پيش نيازهاى حديث شناسى - صفحه 5

آنچه براى شما نقل شد و مخالف با كتاب خدا بود ، من آن را نگفته ام.
امام صادق عليه السلام نيز مى فرمايد:
كُلُّ شَى ءٍ مَردودٌ إلَى الكِتابِ وَ السُّنَّةِ، وَ كُلُّ حَديثٍ لا يُوافِقُ كِتابَ اللّه فَهُوَ زُخرُفٌ . 1
هر چيزى بايد به كتاب [خدا] و سنّت ارجاع داده شود ، و هر حديثى كه موافق كتاب خدا نباشد ، سخن باطلى است با ظاهرى درست .
در اين جا پرسش، اين است كه : مخالفت يك حديث با قرآن ، دليل قطعى بر مجعول بودن آن است ؛ امّا آيا موافقت يك حديث با قرآن را مى توان دليل قطعى بر صدور آن دانست؟
از نظر منطقى ، پاسخ اين سؤال ، منفى است ؛ زيرا اجمالاً قطع داريم كه هر سخنى كه با قرآن هماهنگ است ، حديث نيست . بنا بر اين ، ممكن است مقصود از جمله «ما جاءَكُم عَنّى يُوافِقُ كِتابَ اللّهِ فَأَنَا قُلتُهُ» ، اين باشد كه «هر حديثى» كه مضمونش در چارچوب اصول و مبانى قرآن است ، قابل قبول است و نسبت دادن آن به پيامبر اسلام ، از باب تطبيق كلّى بر مصاديق آن ، مانعى ندارد . همچنين ، موافقت با قرآن ، قرينه اى بر صحّت انتساب است.

دو. موافقت يا مخالفت با عقل

دومين ميزان مهم نقد و ارزيابى حديث ، موافقت يا مخالفت مضمون آن با احكام قطعى عقل و فطرت است.
اسلام ، دينِ فطرت ، منطق و عقل است . از ديدگاه اين آيين آسمانى ، عقل ، حجّت درونى خداوند متعال براى بشر است . ۲ بنا بر اين ، سخنى را كه بر خلاف

1.الكافى : ج ۱ ص ۶۹ ح ۳ ، تفسير العيّاشى : ج ۱ ص ۹ ح ۴ ، المحاسن : ج ۱ ص ۳۴۷ ح ۷۲۵ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۲۴۲ ح ۳۷ .

2.ر.ك : دانش نامه عقايد اسلامى: ج ۱ ص ۲۹۱ (معرفت شناسى / بخش دوم : خرد / فصل سوم / حجّيت خِرد) .

صفحه از 12