10. در دستهاي ديگر از روايات، پيامبر، ايشان را به عنوان حل كننده اختلافات امّت بعد از خودش معرفي كرده و همگان را به تمسك به علي عليه السلام سفارش كرده است؛ از جمله خطاب به علي عليه السلام فرمود:
انت تبين لهم ما اختلفوا فيه بعدي؛۱تو براي آنها تبيين ميكني آنچه را كه بعد از من در آن اختلاف دارند.
و خطاب به امّت فرمودند:
ستكون بعدي فتنه اذا كان ذلك فالزموا علي بن ابي طالب؛۲بعد از من فتنه خواهد بود. پس در آن هنگام، ملازم با علي بن ابيطالب باشيد.
البته پيامبر پيشبيني كرده بودند كه برخي در هنگام اختلاف امّت، بعد از خودش، ملازم علي نيستند و او را تكذيب ميكنند كه آنها را جزء هلاكشدگان معرفي فرمودند:
يهتك فيك رجلان: محب مفرط و كذّاب مفتر، تفرق فيك امّتي كما افترقت بني اسرائيل في عيسي(.۳
پيامبر، در اين حديث شريف، دو گروه را از هلاك شدگان معرفي كردند: يكي كساني كه در دوستي علي افراط ورزند، مانند غاليان و ديگر كساني كه حضرت را تكذيب كنند.
و حتي پيامبر احوال روز قيامت محبين و تصديق كنندگان و دشمنان و تكذيبكنندگان حضرت را برشمرده و حتي فرموده كه مرگ دوستانت همراه با آرامش و امنيت است و مرگ دشمنان علي عليه السلام مرگ جاهليت و بر ديني غير اسلام است؛ هر چند در حيات دنيا ظاهراً مسلمان بودهاند:
... فمن احبك في حياه مني فقد قضي نحبه و من أحبك في حياه منك بعدي ختم الله له با الامن و الايمان، و من احبك بعدي و لم يرك ختم الله له بالاً من و الايمان و امنه يوم الفزع، و من مات و هو يبغضك يا علي! مات ميتة جاهلية.۴
11. در دستهاي ديگر از روايات پيامبر خطاب به برخي اصحابش از جنگ عدهاي به ناحق با علي عليه السلام خبر ميدهد و همگان را به ياري حضرت توصيه ميكند؛ از جمله:
يا ابا رافع! سيكون بعدي قوم يقاتلون علياً حق علي الله تعالي جهاد هم، فمن لم يستطع جهاد هم بيده فبلسانه، فمن لم يستطع بلسانه فبقلبه ليس وراء ذلك شيء.۵
1.. تاريخ دمشق، ج۴۲، ص۳۸۶؛ حلية الاولياء، ج۱، ص۶۳؛ المناقب خوارزمي، ص۸۵؛ تفسير العياشي، ج۲، ص۲۶۲؛ کشف الغمة، ج۱، ص۱۱۴؛ المناقب کوفي، ج۱، ص۳۹۱.
2.. الاستيعاب، ج۲، ص۶۵۷؛ اسدالغابه، ج۵، ص۲۸۷؛ الاصابة، ج۴، ص۱۴۹؛ بشارة المصطفي، ص۱۵۲؛ المناقب ابن شهرآشوب، ج۳، ص۹۱.
3.. مسند ابنحنبل، ج۱، ص۱۵۳، ۱۵۸، ۱۶۰؛ سنن الترمذي، ح۳۵۰۴؛ مجمع الزوائد، ج۱۰، ص۱۲۹؛ کنزالعمال، ح۲۰۸۴-۳۹۵۹-۳۴۷۳-۴۹۷۹-۴۹۹۴.
4.. کنزالعمال، ج۶، ص۱۵۵؛ حلية الاولياء، ج۱، ص۸۶؛ الکوکب الدريّ، ص۱۱۱؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۱.
5.. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۸۲.