دربردارد. لذا مؤلف از زواياى مختلف به شرح احوال اين امامزاده جليل القدر پرداخته است.
علاوه بر اينكه بررسى تاريخى امامزادگان رى نيز مدّ نظر مؤلف بوده، و در اين باره نيز سخن ها گفته است، والبته پرواضح است كه اين گونه ابحاث بدون ارتباط با حضرتش نيست.
ثالثاً: مؤلف در مواردى متعدد اشاره كرده كه بناى اختصار داشته ودر صدد توضيح بيش از حد نيست، والاّ كتاب كنونى از حدّ فعلى بسى فراتر مى رفت، مثلاً مؤلف در تذييلى كه بر مقدمه كتاب نگاشته مى گويد:
خلاصه براى رفع اشتباه و اطّلاع به انساب امامزادگان اين حدود و ازدياد بصيرت و معرفت به حالت هر يك از اين زمره زكيّه، اين اوراق كه مجموعه خالى از اطناب و اغلاق است، و تحريراتش خلاصه و صفوه اى از تقريرات منبريّه داعى است هرگاه ساكنين بلده ناصره بعد از اداء فريضه و تعقيبات مرويّه نظرى فرمايند شايد بهره و ثمرى يابند.
در شرح حديث عرض دين حضرت عبدالعظيم عليه السلام مى گويد: بحمد اللّه تعالى از احوال ائمه اثنا عشر به قدر مقدور با ملاحظه اقتصار و اختصار در شرح عرض دين حضرت عبدالعظيم عليه السلام بياناتى مفيده نگاشتم ۱ .
در مواردى نيز مؤلف عنان قلم را فشرده و آن را نگاه داشته تا زياده سخن نراند. مثلاً در آخر روح و ريحان بيست و چهارم، دو كرامت از كرامات حضرت عبدالعظيم عليه السلام نقل كرده سپس مى گويد:
و اين معصيت كار بسيار از كرامات آن بزرگوار شنيده ام چه از مجاورين و خدّام و چه از زائرين، اگر در مقام شرح آنها برمى آمدم خود كتابى مى شد ۲ .