در واقعه غزوه حنين، هنگامي که خبر حرکت قبيله هوازن و همدستانشان به رسولخدا رسيد، آن حضرت، «عبدالله بن أبي حدرد» را مأمور کرد تا به طور ناشناس خود را به ميان لشگر هوازن برساند و از اوضاع و احوال ايشان اطلاعاتي کسب کرده رسولخدا را مطلع سازد. ۱
4. عفو و عدم انتقام از دشمنان پس از غلبه بر ايشان
انتقام گرفتن از دشمن پس از غلبه يافتن بر او امري است که در تمامي جنگها اتفاق ميافتد. در همه جا لشکر شکست خورده و فرماندهان آن از کمترين حقوق انساني برخوردارند، و اين واقعيّت دردناک و ضدّ بشري تا جايي رواج يافته و موجب نگراني و دغدغه فکري ملتها بوده است که جامعه جهاني و نهادهاي بين المللي مجبور شدهاند براي سامان بخشيدن به وضعيّت شکست خوردگان در جنگها ضوابطي را تعيين نمايند، و دادگاههاي بينالمللي از حقوق انساني مغلوب شدگان حمايت کنند. اين مسأله، با اينکه داراي قوانين پذيرفته شده توسّط اغلب، بلکه تمامي کشورهاست، لکن هنوز هم در عمل همان است که بود؛ نه کنوانسيونها و پروتکلهاي بين المللي دردي را دوا کرده است، و نه سازمانهاي جهاني توانستهاند تغييري ايجاد نمايند.
اما داستان پيروزشدگان در جنگ، در اخلاق سياسي پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله به گونه ديگري است. اخلاق پيروزي در اينجا مبتني است بر عفو و گذشت، نه انتقام گيري و عقدهگشايي. رسول گرامي اسلام هم با اسيران جنگي چنين برخوردي داشت، و هم با فرماندهان لشکر دشمن که تسليم ايشان شده و شکست را ميپذيرفتند با عفو و اغماض مقابله مينمود.
داستان فتح مکه، اسلام آوردن «ابوسفيان» و برخوردي که پيامبر اکرم با او و مشرکان مکه ميکند، اخلاقيترين نمونه پيروزي و برخورد لشکر غالب با مردم مغلوب در تاريخ بشر است. ۲
«عمرو بن عاص» نقل ميکند که در سفري به حبشه رفت تا «عمرو بن اميّه» (فرستاده پيامبر) را از نجاشي ـ که سوابق رفاقت و دوستي با مشرکان مکه داشت ـ تحويل بگيرد و دستگير کرده، به قتل برساند. مخالفت نجاشي با اين امر و سخنان او در تأييد رسالت الهي پيامبر اکرم موجب تنبّه عمروعاص شده و او را به مسلمان شدن وا ميدارد. اعمال سابق عمرو عاص او را نسبت به برخورد رسول خدا نگران ساخته بود، لکن آن گاه که در مدينه خدمت رسول الله رسيد، آن حضرت فرمود:
اي عمرو، بدان که اسلام کارهاي گذشته را قطع ميکند (و از بين ميبرد). ۳
«صفوان بن اميّه» از کساني بود که با رسولخدا دشمني شديدي داشت و هنگام فتح مکه با جمعي اقدام به جنگ کرد، صفوان هنگامي که از مقابل لشگر اسلام فرار کرد، از ترس آنکه مبادا به دست ياران رسولخدا کشته شود، از شهر خارج شد و به سوي جده رفت تا از آنجا خود را به يمن برساند.
1.السيرة النبويّة، ج۴، ص۸۲؛ زندگاني محمّد، ج۲، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲؛ المغازي، ج ۳، ص۸۹۳؛ بحار الأنوار، ج۲۱، ص۱۶۵ .
2.السيرة النبويّة، ج۴، ص۴۵ ـ ۴۶؛ زندگاني محمّد، ج۲، ص۲۶۴ ـ ۲۶۸؛ تاريخ يعقوبي، ج ۲، ص۵۸ ـ ۵۹؛ المغازي، ج ۲، ص۸۱۶ ـ ۸۱۸
3.السيرة النبويّة، ج۳، ص۲۹۱؛ زندگاني محمّد، ج۲، ص۱۸۹؛ المغازي، ج ۲، ص۷۴۳ ـ ۷۴۵ .