بیآغازیِ سلسله حوادث و تغییرات را بپذیرد.
این در حالی است که چنین التزامی را دیگر اندیشمندان موحد، با استناد به نصوص وحیانی و حکم عقل نپذیرفتهاند، که به سه بیان اشاره میشود:
اول: فیاضیت و جوادیت حق تعالی، در مستند وحیانی، متوقف بر دوام فعلیت اعطا و بذل نیست؛ یعنی خداوند متعال جواد است، چه ببخشد و چه نبخشد و منع کند؛ چنانچه احمدبنسلیمان۱ از امامرضا علیه السلام نقل میکند که در مورد فیض حق فرمودند:«فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ».۲
برخی از محققان نیز گفتهاند: آنچه از لفظ «جواد» به ذهن تبادر میکند، این است که شخص جواد جایی که مقتضای جود باشد، بخل نمیورزد، اگرچه بالفعل از او جودی صادر نشود.۳
دوم: افاضه فیض، محلّ قابل میخواهد و قابلیت هر چیزی منوط به وجود مصلحت۴ در ایجاد اوست. پس تأخر «فیض» از وجودِ «فیاض مطلق» به دلیل نقص در قابل است، نه فاعل.۵
سوم: صغری: جود و بلکه مطلق فعل خداوند متعال، متوقف بر ارادهای است که _ همانند قدرت _ به محال تعلق نمیگیرد؛ یعنی همانگونه که قدرت قادر متعال به خلق شریکالباری و قراردادن دنیا در یک تخم پرنده، بدون اینکه دنیا کوچک و تخم پرنده بزرگ شود و...، به سبب محال بودنشان، تعلق نمیگیرد.۶ اعمال قدرت و به تبع آن، جود و فیض او هم به محال تعلق نمیگیرد.
کبری: وجود «ماسوی» و به تبع آن، ایجاد آن در ازل، محال است (چنانچه در سه «نگاه» گذشته بیان شد).
نتیجه: فیض و جود الله تعالی به «ایجاد ماسوی» در ازل به دلیل ممکننبودنش
1.. در معانی الاخبار، ص۲۵۴، برخلاف التوحید، ص۳۷۳، ش۱۶ و خصال، ج۱، ص۴۳ که موافق الکافی است، به جای «احمد بن سلیمان»، «احمد بن مسلم» آمده که علیالظاهر تصحیفی رخ داده است.
2.. الکافی، ج۴، ص۳۹، ش۱.
3.. ر.ک: وجودالعالم بعدالعدم، ص۱۸۰.
4.. با توجه به اینکه خود «مصلحت»، متوقف بر «امکان» است، باید گفت: قابلیت هر چیزی منوط به امکان ایجاد آن است – که در ازل وجودش محال است -، نه «مصلحت».
5.. ر.ک: کلمالطیب، ص۴۱.
6.. ر.ک: التوحید، ص۱۳۱، ش۱۰.