نادرستي انتساب عدم پذيرش ظواهر قرآن به اخباريان - صفحه 21

مورد سوم

استرآبادی در ادامه همین بحث از مصیب یا مخطئ بودن مجتهد، با استعانت از توفیق الهی و دستگیری اهل‏بیت علیهم السلام وارد چالشی که در این بحث وجود دارد، شده است. وی در توجیه اختلاف
در فتوا _ که امکان صواب یا خطای یکی از مجتهدان را نمایش می‏دهد _ علت آن را یکی از دو قسم معرفی می‏کند: اول، آن که سبب این اختلاف خود روایات باشند که او با احتمال تقیه‏ای بودن یکی از آن دو، این اختلاف فتوا را قابل حل می‏داند و روشن نمی‏کند که اگر در تقیه‏ای بودن یکی از آن دو نیز اختلاف در فتوا رخ دهد، چگونه توجیه می‏شود. ناگفته نماند که در جای دیگر ادعا می‏کند که هر راهی که به اختلاف منجر شود، به غیر مورد تقیه، مردود و نزد خدا از این که منجر به اختلاف شده، پذیرفته نیست ۱.
اما شاهد این مورد، در بیانی است که در دومین قسم آن دارند. دومی‏ از آن دو قسم، این است که سبب اختلاف، غیر روایات، از استنباط‏‏های ظنی ناشی شده باشد و معلوم است که اذنی از خدای متعال در این باره وارد نشده است، بلکه احادیث به شکل متواتر از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده است که هر مفتی خطا کنند‏ه‌ای ضامن است و سنگینی عمل هر کس که عمل به فتوای او کند نیز به او می‏رسد و خدای متعال نیز فرموده است: «و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده، حکم نمی‏کنند کافرند» ۲.
و روشن است که هر حکمی که امت به آن نیاز داشته‏اند، خدا در کتابش نازل کرده است؛ ولی اندیشه‏‏های انسان‏ها‏ به آن نمی‏رسد و پیامبر صلی الله علیه وآله و همچنین أمیر المؤمنین علیه السلام آن را برای مردم بیان نموده‏اند و همان گونه که در گذشته بیان کردیم، اختلافی در آنچه نازل شده است، وجود ندارد. بنا بر این هر اختلاف در فتوی کند و سبب این اختلافش، بناگذاری نمودن یکی از دو قولش بر حدیثی که از باب تقیه آمده، نباشد، در این صورت، او به غیر از «ما أنزل الله» حکم نموده است ۳.
روایاتی که در ذیل این آیه شریفه ۴ آمده است، بر یکی از مصادیق آیه، یعنی حکم به جور در مورد دو درهم و زور‌گیری کردن از صاحب آن تطبیق شده است. ایشان نیز این آیه را بر کسانی که در مسیر استنباط، منجر به اختلاف در فتوا می‏شوند، تطبیق نموده است و هیچ گونه احتیاطی نیز ننموده است.

1.الفوائد المدنیة، ص۱۹۲

2.مائدة/۴۴

3.الفوائد المدنیة، ص۳۲۱ _ ۳۲۲

4.تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۲۳

صفحه از 23