نتیجه تساقط میکنند.۱
تعارضات موجود در تراجمی که شیخطوسی و نجاشی ارائه دادهاند، تردیدهای جدیای را متوجه اعتبار منابع آنان و مبنایشان در توثیقات میکند. منابع و اصول توثیقات ایشان تا کنون تحلیل نشده است؛ نکتهای که وقتی به تعارضاتشان در تراجم برخی رجال ضمیمه میشود، نزد محققان معاصری چون محسنی و الغریفی، اعتبار ارزیابی آنان را زیر سؤال میبرد. برای مثال، محسنی این سؤالات را مطرح میکند:
چگونه میتوان مطمئن بود که اصول توثیقات آنان برای ما قابل قبول است یا خیر؟ چگونه میتوان ثابت کرد که شیخطوسی در ارزیابیهایش بر حدس (گمانی که بر اساس تفسیر منابع است) تکیه نکرده است؟ آیا ممکن است توثیقات آنان بر پایه ظن باشد؟»۲
محسنی چنین اشکالاتی را بر محقق خویی و دیگر رجالیون وارد کرده است، ولی هرگز پاسخ قانعکنندهای دریافت نمیکند.۳
احتمال این که توثیقات آنان بر پایه ترکیبی از حس و حدس (در برخی موارد قطعی و در برخی دیگر حدسی) باشد را نمیتوان منتفی دانست. بحثهای مبتنی بر حس و حدس در توثیقات متقدم موجود در متون رجالی شیعه، به معضل مهمی بدل شده است؛ باید اثبات شود که ارزیابیها بر پایه یقین بوده است، چراکه بدون این شاخص هیچ توثیقی را نمیتوان به عنوان حجت معتبر پذیرفت. و اگر ارزیابیها بر پایه ظن بوده باشد، سؤالاتی درباره اعتبار رجال در پی خواهد داشت و مانع ورود روایات آنان در کتب فقهی خواهد شد؛ در نتیجه، راه مطمئنی بین ائمه و فقه باقی نخواهد ماند.۴
در همه این احتمالات، چون تمییز بین حس و حدس در متون متقدم ناممکن است، فرض بر این است که همه توثیقات ناشی از حس است، مگر آنکه با بهکارگیری
1.. قواعدالحدیث، ص۱۷۸.
2.. بحوث، ص۵۰-۵۲.
3.. همان، ص۴۶.
4.. دو مفهوم «حس» و «حدس»، گرچه به طور غیرمستقیم، نخستین بار در کتاب شیخحرّ عاملی مطرح شده است. او در کتاب خود، وسائلالشیعه، اصرار دارد که قدمای شیعه، به قرائنی دسترسی داشتهاند که توثیقاتشان را به حدّ قطع میرسانده است؛ با این حال، حتی اگر آنان گزارشهای مستقیمی دربارۀ وثاقت شخص نداشته باشند، قادرند وضعیت او را از کتابهای او و آثاری که در قالب روایات از شاگردان و دوستانش نقل شده، تشخیص دهند. اینها همه میتواند نشانگر وثاقت شخصی باشد که صراحتاً توثیق نشده است. چنین سنجههایی که بازتابدهندۀ وثاقت فرد هستند، به ادوار گذشته اختصاص دارند.