چرایی افاضه صفات پیش گفته به برخی افراد
مفید معتقد است که امامت تفضّلی است از سوی خداوند بر کسی که او را به کرامت خویش ویژه ساخته است. این تفضّل از آن روست که خداوند به سرانجام ستوده فرد عالم و آگاه است و از گرد آمدن تمامی خصلتهایی که بر اساس حکمت، احراز مقام امام و برتری بر دیگران را بایسته میسازد، در او مطلع است. بزرگداشت، احترام و وجوب طاعتی که امام در خور آن است، نتیجه عزم و استقامتی است که در قیام به اعمالی که مکلّف به انجام آن بوده، نشان داده است و نیز بر آیندِ کارهایی که در هر حال از او سر میزند.۱ این اعتقاد جمهور امامیه است و اهل تناسخ و.. با آن در ستیزند؛ چه شایستگی منصب امامت را به عوالم پیشا خلقتی پیوند میزنند، حال آن که وجود این عوالم و آفرینش ارواح پیش از اجساد باطل و نپذیرفتنی است.۲
چگونگی شناخت امام جامع الشرایط
مفید پس از بر شمردن صفات امام و اثبات بایستگی آنها به راههای شناخت مصداق امام جامع الشرائط میپردازد. به باور او باید امام از رهگذر نصّ یا علم معجزه گون و خرق عادت از رعیّت متمایز شود؛ چه راهی برای شناختِ کسی که صفات پیش گفته را داشته باشد، وجود ندارد، مگر با نصّ فردی راستگو از سوی خداوند یا معجزه. همان گونه که برای شناخت نبی و رسول، راهی جز نصّ نبیّ پیشین یا معجزه آشکار برای عقول وجود ندارد.۳ مفید، اعتقاد به بایستگی نصّ برای ائمه را یکی از شناسههای امامیه میداند.۴ دلیل بایستگی نصّ از دیدگاه او آن است که صفات امام، به ویژه عصمت با عقل و حسّ دانسته نمیشود. از این رو، تنها با نصّ و توقیف از سوی خداوندِ آگاه به درونها حاصل میشود۵ .
1.. اوائل المقالات، ص۶۳-۶۴. مفید در الافصاح دلیل وجوب طاعت امام را «ظهور حال امام نزد خداوند»،می داند (ر.ک: الافصاح فی إمامة أمیر المؤمنین، ص۲۷)؛ چنان که پیش از این هم آمد، از دیدگاه مفید عصمت چیزی است که خداوند میداند اگر آن را به بندهای از بندگان خود بدهد، با وجود آن دیگر معصیت خداوند را بر نمیگزیند و تمامی بندگان اینگونه نیستند، بلکه برگزیدگان و خیاره گان چنین هستند (ر.ک: تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص۱۲۹-۱۲۸).
2.. شیخ مفید احادیث مرتبط با عالم ذرّ و خلقت ارواح پیش از اجساد را نمیپذیرد، چه بر آن است که اگر چنین عوالمی بوده باشد، باید آدمیان آن را فرایاد آورند و چون چنین نیست، پس وجود چنین عوالم و رخدادهای پیشا خلقتی پذیرفته نیست و احادیث دالّ بر آن را باید به گونهای دیگر تأویل کرد (ر.ک: همان، ص۸۰-۸۷).
3.. المسائل الجارودیة، ص۴۵-۴۶.
4.. اوائل المقالات، ص۳۸؛ الفصول المختارة من العیون و المحاسن، ص۲۹۷، ص۳۴۰.
5.. المسائل العکبریة، ص۵۲.