آدمى را در تهران دلچسب و قابل ملاحظه كنند و امكانات فراوانى در اختيارش بگذارند. اما اگر كسى به دنبال تفريحات اروپايى از قبيل اپرا، تئاتر، كنسرت و واريته باشد، البته به مراد خود نمى رسد.
در بين مراكز تاريخى باستانى، شهر رى كه ويرانه هاى آن در حاشيه جنوبى پايتخت قرار دارد از همه بيشتر در دسترس ساكنان تهران است. در ايام قديم رسم بر اين بود كه يك شنبه ها هيآت سياسى مقيم تهران گردشهاى سواره به شهر رى ترتيب مى دادند. ديپلماتها در آنجا بين خرده ريزها به جست و جو مى پرداختند و به صورتى تصادفى به حفارى دست مى زدند. اما از آن هنگام كه مظفرالدين شاه در سفر خود به پاريس پس از صرف ناهار لذيذى وعده امتياز انحصارى حفارى را در سراسر ايران به فرانسويها داد، هميشه سفير فرانسه با نگاههاى متجسّس خود نگران بوده كه مبادا هيأت سياسى در گردشهاى روز يك شنبه خود به اين حقّ انحصارى تخطّى كند. در دوره اقامت من ديگر از اين انحصار چندان اثرى بر جاى نبود و حفاريهاى بى بند و بار، بيشتر از طرف دلالان آثار عتيقه و هنرى، در جريان بود تا از جانب هيآت سياسى. در اين حال گاه سفالها و آبخوريهاى شيشه اى بسيارى به دست مى آمد. اما اين يافته ها همه و همه به دوره اسلامى راجع مى شد و اغلب آنها به دوره قبل از ويرانى، يعنى قرن دوازدهم مسيحى، مربوط بود. در عوض از اشياى مربوط به روزگار اشكانيان، كه شهر رى باز در حال اوج و اعتلا بوده، هيچ اثرى به دست نمى آمد. در اين باره پروفسور هر تسفلد چنين اظهار عقيده مى كرد كه احتمال دارد رى قديم در نقطه اى ديگر واقع بوده و تا كنون محلّ آن كشف نشده باشد.
براى حلّ اين معما، باستانشناس مجرب و آزموده امريكايى، اريش شميد ۱