رخدادهای آینده، باطن انسانها و... برای منصب امامت و حیطه حکمفرمایی او لازم و ضروری نیست؛ هر چند که ممکن است گاه گاه، و نه همیشه، با اخباری الهی از این موارد آگاه گردند. به دیگر سخن میتوان گفت که مفید منکرِ نیست که ائمه چنین علومی داشتهاند، امّا نداشتن آن را به مقام امامت ایشان مخلّ نمیداند.
بر همین مبنا میبینیم که مفید در اعتبار روایاتی که پارهای از علوم ائمه به آینده را گزارش میکنند، تردیدی ندارد و حتّی گاه با شدّت و حدّت از این روایات دفاع مینماید؛ برای نمونه گزارش میکند که برخی از مخالفان امامیه اخبار امیر المؤمنین از آینده به نقل از رسول خدا را مانند خبر دادن از جنگ با ناکثین، قاسطین و مارقین یا کشته شدن ذو ثدیه، نیرنگ او برای بیان گمانه و ظنّ خود دانستهاند. آنگاه در پاسخ مینویسد:
اگر این اخبار، ظنّ و گمانه زنی باشد پس خبر دادن مسیح از خوراک، نوشاک و ذخایر اصحاب خود و تمامی اخبار انبیا از وقایع پیش از رخداد آنها، گمانه زنیی بیش نخواهد بود و این خروج از دین است.۱
ولی به باور او روایاتی از این دست در کنار هم نمیتواند به قاعده کلی «علم ائمه به ما یکون»، بیانجامد. به دیگر سخن، این روایات را قضایای موجبه جزئیهای میداند که از تراکم و تآخم آنان در کنار هم حکمی کلی به دست نمیآید تا بتوان آن را به عنوان یکی از علوم ضروری و لازم برای امام پذیرفت. به هر روی، مفید به صورت جزئیه علم ائمه به رخدادهای آینده را پذیرفته است. اکنون این پرسش پدید میآید که از منظر ایشان روایات دالّ بر این علم چه کاربرد و فایدهای در امام شناسی میتواند داشته باشد. شیخ مفید به روشنی به این مسأله پاسخ میدهد. به باور او خداوند از روی لطف و برای فرمانبری دیگران و تمسّک ایشان به امامت ائمه، آنان را بدین علم کرامت بخشیده و از آن آگاهانیده است.۲ از منظر شیخ، این صفات علم به احکام و عصمت و افضلیّت است. حال امام برای اثبات حقانیّت و امام بودن خویش نیز نیاز به نشانهها و دلایلی دارد. یکی از این نشانهها، آن گونه که گذشت، کرامت و اعجاز است که شامل علوم یا قدرتهای معجزه آسا میشود. این علوم و قدرتها چون صفات امام همیشگی نیستند، بلکه خداوند گاه آن را برای اثبات مدعای امامت، به امام و پیشوای بر حقّ عنایت میکند. به دیگر سخن، این علم گاه گاهی، میتواند به عنوان یک دلیل و معجزه در تعیین و تشخیص مصداق امام جامع الشرایط نقش