حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 401

قامت بلند و باريك آنها به نحو شايسته اى با طرحها و آرايشهاى عمودى ساختمان هماهنگى دارد.
بالا رفتن از برج به زحمتش مى ارزد، زيرا از فراز بام آن منظره رى به بهترين صورت پديدار است. در سمت شمال، از دور قله شامخ دماوند ديده مى شود، و در نزديك آن طرح شكسته ديوار شمالى رگاى باستانى را به آسانى مى توان از شرق تا غرب دنبال كرد. چون آدمى به ارتفاعاتى كه در سمت شمال شرقى واقعند مى نگرد، دخمه گبران مانند نقطه سفيدى در زمينه تيره صخره به چشم مى خورد؛ و بر روى تپه ديگرى كه در سمت مشرق قرار دارد برج كوچكى كه راهنماى من آن را برج «گبر كهنه» مى ناميد، پديدار است. باز آن سوتر از آن، در جهت شرق، جنوب شرقى ديوارهاى يك قلعه رفيع ديده مى شود. در جنوب و جنوب شرقى از دور ميان دشت يك رشته تلها و بلنديها به چشم مى خورد كه گويند يك فرسخ از هم فاصله دارند، و چون دانسته نيست كه چه هستند، آنها را برجهاى راهنما يا نشانه مى گويند بدان تعبير كه راهنماى زائرانى هستند كه از كربلا مى آيند، يا به قصد زيارت كربلا مى روند. در جانب جنوب و جنوب غربى، نزديك تر به محل ديد، دهكده حضرت عبدالعظيم در آغوش درختان سرسبز آرميده است، و در جانب مغرب، راه آهنى كه به مزار حضرت عبدالعظيم مى رود كشيده شده است.
هنگامى كه در نزديكى دروازه اى كه مدخل باغچه برج را تشكيل مى دهد استراحت مى كرديم و ناهار مى خورديم فرصتى دست داد تا با اهالى محل گفت وگو كنيم و از آنها سؤالهايى بكنيم يا ببينيم آيا چيزى درباره زرتشت مى دانند، يا حتى با نام او كه امروز در فارسى زردشت مى گويند آشنا هستند يانه. در مقابل اين سؤال كه آيا مى دانيد پيغمبر گبرها كيست؟ دو نفر از مسلمانان كاملاً مستقل و بدون اطلاع از پاسخ يكديگر جواب دادند«پيغمبر آتش پرستان

صفحه از 426