در اين باره چنين است:
اما ائمّه زيديان - كه اسامى ايشان را در اين فصل ياد كرده است - همه اهل صلاح و زهد و سداد و عفّت و ورع بودهاند و آمران به معروف و ناهيان از منكر و شيعه در ايشان اعتقاد نيكو دارند؛ امّا امامشان ندانند به فضل و عصمت و نصيّت و غلبة الظن چنان است كه دعوى امامت مطلق نكردهاند. بهرى را «صلوات اللَّه عليه» نويسند و بهرى را «رضى اللَّه عنه». و شيعه را با ايشان چندان خلافى نيست كه به ميانجى مجبّران حاجت باشد.۱
و. كشته شدن زيد بن على به دست منصور يا عبد الملك مروان
در باره خلافت عبّاسيان و جنايت منصور سفّاح مىنويسد:
بو مسلم به كوفه و آن جا از بقيه آل عبّاس، دو پسر كوچك مانده بود: يكى ابو العبّاس سفّاح كه مهتر بود و ديگرى بو جعفر المنصور كه او را ابو جعفر دوانيقى گفتندى. اين هر دو پسر را بياورد و ابو العبّاس را به خلافت بنشاند و او سه سال خلافت كرد و به آن جهان كرانه شد و خلافت با منصور افتاد و بيست و دو سال تمام خلافت كرد و اند هزار نفس زكيّه را از آل على عليه السلام و فاطمه عليها السلام هلاك كرد، چه به زهر و چه به تيغ و چه آنان كه در ديوارها گرفت و اين معنى ظاهر و شايع است و زيد على را او كشت به يك قول و به ديگر قول، عبد الملك مروان.۲
عباراتى از اين دست، شاهدى است بر اين كه نويسنده محترم، اطلاعات تاريخىاش بسيار ناقص است، در حالى كه كتاب مروج الذهب مسعودى در اختيار او بوده است و اين كتاب، وفات عبد الملك را در سال 86 ق ذكر مىكند.۳ زيد بن على در سال 121 يا 122 ق، شهيد شد۴ و در باره تولّد او اختلاف وجود دارد و سالهاى 66،
1.همان، ص ۲۵۹ - ۲۶۰. براى آگاهى از اين مطلب كه «ابراهيم برادر عبد اللَّه نيست؛ بلكه پسر اوست»، ر.ك: فى علم الكلام (الزيديه)، ص ۷۵.
2.نقض، ص۱۳۰.
3.مروج الذهب، ج ۳، ص ۹۹.
4.همان، ص ۲۱۷.