روايات تفضيل در اصول الکافي، هم ساز يا ناسازگار - صفحه 77

بِها...»1استناد جسته‎اند2 بدین جهت که تطهیر، ضد تنجیس است و مقصود، تطهیر از آلودگی‏‏هایی چون مال دوستی، بخل و خود خواهی است. وقتی تزکیه به مال تعلق می‎گیرد وسیله افزایش حسنات و رفعت درجات است3 بدین ترتیب امام علیه السلام با گرفتن صله از شیعیان موجب تطهیر و رشد و تعالی آنان می‏‏شود.‏‏ و یکی از علل اهمیت ورود شیعیان به عرصه صله دادن به امام علیه السلام ، ضرورت یاری رساندن به امام علیه السلام در عصر حاکمیت دولت‎های غاصب است.
اما هر چه باشد، روایت سوم، ناظر به مبانی نظری و عملی توحید بوده و به منزله دو شعار و دو ذکر، از میان دیگر اذکار، «بهترین» تلقی می‏‏شود که البته به طور غیر مستقیم با پیام‎های اعتقادی مربوط بوده و آن را منتقل می‏‏سازد. واضح است که منظور از تهلیل، ذکر شریف «لا اله الا الله» و مراد از تکبیر نیز ذکر« الله اکبر» است. در باره فضیلت و برتری ذکر «لا اله الا الله» پیش از این بحث شد؛ اما به اختصار می‎توان گفت محبوبیت و برتری تهلیل به خاطر دلالت آن بر مرتبه توحید کامل و افضلیت تکبیر به خاطر دلالت آن بر اتصاف به تمام صفات کمالیه و تنزیه از تمام نقایص است.‏‏4 نگاه به روایاتی که در باب تکبیر ذکر شده‎اند این افضلیت را تکمیل خواهد کرد5
بر این اساس، این دو حدیث ناسازگار نخواهند بود؛ زیرا روایت اول به جنبه اجتماعی و روایت سوم به جنبه فردی نظر افکنده است و تعدد و تفاوت موضوع، مشکل را چاره می‏‏کند.

روایات اعظم الناس

1. «خَطَبَ النَّاسَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! أَنَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِی كَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی، وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِی عَیْنِی صِغَرَ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ، وَ لَا یُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ، فَلَا یَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لَا رَأْیَهُ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ الْجَهَالَةِ، فَلَا یَمُدُّ یَدَهُ إِلَّا عَلَی ثِقَةٍ لِمَنْفَعَةٍ

1.. سوره توبه، آیه۱۰۳: از دارایی‌هایشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازی.

2.الکافی، ج۱، ص۵۳۸، ح۱ و ۷؛ کتاب التفسیر، ج۱، ص۱۰۱.

3.ترجمه و شرح اصول الکافی، ج۳، ص۸۴۲.

4.. مرآة العقول، ج۱۲، ص۱۶۱.

5.الکافی، ح۱، ص۱۱۸: «عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ، قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ: اللهُ أَكْبَرُ، فَقَالَ: اللهُ أَكْبَرُ مِنْ أَیِّ شَیْ‏ءٍ؟ فَقَالَ: مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام : حَدَّدْتَهُ. فَقَالَ الرَّجُلُ: كَیْفَ أَقُولُ؟ قَالَ: قُلْ اللهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ» و ص۵۱۷، ح۱.

صفحه از 87