مطالعه اي در مورد حديثي كهن - صفحه 87

خواندن اين ابواب را درخواست نمود, كه ناگهان رنگ چهره پيامبر دگرگون گرديد. عمر هراسان گرديد و بيان نمود كه من به خدا به عنوان پروردگار معتقدم, به اسلام به عنوان يك دين و محمّد به عنوان پيامبر. هنگامى كه غضب پيامبر فرو نشست, ايشان فرمود: قسم به آن كه جان محمّد را در دست دارد, اگر موسى در ميان شما بود و شما از او پيروى مى نموديد و مرا ترك مى كرديد, گمراه گشته بوديد. شما در ميان مردمانْ بهره من هستيد و من بهره شما از ميان پيامبران. ۱
نكته جالب توجه اين است كه يهود در اين داستان با عبارتى محترمانه مورد اشاره قرار گرفته است: مررت بأخ لى من قريظة. ۲ همچنين, جالب توجه است كه پيامبر بر پيروى موسى از دينش تأكيد كرده است. بر طبق روايتى به نقل از انس, پيامبر با عيسى ملاقات نموده است. ۳ ذهبى نيز از عيسى به عنوان يكى از صحابه پيامبر ياد مى كرد. ۴ گفته اى از پيامبر, همانند با گفته اى درباره موسى, در داستانى از حفصه نقل شده است. حفصه كتف استخوانى را به نزد پيامبر آورد كه بر روى آن داستان يوسف نوشته شده بود. پيامبر خشمگين شدند و رنگ رخساره ايشان دگرگون گرديد و فرمود: اگر يوسف بيايد و من در بين شما باشم و شما از او پيروى كنيد, گمراه گشته ايد. ۵

1.الجامع, برگ a ۶۰; المصنف, عبدالرزاق, برگ a۱۱۴; الدر, ج ۲, ص ۴۸. روايت ديگر اين نقل در المصنف, عبدالرزاق, برگ a ۱۱۴ : (انّما بعثت فاتح و خاتم و أوتيت جوامع الكلم و فواتحهُ و أختصرلى الحديث اختصاراً); المراسيل, ابو داوود, قاهره, ۱۳۱۰ق, ص ۴۸; تقييد, الخطيب البغدادى, ص ۵۲; مجمع الزوائد, نورالدين الهيثمى, ج ۲, ص ۱۸۲.

2.ر.ك: نقل ديگر اين روايت در كنز العمال, المتقى الهندى, ج ۱, ص ۳۳۴, شماره ۱۶۲۹. عمر از خيبر ديدار نمود و از گفته هاى فردى يهودى شادمان گرديد. يهودى, گفته هايش را به تقاضاى عمر بر پوستى كه عمر از پيامبر گرفته بود, نوشت. زمانى كه عمر آن را بر پيامبر خواند, ايشان ناراحت شد و دستور به محو نوشته ها داد. پيامبر فرمود: اين مردمان را پيروى مكنيد; چرا كه آنها گمراه شده اند; الدرالمنثور, السيوطى, ج ۴, ص ۱۳ (صورت هاى ديگر داستان ذكر شده است).

3.الحاوى, السيوطى, ج ۲, ص ۲۸۸.

4.همان, ص ۲۸۹.

5.الجامع, معمر بن راشد, برگ b ۱۳۳; المصنف, عبدالرزاق الصنعانى, برگ a ۱۱۴.

صفحه از 86