگاهشان، دو کتاب فرائد الاصول شیخ انصاری و کفایة الاصول آخوند خراسانی خودنمایی میکنند ـ هم سند حدیث یاد شده را بررسی کرده و هم لغزش ریشهدار در گزارش پیام آن را واکاوی کند و نشان دهد، آنچه از این حدیث، سالها و سدهها برداشت کردهاند، نادرست و خرده پذیر بوده است. کلیدواژهها: اخباریان، اصولیان، فرائد الاصول، کفایة الاصول، شبهۀ حکمیۀ تحریمیه، فقدان نص، احتیاط. درآمد در بخش دیگری از این مقاله آمده است: حدیث«اخوک دینک، فاحتط لدینک بما شئت»، از آن دسته گزارههای دینی است که تا پیش از برآمدن اندیشۀ اخباریان در سدۀ یازدهم هجری ، چندان در برابر دیدگان این و آن، حتی در اندازۀ یک فرمان اخلاقی، خودی نمینمود، اما پس از سدۀ یاد شده، پای خود را به نوشتههای اخباریان و منتقدان پرشمارشان در سنگر علم اصول، گشود و هم اینک جایگاهی که این حدیث برای خود، در ذهنها دست و پا کرده است، هر شنوندۀ اصول خوان و اصول دانی را به یاد یکی از محورهای پر گفتگوی علم اصول فقه در مبحث شک میاندازد که اندک اندک بدان خواهیم پرداخت. در قسمت دیگری از این مقاله می خوانید: کهنترین نوشتهای که حدیث«اخوک دینک...» را، تا آن جا که دانش امروزین ما و نوشتههای در دست، گواهی میدهند، گزارش کرده است، الامالی شیخ مفید با این سند است: قال [الشیخ المفید]: اخبرنی ابوالحسن علی بن محمد الکاتب، قال: حدثنا ابوالقاسم یحیی بن زکریا الکتنجی، قال: حدثنی ابوهاشم داود بن القاسم الجعفری; قال: سمعت الرضا.... سپس شیخ طوسی آن را، با اندکی ناهمخوانی در واژهها و نامها، در الامالی خود، از زبان استاد ارجمند خویش، بازتاب داده است. پس از او نیز شیخ حر عاملی، از مفید ثانی، از پدرش، شیخ طوسی، از شیخ مفید، و مرحوم مجلسی، از شیخ طوسی، از شیخ مفید ، آن را در دو نوشتۀ نامدار حدیثی خود، یادآوری کرده و برای بسیاری از نوشتههای سالهای پس از خود، منبع و مصدر گزارش این حدیث شدهاند. یاداوری می شود، مقاله «گذری بر سند و درنگی در متن حدیث اخوک دینک…» نوشته «پرویز رستگار » در شماره 54 فصلنامه علمی ـ پژوهشی «علوم حديث» به صاحب امتيازی دانشكده علوم حديث، منتشر شد.