پراكندگى جغرافياىِ جمعيتى شيعيان اماميه بر مبناى كتاب «نقض» - صفحه 58

شايد كهن‏ترين تصريح به حضور تشيّع در گرگان، سخنان مقدسى در قرن چهارم هجرى باشد كه ضمن شرحى از جرجان و نقل خوبى‏هاى آن از تعصّب‏هاى فرقه‏اى در آن‏جا ياد مى‏كند. البته بايد خاطر نشان ساخت كه در جرجان و استرآباد، جداى از شيعيان، دو گروه عمده از سنّيان، اهل حديث و اصحاب راى (اصحاب ابو حنيفه) نيز حضور داشتند. اهل سنّت اين ناحيه در قرون نخستين اسلامى، بسيار فراوان و بخش‏هاى مركزى طبرستان مانند آمل و سارى بر تشيّع بوده‏اند؛ امّا هر اندازه كه در شرق يا غرب از اين مركز دورتر رويم، سلطه مذهب اهل سنّت بيشتر است. ۱
طبرستان كه حوزه‏اى است در دشت ساحلى، كوه‏هايى بسيار با بارانى فراوان دارد و قصبه آن، آمل است. مردم اين ناحيه و ديلمان تا روزگار حسن بن زيد، كافر بودند و بعد از او در زمان جانشينش اطروش علوى، گسترش اسلام با موفّقيت بيشترى روبه‏رو بوده است. از آن‏جايى كه اسلام آنان از ابتدا با تشيّع زيدى همراه بوده است، لذا در قرن هشتم، مردم آن‏جا به شيعه و بواطنه نزديك‏ترند. ۲
سارى و اُرْم از شهرهاى طبرستان، هميشه دار الملك و سريرگاه ملوك مازندران بوده‏اند. پادشاهان مازندران چون: شهريار، قارن، گردباز، اصپهبد على و شاه شهيد رستمِ على، در جهاندارى، قلعه‏گشايى، لشگركشى، دشمن كشى و عقل و عدل معروف‏اند و مقبول سلاطين آل سلجوق. از سادات سارى مى‏توان سيّد الحسن و اولاد او، شرف الدين، تاج الدين، قطب الدين و بهاء الدين را نام برد كه داراى فضل و شرف و نسب عالى هستند. ۳
غربا و بازرگانان در اين شهر، ايمن و شعار مسلمانى در مدارس، مساجد و مجالس آنان ظاهر است. اين شهر در زمان حكومت رستم بن على و پدرش على بن

1.تاريخ تشيّع در جرجان و استرآباد، ص ۴۵.

2.جغرافياى تاريخى و انسانى شيعه در جهان اسلام، ص ۹۷.

3.نقض، ص ۳۹۱.

صفحه از 62