آثار اجتماعى و تكوينى واقعه عاشورا - صفحه 22

نبرد سنگينى ميان دو لشكر در گرفت و در عاشوراى سال 67 ق ، سپاه شام ، شكست خورد و ابن زياد به هلاكت رسيد . ۱ مختار ، سرِ ابن زياد را براى امام زين العابدين عليه السلام فرستاد . ايشان مشغول خوردن غذا بود كه فرستاده مختار ، سرِ ابن زياد را نزد ايشان آورد . بر پايه گزارشى ، هنگامى كه ايشان ، سر ابن زياد را ديد ، سجده شكر گزارد و فرمود :
الحَمدُ للّهِ الَّذى أدرَكَ لى ثَأري مِن عَدُوّى ، وَجزَى اللّهُ المُختارَ خَيراً . أُدخِلتُ عَلى عُبَيدِ اللّهِ بنِ زِيادٍ وهُوَ يَتَغدّى ورَأسُ أبي بَينَ يَدَيهِ ، فَقُلتُ : اللّهُمَّ لا تُمِتنى حَتّى تُرِيَنى رَأسَ ابنِ زِيادٍ .۲ستايش ، خدايى را كه انتقام خون مرا از دشمنم گرفت! خداوند به مختار ، پاداش خير دهد! بر عبيد اللّه بن زياد وارد شدم ، در حالى كه غذا مى خورد و سرِ پدرم در برابرش بود. گفتم : خداوندا! مرا نميران تا زمانى كه سرِ عبيد اللّه را به من ، نشان دهى .
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :
مَا اكتَحَلَت هاشِمِيَّةٌ وَلا اختَضَبَت ، وَ لا رُئِىَ فى دارِ هاشِمِىٍّ دُخانٌ خَمسَ حِجَجٍ ، حَتّى قُتِلَ عُبَيدُ اللّهِ بنِ زِيادٍ ـ لَعَنَهُ اللّهُ ـ .۳هيچ زن هاشمى اى خضاب نكرد و سرمه نكشيد و به مدّت پنج سال ، در خانه هيچ هاشمى اى ، دودى ديده نشد (غذايى پخته نشد)، تا اين كه عبيد اللّه بن زياد ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ كشته شد.
فراريان كوفه ، به استاندار بصره ، مُصعَب بن زبير ، ۴ پناهنده شدند و او را به نبرد

1.تاريخ الطبرى : ج ۶ ص ۸۱ ـ ۹۲؛ الأمالى ، طوسى : ص ۲۴۱، ذوب النُّضار: ص ۱۴۲ .

2.بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۳۸۶ ، و نيز ، ر .ك : ص ۱۷۰ ح ۲۵۷۲ وص ۱۶۸ ح ۲۵۶۷ .

3.ر . ك : ص ۱۷۲ ح ۲۵۷۴ .

4.وى از طرف برادرش عبد اللّه بن زبير ، حاكم بصره بود .

صفحه از 23