آل محمد صلی الله علیه وآله بر رسولان و انبیای پیشین جز محمد صلی الله علیه وآله ، ولی باز هم در برتری ایشان بر رسولان و انبیای پیشین تردید دارد.۱ این نشان میدهد که به مضمون روایات پیش گفته، یقین ندارد. این در حالی است که برای نمونه صدوق، بر پایه اخبار و احادیث با قاطعیت بدین برتری حکم میدهد و در آن تردیدی به خود راه نمیدهد.۲
تبیین حدیث
شیخ مفید از رهگذر نگاه کلامی خویش به مقوله امامت روایات مربتط با این موضوع رانگریسته و به فراخور بنیانهای عقیدتی خویش، معنایی از آن پیش دید نهاده است. در این میان شاید بتوان گفت که اثر دیدگاه او در باره «گستره علم امام» از دیگر مبانی بیشتر رخ مینماید. جلوههای اثرگذاری مبانی کلامی او در این مقوله را میتوان در دو دسته از روایات مشاهده کرد. دسته نخست روایاتی هستند که به صورت عامّ از علم امام سخن گفتهاند؛ برای نمونه بر پایه برخی روایات رسول خدا، هزار باب علم را به علی علیه السلام آموخته است. در روایاتی آمده است که پیامبر، هزار باب علم را به علی علیه السلام آموخت که از هر باب آن هزار باب دیگر سر میزند. به تصریح مفید، برخی حدیث را این گونه معنا کردهاند که پیامبر نشانههایی را بر علی علیه السلام آشکار ساخته است که با آشکارگی هر یک حوادثی رخ میدهد. هر رخداد و حادثهای بر حادثهای دیگر رهنمون میشود تا این که هزار حادثه روی میدهد. از این رو، علی با علم به هر یک از هزار نشانه، هزار نشانه دیگر را در مییابد. آنچه این تأویل را درست مینماید، آن است که او از حوادثی پیش از رخدادشان، خبر داده و در پی آن گفته است: «علمنی رسول الله ألف باب، فتح لی کل باب ألف باب»، ولی مفید خود آن را گستره معنایی حدیث را به احکام شرعی ویژه میداند.۳ در واقع، تحلیل او از محدوده علم امام به مثابه قرینهای لبّی، به تقیید و انحصار گستره معنایی آنها به علم شریعت انجامیده است.
بازخورد دیگر بنیانهای اعتقادی مذکور در شیوه تحلیل روایات دالّ بر علم امام به آینده، درون افراد، زبانهای مختلف و مهارتهای گوناگون دیده میشود. چنان که گفته شد، مفید حیطه حکمفرمایی امام را تنها عالم تشریع میپندارد. به اعتقاد او علم امام به
1.. اوائل المقالات، ص۷۱.
2.. الاعتقادات، ص۹۳.
3.. الفصول المختارة من العیون و المحاسن، ص۱۰۷.